شركت توشيبا TOSHIBA
شركت
توشيبا
TOSHIBA
توشيبا، آنگونه كه از نامش نيز برمیآيد، شركتی
است كه از ادغام دو شركت مكانيكی و برقی پديد آمده است. نابغه مكانيكی ژاپن، هيساشی
تاناكا با بنيانگذاری شركت توليدكننده تجهيزات تلگراف در 132 سال پيش اين بنا را
آغاز كرد و نابغه برقی ژاپن، ايشی سوكی فوجيوكا با بنيانگذاری شركت برق توكيو در
117 سال پيش، بنا را تكميل كرد و بدينسان در 1939 با ادغام اين دو شركت، شركت
توشيبا متولد شد. سير اختراعات و مصنوعات مكانيكی و الكتريكی آن دو اعجوبه ژاپنی،
در قالب شركت جديد نيز ادامه يافت، با اين ويژگی كه عنصر الكترونيك نيز بدان
افزوده شد و توشيبا با پا نهادن در عرصه توليد محصولات مختلف ديجيتالی و الكترونيكی
و رايانهای، در كنار توليد لوازم خانگی و
تجهيزات پزشكی و تراشهها و نيمههاديها در صف مقدم شركتهای
برتر ژاپنی و جهانی جای گرفت. اما با داشتن چنين سابقه كهن و درخشان از لحاظ تاريخی
و حركت مستمر در عرصه فناوريهای نوين و اختراعات و ابداعات در عصر فناوری اطلاعات
و ارتباطات، آتسوتوشی نيشيتا مديرعامل كنونی شركت، راه سختی را درپيش رو میبيند.
او اگر بخواهد توشيبا را درصدر صنايع الكترونيكی دنيا بنشاند، بايد غولهايي همچون زيمنس، سامسونگ، هيتاچی، ماتسوشيتا، سونی و LG را كنار بزند.
● تاریخچه
گرچه
شركتی كه امروزه به نام توشيبا شناخته میشود، رسما
68 سال پيش تأسيس شد، اما سابقه اصلی اين شركت به 132 سال پيش، يعنی سال 1875 برمیگردد. در اين سال، هيساشی تاناكا يكی از بزرگترين مخترعان ژاپن
كه علاقه و مهارت خاصی در مكانيك داشت، كارخانه تجهيزات تلگراف را در توكيو راهاندازی
كرد. اين حركت را میتوان سنگبنای تأسيس شركت توشيبا
دانست. در سال 1904، اين كارخانه به نام كارخانه مهندسی شيبارا تغيير نام
داد. ازسوی ديگر، نابغه صنعت برق ژاپن، ايشی سوكی فوجيوكا در سال 1890، اولين
كارخانه توليد لامپ فلورسنت را در ژاپن تأسيس كرد و آن را شركت برق توكيو نام
نهاد. در سال 1939 با ادغام اين دو شركت، شركت TOKYO
SHIBAURA تأسيس
شد كه به نام TOSHIBA مشهور گشت و در سال 1984 رسما به همين
نام تغيير يافت. در سال 1930 اولين ماشين لباسشويی برقی و نيز يخچال توسط شركت
ساخته شد. سال بعد، اولين جاروبرقی ژاپنی به بازار عرضه شد. سال 1942 اولين رادار
توسط توشيبا تكميل و عرضه شد. در سال 1955 پلوپزبرقی و چهار سال بعد اولين تلويزيون
ترانزيستوری و اجاق مايكروويو ساخته شد.
اين درحالی است كه شركت برق توكيو، پيش از ادغام و تشكيل رسمی
توشيبا، اولين موتور القايی و نيز ژنراتور برق چرخ آبی 60 كيلووات را ساخته بود و
در دهههای 1910 و 1920 موفق به توليد لوله
پرتو X و پرتو كاتديك شده بود. در سال 1963 اولين توربين نيروگاه هستهای به قدرت 12500 كيلووات توسط توشيبا تكميل و به كار گرفته
شد. در فاصله اين دودهه، آزمايشگاههای تحقيقاتی بسياری توسط شركت راه اندازی شد.
تا سال 1978 كه اولين واژهپرداز ژاپنی توسط توشيبا به بازار آمد، كارخانههای نورد، توربينسازی، سيليكون، لوازم خانگی و تجهيزات
الكتريكی و توليد لامپ، توسط شركت فعال شده و به كار مشغول بودند. اولين سيستم
پزشكي MRI در سال 1982 توسط توشيبا عرضه شد. دو سال بعد، بزرگترين
نيروگاه سلولهای خورشيدی 50 كيلوواتی در ژاپن راه اندازی شد. اولين رايانه شخصی
كيفی (LAPTOP) در سال 1985 توسط توشيبا به جهان ارائه شد.
در
1995 ديسكهای DVD با چگالی بالا توسط شركت توسعه يافت و سال بعد دستگاه DVD و DVDخوان عرضه شد. توشيبا
اولين تلويزيون تخت را نيز در سال 1998 به بازار ارائه كرد. با ورود به هزاره جديد
توليد تلويزيون ديجيتالی در دستور كار شركت قرار گرفت. در سال 2005، توشيبا در
عرضه HD - DVD سرآمد گشت. امروزه شركت توشيبا در حوزه صنعت الكترونيك و
تجهيزات برقی پس از زيمنس، سامسونگ، هيتاچی، ماتسوشيتا، سونی و LG در
مقام هفتم جهان ايستاده است. در سالهای آغازين هزاره نو، توشيبا همكاری مشاركتی (J.V) با ماتسوشيتا را برای يكپارچه سازی كسبوكار توليد LCD در دستور كار قرار داد. توليد حافظههای كوچك FLASH با ظرفيتهای مختلف از فعاليتهای شركت بود. ظرفيت 8 گيگابايتی
اين نوع حافظهها در سال 2005 توسط شركت به بازار آمد. در سال 2004 كوچكترين سلول
سوختی متانول با خروجی انرژی 100 مگاوات تكميل و توسعه يافت. توشيبا در سال 2006،
كسبوكار نيروگاه هستهای وستينگهاوس را خريد.
●حوزههای فعاليت
عمدهترين حوزههای فعاليت توشيبا عبارت است از:
1- دستگاهها و
اجزای الكترونيكی: حافظههای جانبی، كارتهای حافظه،
صفحات نمايشگر LCD، سلول سوختی
برای تجهيزات تلفن همراه، نيمههاديها.
2- سيستمهای
زيرساخت اجتماعی: سيستمهای قدرت، صنعتی، آسانسور،
پزشكی، توربينهای نيروگاههای برق حرارتی، اسكنرهای دقيق پزشكی، كارتهای IC ورودی درها.
3- محصولات
ديجيتالي: شبكههای ديجيتالی و رايانهای،
ارتباطات تلفن همراه، DVD خوان،
رايانههای كيفی، تلفن همراه.
فناوريهای DVD
DVDخوان، تلويزيون تخت و چندين فناوری
ديگر اولين بار توسط توشيبا به بازار ارائه شده است.
-4 لوازم خانگی: پلوپز با
فشار خلاء، ماشين لباسشويی با مصرف كم انرژی، يخچال، تهويه مطبوع.
در زمينه توليد تراشه، كارخانههای تراشه توشيبا پس از اينتل، سامسونگ و تگزاس، چهارمين توليدكننده بزرگ و برتر دنياست.
●فلسفه مديريت توشيبا
چارچوب فلسفه مديريت توشيبا در تدوين چشمانداز و ماموريت و
نيز استانداردهای اخلاقی ديده شده است، كه هر كس در توشيبا بايد بدان عمل كند.
شعار توشيبا، عمل متعهدانه برای مردم و برای آينده است. در چشمانداز مديريت
توشيبا آمده است: «شركتها از انسانهايی تشكيل شده است كه با هم كار میكنند. در
توشيبا، هر يك از ما تمام توان و استعداد خود را بروز میدهيم و در راه موفقيت
بلندمدت شركت به كار میگيريم. ما به عنوان كاركنان شركت، به دنبال افكار و ايدههای
نوين هستيم تا آن را در خدمت شركت درآوريم. مسئوليتپذير باشيم و تصميم بگيريم.
مديران، الهام میدهند و رهبری ميكنند، جهت استراتژيك شركت را مشخص میسازند و
استعدادهای افراد را پرورش میدهند و از رسيدن به اهداف اطمينان میيابند. اين
مشاركت جمعی، مشتريان ما را به وجد میآورد. ما با كار كردن با يكديگر، روياها را
محقق میسازيم تا با بالا بردن سطح زندگی مردم، دنيای بهتری داشته باشيم». توشيبا،
از راه نوآوری فناوری و محصولاتی عرضه میكند كه زندگی ايمنتر، راحتتر و بهرهورتری
را فراهم آورد. ما روح نوآوری را با اشتياق خود برای شكل دادن به آينده و كمك به
حفظ محيط زيست در سطح جهان تلفيق كردهايم.
ما بر بنيان اعتماد و احترام، روابط نزديكی با مشتريان و شركای
كسبوكار خود در سراسر دنيا ايجاد كردهايم.
●تحقيق و توسعه
اساس حركت تحقيق و توسعه در توشيبا، «فناوری انسان محور» است.
آنها به آيندهنگری، راحتی، سادگی، ايمنی و به وجد آوردن مشتری تاكيد میورزند. اصلیترين حوزههای تحقيق و توسعه در توشيبا عبارت است از:
- حوزه
شبكه و بیسيم؛
- حوزه
انسانی؛
- حوزه
مواد نو؛
- حوزه
سيستمها و محيط؛
- حوزه
ذخيرهسازی اطلاعات.
●منابع انسانی
190708
نفر كاركنان توشيبا در سال 2007
در بيش از 520 كارخانه شركت و بيش از 30 كشور جهان مشغول به كار هستند. با خريد
كسبوكار نيروگاه هستهاي از وستينگهاوس، تعداد 20 هزار نفر به اين افراد اضافه
شدند. بيش از 4 هزار تامين كننده داخلی در ژاپن و هزار تامين كننده خارج از ژاپن،
پشتيبانی تامين شركت را به عهده دارند.
●فروش
توشيبا با فروش 8/60 ميليارد دلار و سود 17/1 ميليارد دلار در
سال 2007، در جايگاه 91 پانصد شركت برتر جهانی قرار گرفت. تفكيك فروش منطقهای
شركت چنين است:
51 درصد ژاپن، 20 درصد آسيا (به جز
ژاپن)، 15 درصد آمريكای شمالی، 12 درصد اروپا و 2 درصد ساير نقاط جهان. تركيب فروش
براساس حوزههای فعاليت عبارت است از:
محصولات ديجيتالي 36 درصد؛ زيرساختهای اجتماعي 27 درصد؛
دستگاههای الكترونيكی 22 درصد؛ لوازم خانگی 10 درصد و ساير موارد 5 درصد.
●بنيانگذاران
يكي از
بنيانگذاران توشيبا، هيساشی تاناكا از نوابع و اعجوبههای مكانيك و از
مخترعان بزرگ كشور ژاپن است. او در 1799 متولد شد. تا سال 1854 كه تجهيزات تلگراف
را اختراع كرد و كارخانه آن را در توكيو بنا نهاد، تعداد بیشماری اسباببازيهای
مكانيكی و ساعتهای مكانيكی، جاشمعی، فانوس، زمان سنج، پمپهای مكانيكي، لوكوموتيو
و كشتی بخار ساخت. تلاشهای او در گسترش سيستم تلگراف در ژاپن، همزمان با دوران
امپراتور ميجی، در توسعه اقتصادی و بهبود زيرساختهای شبكه ارتباطی كشور بسيار موثر
بود. او در سال 1872 به توكيو رفت و سنگ بنای اوليه توشيبای امروزی را در منطقه گينزای
توكيو بنيان نهاد. كارخانه توليد تجهيزات تلگراف سه سال بعد افتتاح شد. تاناكا در
1881 درگذشت. شاگردش داي كيچی تاناكا راه او را ادامه داد و او كه به تاناكای دوم
شهره بود در 1882 كارخانه مهندسی تاناكا را راهاندازی كرد. در 1904 اين كارخانه
به نام كارخانه مهندسی شيبارا تغيير نام داد. بنيانگذار ديگر توشيبا، پدر صنعت برق
ژاپن، ايشی سوكی فوجيوكا در 1857 متولد شد. او علاقه وافری به رشته برق
داشت و در اين زمينه تحصيل كرد. در سال 1884 در سفر به آمريكا، با اديسون ملاقات
كرد. پس از بازگشت به ژاپن، در سال 1886 از تدريس در دانشگاه دست كشيد و چهار سال
بعد، كارخانه ساخت لامپ را راهاندازی كرد. او نيروی برق را به ژاپنیها شناساند و
ژاپن رابه عصر برق وارد كرد. در سال 1911، موفق به توليد انبوه لامپ تنگستنی به
نام «لامپ مزدا» شد. شركتی كه او تاسيس كرد، شركت برق توكيو نام داشت. در سال 1890
فوجيوكا اولين قطار برقی را در ژاپن راهاندازی كرد. او در ساخت نيروگاههای برق در
توكيو مشاركت موثر داشت. در همان سال اولين آسانسور برقی را در ساختمانهای مرتفع
توكيو به كار انداخت. فوجيوكا در سال 1918 درگذشت.
●مديرعامل
مديرعامل
كنونی شركت توشيبا، آتسوتوشی نيشيدا است. او ضمن تاكيد مستمر بر تداوم راه
و پايبندی به ارزشهايی كه بنيانگذاران شركت بنا نهادهاند، بر محور سه موضوع
توشيبا را به پيش میبرد: توجه به رشد پايدار همراه با سود، به حداكثر رساندن
تاثير نوآوری و مديريت مشتری محور.
منابع: روزنامه تفاهم / ماهنامه تدبیر
www.toshiba.com
www.fortune.com
Add comment آگوست 13, 2008
شركت موتورولا Motorola
شركت موتورولا
Motorola
از زماني
كه پل گالوين در سال 1928 شركت توليدی گالوين را تأسيس كرد، 20 سال زمان كافی بود
تا او و برادرش بخوبی درزمينه راديوهای خودرو خبره شوند و عنوان صوت در حركت را
(موتورولا) بر شركت خود بپسندند. اين زمانی بود كه موتورولا جهت حركت آينده خود را
مشخص كرده بود. دريافت پيام فضانوردان آپولو11 از كره ماه توسط راديوی موتورولا در
تثبيت موقعيت و كيفيت محصولات شركت بسيار موثر بود. كوشش بیوقفه در امر بهبود
محصولات، موتورولا را به ابداع متدولوژی شش سيگما رهنمون شد و شركت توانست يك بيان
استاندارد و مشترك جهانی را در سنجش كيفيت به نام خود ثبت كند.
موتورولا
در بعد منابع انسانی و تدوين استراتژیهای اين حوزه نيز سرآمد است. تجربه موتورولا
نمونه روشنی است كه منطق و فرايند توسعه استراتژی قدرتمند منابع انسانی را مبتنی
بر مفاهيم و بهترين فعاليتها نشان میدهد.
موتورولا در حوزه اصلی كار خود، يعنی تلفن همراه موفق عمل كرده و بيش از 17 درصد
بازار را دردست خود گرفته است. با اين حال، زاندر مديرعامل شركت در فكر افزايش سهم
شركت از بازار سه ميليارد دستگاه تلفن همراه در سال 2010 است.
●تاريخچه
در سال
1928، پل گالوين و برادرش ژوزف، شركت توليدی گالوين را در شيكاگو تأسيس كردند.
اولين محصول شركت، يك الميناتور باتری بود كه كه امكان استانداردشدن باتریهای
راديو را با جريان الكتريكی لوازم خانگی فراهم میساخت. در
سال 1930، راديوی موتورولا عرضه شد كه جزو اولين راديوهای موفق تجاری خودرو بود.
مؤسس شركت، نام موتورولا را برای اين محصول انتخاب كرده بود كه مركب از كلمه موتور
(كه به MOTORCAR يعنی خودرو اشاره دارد) و OLA به
معنای صداست و معنای آن صوت درحركت بود. درهمين سال گيرنده راديويی برای ماشينهای
پليس نيز عرضه شد. در آغاز دهه 40، گوشی راديويی بیسيم دوطرفه توليد شد. يك سال
بعد اولين سيستم راديويی دوطرفه FM خودرو و دو سال بعد نوع قابل حمل پشتی
اين سيستم با برد 32 – 16 كيلومتر عرضه شد. اولين
خدمات مكالمه راديو تلفنی در خودرو توسط موتورولا در سال 1946 ارائه شد. در سال
1947، نام شركت از شركت توليدی گالوين به موتورولا تغيير يافت. درهمين سال اولين
تلويزيون خانگی عرضه شد كه 100 هزار از آن به فروش رفت. در سال
1955 اولين ترانزيستور ژرمانيمی پرقدرت تجاری برای راديوهای خودرو در جهان عرضه شد.
اين اولين نيمههادی شركت با توليد انبوه بود. يك سال
بعد، رابرت گالوين پسر مؤسس، به عنوان رئيس شركت منصوب شد.
در سال
1958 اولين راديوی تمام ترانزيستوری دوسويه خودرو و در سال 1963 اولين تيون
تلويزيون رنگی توسط موتورولا عرضه شد. در 1969، يك راديوی موتورولا، اولين كلمات
را از فضانوردان مستقر در ماه به زمين مخابره كرد. اين وسيله، ارتباطات آپولو 11 -
با زمين را انجام میداد. در 1973 پروتكل سيستم تلفن همراه
توسط شركت ارائه و سال بعد اولين گوشی تجاری تلفن همراه با نشان DYNA TAC با وزن 794
گرم عرضه شد. در 1986 موتورولا فرايند بهبود كيفيت شش سيگما را ابداع كرد. شش
سيگما يك زبان جهانی مشترك برای سنجش كيفيت فراهم ساخت و به يك استاندارد جهانی
تبديل شد. در 1990 اولين استاندارد فنی تمام ديجيتال تلويزيون ارائه شد.
در سال
1991 اولين سيستم ماهوارهای ديجيتال برای تلفنهای همراه با
استفاده از سيستم جهانی (GSM) عرضه شد. چهار سال
بعد، اولين پيامگير (PAGER) دوسويه برای دريافت پيامهای متنی و
پست الكترونيك توسط موتورولا ابداع و عرضه شد. اين وسيله با اتصال به رايانه،
توانايی دريافت پيامهای بسيار بلند را نيز داشت. در 1996 سبكترين و كوچكترين گوشی
تلفن همراه با وزن 88 گرم عرضه شد. در سال پايانی قرن پيش نيز موتورولا اولين تلفن
همراه تركيبی را با راديويی دوطرفه، پيامگير متنی و قابليت جستجو در اينترنت، پست
الكترونيك و فاكس عرضه كرد. اولين شبكه خدماتی تلفنهای همراه نيز به همراه شركت
سيسكو راهاندازی شد. در سال 2003 اولين گوشی تلفن همراه A760 مركب
از سيستم لينوكس و فناوری جاوا به بازار آمد. يك سال بعد نيز تلفن همراه با ضخامت
9/13 ميليمتر با ويژگيهای خاص مواد به كار رفته در آن عرضه شد. در 2006، موتورولا
مدال ملی فناوری 2004 را به پاس 75 سال تلاش و رهبری توسعه فناوری الكترونيك در
ارتباطات تلفن همراه دريافت كرد. درهمين سال موتورولا تلفن همراه صفحه تماسی با
الفبای چينی در آسيا عرضه كرد. در ابتدای سال 2007 نيز موتورولا با شركت SYMBOL
TECHNOLOGIES ادغام شد. اخيرا موتورولا در بين
100 شركت شهروند آمريكايی در عمليات زيست محيطی و رسالت اجتماعی چهارم شد. اين
چهارمين باری بود كه شركت در جرگه 10 شركت برتر در اين زمينه قرار میگرفت.
●حوزه فعاليت
موتورولا
همواره رويكرد تنوع مرتبط را برای پرتفوی خود انتخاب كرده است. او همواره كنترل
هزينه، نوآوری، ارتباطات و اولين بودن در بازار را به عنوان مزيتهای رقابتی خود
تقويت كرده است. سه واحد اصلی كسبوكار شركت
عبارت است از: شبكهها، تلفن همراه و حوزه ارتباطات خانگی.
بيش از 32600 تامين كننده مختلف تقريبا نيمی از فعاليت تامين مواد اوليه، فرايندها
و ساخت را برعهده دارند.
●چشم انداز
چشم انداز
موتورولا عبارت است از: «تدارك مراكز ارتباط بیسيم برای ارتباط افراد و اشيا در
كار، در خانه و خارج از خانه در سراسر جهان».
●فرهنگ سازمانی
موتورولا
دو موضوع را تحت عنوان «باورهای اصلی» خود كه همواره بر آن عمل كرده است معرفی میكند: درستی و احترام به مردم. موتورولا بر اين باور است كه
گرچه زمان تغيير میكند، محصولات و مردم و مشتريان نيز
تغيير میكنند، اما آنچه تغيير نخواهد كرد تعهد
آنها به باورهای اصلی خود است. موتورولا به منظور ايجاد فرهنگ مطلوب خود، پنج
فعاليت منابع انسانی را كه بايد ايجاد شود يا بهبود يابند شناسايی كرده است:
1- توسعه رهبری؛
2- طراحی كار و سازمان؛
3- مديريت عملكرد؛
4- ارتقا؛
5- بررسی
واقعيات بيرونی.
●منابع انسانی
موتورولا
در ايجاد يك استراتژی قدرتمند منابع انسانی گامهای خوبی برداشته است. تيم رهبری
منابع انسانی، از آنجا كه ارتباط كاری نزديكی با مديران ارشد صف دارد، فرهنگ مورد نياز
رقابتی را بخوبی شناسايی كرده است. بدين جهت همواره در كتابهای معتبر از استراتژی
منابع انسانی موتورولا به عنوان الگو در اين زمينه ياد میشود. حدود
70 هزار نفر كاركنان شركت كه 67 درصد آن مرد و بقيه زن هستند در سراسر جهان به
تفكيك زير كار میكنند.41درصد آمريكا، 34 درصد آسيا، 18 درصد اروپا، خاورميانه و
آفريقا و 7 درصد آمريكای لاتين.
●تحقيق و توسعه
حوزههای اصلی تحقيق و توسعه در موتورولا عبارت است از: شبكهها، محيطهای چندرسانهای،
ارتباطات ديداری، انرژی، RF، سيستمهای گفت و شنود صوتی، نرمافزار، بیسيم، فناوری زيست محيطی و فناوری نانو. موتورولا
دارای 12 آزمايشگاه مجهز و بزرگ، 23 مركز توسعه و 19 مركز نرمافزار درجهان است. 25 هزار مهندس، كه حدود 35 درصد كاركنان
شركت را شامل میشود، در اين حوزه مشغول فعاليت هستند.
15 هزار نفر از اين تعداد مهندس نرمافزار
هستند. 50 مخترع كه هر يك بيش از 20 اختراع ثبت شده دارند با موتورولا همكاری میكنند. مجموع اختراعات ثبت شده شركت در سطح جهاني به 21300 عدد
میرسد.
هزينه شركت
در حوزه تحقيق و توسعه بيش از چهار ميليارد دلار است.
●فروش
در سال
2006، موتورولا با فروش 8/36 ميليارد دلاری و سود 5/4 ميليارد دلاری توانست رتبه
152 را در بين 500 شركت برتر جهانی كسب كند. حوزه عمليات شركت در 73 كشور جهان
گسترده است. تفكيك حوزههای فروش عبارت است از: آمريكا 44
درصد، اروپا 15 درصد، آسيا 22 درصد كه نيمی از آن صرفا متعلق به چين است. آمريكاي لاتين 10 درصد و ساير بازارها 9 درصد. توزيع درآمد
شركت در حوزههای مختلف فعاليت آن چنين است:
دستگاههای تلفن همراه 66 درصد، شبكهها 26 درصد و ارتباطات خانگی 8 درصد. با اين
ميزان درآمد، شركت موتورولا پس از نوكيا كه در رتبه 131 فهرست شركتهای برتر قرار
دارد، در جايگاه دوم و جلوتر از شركتهايی مانند سيسكو، اريكسون و آلكاتل قرار
گرفته است. در حوزه تلفن همراه، شش شركت نوكيا،
موتورولا، سامسونگ، LG ، سوني اريكسون و
زيمنس حدود 80 درصد سهم بازار جهانی را دراختيار
دارند. نيمی از اين سهم متعلق به نوكيا و موتورولاست. موتورولا در سال 2004، بيش
از 144 ميليون دستگاه تلفن همراه فروخت كه حدود 7/17 درصد بازار جهانی را شامل می شود. موتورولا
در اين زمينه در آمريكا مقام اول را داراست. فروش تلفن همراه در دنيا در مرز يك
ميليارد دستگاه است.
●مديرعامل
گرچه تأسيس
و راهبری موتورولا با خانواده گالوين، يعني پل به عنوان بنيانگذار و برادرش ژوزف
به عنوان همكار و سپس رابرت پسر پل بوده است، اما مدتی است كه هدايت مجموعه از
خانواده گالوين فراتر رفته است. از سال 2004، ادوارد زاندر، يك مهندس برق، به سمت
مديرعاملی مجموعه منصوب شده است. تاكيد او همواره بر اين است كه افراد بايد كارهای
درست انجام دهند و بدون عذر و اشتباه كار كنند. گرچه موتورولا در دو دهه اخير بر
كشتی موقعيت سوار بوده و سهم بازار و سودآوری شركت افزايش چشمگيری داشته است، اما
مديرعامل كنونی بر مسئوليت اجتماعی شركت تاكيد میكند و
استفاده از قدرت سرشار كسبوكار جهانی شركت را برای فايدهرسانی
به مردم ضروری میداند. او دايره مسئوليت اجتماعی را به
چگونگی تعامل با مردم نيز میگسترد. حوزه اصلی كار شركت، يعنی تلفن
همراه نيز همواره مورد توجه رهبران شركت بوده است. آنها خود را در زمينه ارتباطات
جهانی بیسيم و تلفن همراه يك رهبر جهانی میدانند كه
درصدد است با ارائه مدلهای مختلف، انقلابی در شبكههای بیسيم
پديد آورد. اين بازار در سال 2006، تنها در كشورهای درحال توسعه 6/1 ميليارد نفر را دربرگرفته است.
پيش بينی مديرعامل شركت آن است كه تا سال 2010، حدود 3 ميليارد نفر در اين كشورها
از تلفن همراه بهره خواهند جست.
منبع : روزنامه تفاهم / ماهنامه تدبیر ، مسعود بينش
Add comment آگوست 9, 2008
چه نوع تبليغی موجب فروش میشود؟
چه نوع تبليغی موجب فروش میشود؟
ديويد اُگيلوی - ترجمه: كوروش حميدی، علي فروزفر
من تبليغات را نه به عنوان سرگرمی يا نوعي هنر، بلكه به عنوان يك اطلاعرساني ميبينم. وقتي يك آگهي تبليغاتی را مینويسم، نمیخواهم بگوييد كه آن را خلاقانه میبينيد، بلكه دوست دارم آن را آنقدر جالب بيابيد كه محصول موردنظر را بخريد. وقتي اسكينيز سخنرانی میكرد، مردم میگفتند: “چقدر خوب سخنراني میكند”اما وقتی كه دموستنس سخنرانی میكرد، آنها میگفتند: “بيايد در برابر فيليپ بايستيم.” در كتابم با عنوان اعترافات يك مرد تبليغاتچی كه در سال 1963 منتشر شد، داستان چگونگی پيدايش شركت اگيلوی و ماثر و اصولی را كه موفقيت اوليه ما بر آن مبتني بود بيان كردم. آنچه كه زماني چيزي بيش از يك بوتيك تبليغاتي مبتكر در نيويورك نبود بعدها تبديل به يكي از چهار شركت بزرگ تبليغاتی در جهان با 140 شعبه در 40 كشور جهان شد. اصول ما به نظر كارا بود. اما من اينک پيرتر از آنم كه يک مجله فرانسوی مرا به عنوان تنها بازمانده از گروه مردانی كه به ظن آنها در خدمت انقلاب صنعتي بودهاند در كنار آدام اسميت، اديسون، كارل ماركس، راكفلر، فورد و كينز قرار دهد. آيا سن زياد، از كيفيت كار من برای نوشتن درباره تبليغات در دنيای امروز میكاهد؟ يا برعكس، اين امر به من كمك میكند تا حقايق جاودانی تبليغات را از روشهای گذرای آن جدا كنم؟ هنگامی كه من مغازهام را در سال 1949 در خيابان مدريسون برپا كردم، بر اين باور بودم كه قبل از بازنشسته شدن من، تحولات عمدهای در عرصه تبليغات رخ خواهد داد. تا حال، فقط يک تحول را میتوان عمده خواند: تلويزيون به عنوان كاراترين رسانه برای فروش اكثر محصولات پا به ميدان گذاشته است. البته تغييرات ديگری نيز رخ دادهاند و من بايد درباره آنها هم توضيح دهم. اما اهميت آنها از سوی صاحبنظراني كه در جست و جوی شيوههای نوين هستند با اغراق مطرح شده است. برای مثال، مفهوم تصوير نام تجاری كه من در سال 1953 آن را به عرصه افكار عمومی كشاندم واقعاً جديد نبود و كلود هاپكينز آن را 20 سال پيشتر مطرح كرده بود. به همين ترتيب، اصطلاح “انقلاب مبتكرانه” كه در دهه پنجاه به بيل بربناخ و خود من نسبت داده میشد به راحتي میتوانست به آن. دبليو. آيرويانگ و رابيكم در دهه سي نسبت داده شود. در همين حال، بيشتر فنون تبليغات كه در زمان تأليف كتابم “اعترافات يك مرد تبليغاتچی” مؤثر بود امروز به كار میآيند.
مصرفكنندگان هنوز محصولاتی را میخرند كه به آنها قول چيز باارزشی در برابر پول؛ زيبابي؛ تغذيه مناسب؛ رهايي از درد؛ موقعيت اجتماعي و امثال آن را میدهند. وضعيت در تمام دنيا همينگونه است. با چنين اظهارنظری، من خطر مؤاخذه شدن از سوی جاهلانی را كه فكر میكنند هر روش تبليغاتی كه بيش از دو سال مورد استفاده قرار گيرد به طور قطعی منسوخ شدنی است، به جان میخرم. آنها از آگهیهای تلويزيونی از نوع برشی از زندگی، نمايشها و نماهای درشت از آدمهای سخنگو (چهرههای حراف) انتقاد میكنند و چشم خود را بر روی حقيقت میبندند كه اين روشها هنوز زنگ صندوق فروشگاهها را به صدا درميآورند. اگر آنها اشعار هوراس را خوانده باشند، خواهند گفت كه من آدم كجخلق و غرغرويی هستم كه با وجود نرسيدن به بلوغ میخواهم راه و رسم روزگار را ارزيابی كنم و با ايفای نقش يك منتقد، نسل جديد را اصلاح و هدايت كنم! خب كه چي؟ هميشه ديوانههای پرسر و صدايی دور و بر صنعت تبليغات بودهاند. تجارت متكی به سهام آنها شامل شوخی نژادی، طراحی هنری عجيب و خارج از قاعده، نكوهش تحقيق و ادعای نابغه بودن است.
اينان به ندرت معلوم میشوند، چون مجذوب مشتريانی میشوند كه گول لفاظیهای آنان را خوردهاند و البته مسئوليت نتايج حاصله در فروش را به عهده نمیگيرند. تلاشهای تبليغات آنها در مهمانیهای نيويورك، سانفرانسيسكو و لندن مورد توجه قرار نمیگيرند. ولی در شيكاگو كمتر آن را جدی میگيرند. در روزهايی كه من در تلاشها و مبارزات هوشمندانه مجله نيويوركر ورزيده میشدم، قهرمان اين گروه بودم، اما وقتي در رشتة تبليغات در رسانههای جمعي فارغالتحصيل شدم و كتابي نوشتم كه در آن ارزش فراوانی برای تحقيق قايل شدم، مايه عذابشان شدم. من خود را با اين فكركه از مجموع آنها بيشتر فروش داشتهام، راحت میكنم. برخي اوقات به خاطر تحميل “قواعد”، مورد حمله قرار میگيرم. هيچ چيز فراتر از حقيقت نيست. من از قوانين و مقررات متنفرم. تمامی آنچه كه من انجام میدهم گزارش درباره واكنش مصرفكنندگان نسبت به محرکهای مختلف است. من شايد به اين آگهينويس بگويم: “تحقيقات نشان میدهند آگهیهايی كه افراد مشهور در آن شركت میكنند از لحاظ ترغيب مصرفكنندگان به خريد، پايينتر از حد ميانگيناند. آيا مطمئني كه میخواهی از يک فرد مشهور استفاده كني؟ آيا اين يک قانون است؟” يا شايد به يک مدير هنری بگويم: “تحقيقات نشان میدهد كه اگر طرح به رنگ مشكي در زمينه سفيد باشد نسبت به وقتي كه طرح به رنگ سفيد در زمينه مشكی قرار میگيرد افراد بيشتری آن را میخوانند”شايد اين يک نكته هشداردهنده و آگهیبخش باشد، ولي به سختی میشود آن را يک قانون خواند.
در انگلستان قرن هجدم، گروهی از ماماها تلاش زيادی در جهت كاهش نرخ مرگ و مير نوزادان و مادران به هنگام وضع حمل نسبت به رقبايشان به عمل آوردند، آنها رازی داشتند كه با تعصب از آن مراقبت میكردند؛ تا اينكه يک دانشجوی كنجكاو پزشكی بر بام زايشگاه رفت و از نورگير، چنگك زايمان (فورسپس) را كه اختراع كرده بودند، ديد. راز، به نفع ماماها و بيمارهايشان، برملا شده بود. متخصصان زنان و زايمان امروز اكتشافاتشان را مخفي نمیكنند، بلكه آن را منتشر میكنند. من از همكارانم سپاسگزارم كه به من اجازه دادند تا اسرار خود را منتشر كنم. اما بايد اضافه كنم كه نظريات موردی كه بيان شدهاند، الزاماً منعكس كننده نظريات علمی شركتی نيست كه مرا استخدام میكند.
چه نوع تبليغی موجب فروش میشود؟
فرض كنيد كه كارتان را امروز صبح با حضور در بنگاه تبليغاتی من آغاز كردهايد و در دفتر من لميدهايد تا توصيههايی را بشنويد. من با توضيحات كلی درباره چگونگی انجام دادن كارتان شروع خواهم كرد. در فصلهای بعدی درباره ساختن تبليغات برای مجلات، روزنامهها، تلويزيون و راديو توصيههای مشخصتری به شما خواهم كرد. میخواهم از شما به خاطر ساده كردن بيش از حد برخی موضوعات بسيار پيچيده و همينطور برای تنگنظری در روش خودم و اصرار بر خلاصه كردن، معذرت بخواهم. ما هر دو عجله داريم. اولين چيزی كه بايد بگويم اين است كه شايد شما اهميت تفاوت بين يك آگهي با ديگری را متوجه نشويد. جان كيپلز، سردمدار آگهیها پاسخ مستقيم، میگويد: “من يک آگهی را ديدهام كه نه دو برابر، نه سه برابر بلكه نوزده و نيم برابر ديگری موجب فروش شد. هر دوی اين آگهیها فضای يكسانی را اشغال كرده بودند. هر دو در يک نشريه به چاپ رسيدند. هر دو، مزين به عكس بودند. براي هر دو متنهای دقيقی نوشته شده بود. تفاوت در اين بود كه يكی ابزار درست و ديگری ابزار غلطی را به كار گرفته بود“.
تبليغات غلط میتواند عملاً ميزان فروش يک محصول را كاهش دهد. شنيدهام كه جرج هيبراون، كه زمانی رئيس تحقيقات بازاريابی در شركت فورد بود، آگهیهايی را به طور يكی در ميان در مجله ريدرزدايجست به چاپ رساند. در پايان سال، كسانی كه آگهی را نديده بودند نسبت به كسانی كه ديده بودند اتومبيلهای فورد بيشتری خريداری كردند. در يک تحقيق ديگر معلوم شد كه مصرف يک نوشيدنی خاص در ميان افرادی كه آگهی آن را در ياد داشتند كمتر از افرادی بود كه آن را فراموش كرده بودند. توليدكننده نوشابه ميليونها دلار صرف تبليغاتی كرده بود كه باعث فروش نرفتن آن میشد. من گاهی شگفتزده میشوم كه گويی توطئهای تلويحی بين مشتريان، مطبوعات و بنگاههای تبليغاتی در جريان است تا از چنين تجربهها و آزمونهای جانانهای دوری كنند. همه افراد درگير در امر تبليغات، سهم معينی در تداوم اين افسانه دارند كه همه آگهيهای تبليغاتی، فروش را به نحوی بالا میبرند، اما اينطور نيست!
منبع: روزنامه تفاهم
Add comment جولای 21, 2008
شرکت فورد(ford)
شرکت فورد
تجربه تاسیس شرکت فورد از آن دسته تجربیاتی است که از یک رؤیای بلند و همت والا پدید آمده است. ازهمینرو بود که هنری فورد، مهندس جوان و نوآور و ایده پرداز و متفکر، چند سال قبل از اینکه شرکت را با همت خویش تأسیس کند، اولین چهار چرخ را ساخت. این فورد بود که خودرو را برای استفاده تمامی انسانها عرضه کرد. مدل معروف T رکورد پرفروشترین خودرو تاریخ خودروسازی را به خود اختصاص داده است. ایدهپردازی، پشتکار، ذهن مهندسی در کنار بازاریابی مناسب، شرکت فورد را به سردمدار بی بدیل صنعت خودرو تبدیل ساخت. تاثیر صنعتی و اجتماعی حرکت فورد بسیار بیش از ساخت و عرضه خودرو بود.
او توانسته بود با استفاده از خط مونتاژ، به تولید انبوه خودرو دست یابد. فورد عملا ایده تقسیم کار تیلور و مدیریت علمی او را در راه اندازی کارخانه به کار بست. او در بستر مناسب تولید انبوه خودرو، ایده استفاده از قطعات یکسان و استانداردهای واحد از سوی تأمینکنندگان را به اجرا درآورد. گرچه گذر بیش از یکصدسال از عمر شرکت و حضور چند نسل از خانواده فورد و بروز تغییرات بسیار عظیم در صحنه جهانی و بویژه در عرصه صنعت خودرو باعث شده تا رقبایی چون جنرال موتورز و تویوتا، شرکت فورد را پشت سر گذارند، اما ناب بودن ایدههای اولیه هنری فورد و پیشتازی او در استفاده از خط تولید انبوه و استانداردهای واحد برای قطعات خودرو، فضیلت تقدم و سبقت خود را در این عرصه از دست نداده است.
● تاریخچه
اولین خودرو جهان در شرکت فورد تولید شد. گرچه این شرکت در سال ۱۹۰۳ یعنی 105 سال پیش تأسیس شد، اما هفت سال پیش از آن، هنری فورد، بنیانگذار شرکت، به عنوان یک مهندس جوان و خلاق، اولین وسیله نقلیه چهار چرخ را ابداع کرده و ساخته بود. این وسیله که «چهارچرخ» (QUADRICYCLE) نامیده میشد مانند یک قایق با فرمانی رانده میشد و بدون اینکه امکان برگشت به عقب داشته باشد با دو سرعت متفاوت حرکت میکرد. فورد جوان پنج سال پیش از آن، یعنی در سال ۱۸۹۱ به عنوان یک مهندس در شرکت ادیسون(جنرال الکتریک) در دیترویت کار میکرد. دو سال بعد که به جایگاه سرمهندسی ارتقا یافت آنقدر پول کافی به دست آورده بود تا به تکمیل تجارب شخصی خود در زمینه موتورهای احتراق داخلی بپردازد.
سال ۱۹۰۳ زمانی که هنری فورد با سرمایه ۲۸۰۰۰ دلار به همراه ۱۱ سرمایه گذار توافقنامه همکاری با ایالت میشیگان را گرفت شرکت فورد تأسیس شد. کمتر از یک ماه بعد، اولین خودروی شرکت در دیترویت به یک دکتر فروخته شد. مدلهای تولیدی خودرو شرکت در ابتدا نام حروف الفبا انگلیسی را داشت و تا ۱۹ حرف تولید شد. پس از تولید خودروی مدل A ، در سال ۱۹۰۸ معروفترین و ماندگارترین مدل خودروی شرکت، یعنی مدل T به بازار آمد. این خودرو سیاه رنگ، ساده و از نظر قیمت مناسب بود. یک سال بعد که بیش از ۱۰۰۰۰ دستگاه از این مدل تولید شد قیمت خودرو از ۸۲۵ به ۳۶۰ دلار کاهش یافت. بهبود چشمگیر در کارایی تولید بویژه نصب و به کارگیری اولین نوار نقاله خط مونتاژ در سال ۱۹۱۳ در شرکت دلیل اصلی این امر بود. در سال ۱۹۱۴، تعداد کارکنان شرکت ۱۳۰۰۰ نفر بود که ۳۰۰ هزار خودرو تولید میشد. در آن زمان بقیه ۲۹۹ خودروساز، با ۶۶۳۵۰ پرسنل تنها ۲۸۰۰۰۰ خودرو تولید میکردند. در سال ۱۹۱۸ نیمی از خودروهای آمریکا، مدل T فورد بود. سال ۱۹۲۲ شرکت بیش از یک میلیون خودرو مدل T تولید کرد که ۵۶ درصد تولید خودرو جهان بود. این مقدار در سالهای بعد به سالانه دو میلیون خودرو رسید. در سال ۱۹۲۰، فورد در هر دقیقه یک خودرو تولید میکرد. در فاصله ۲۰ سال از تولید مدل T ، بیش از ۱۵ میلیون دستگاه از آن به فروش رفت.
در سال ۱۹۱۹ فورد و پسرش ادسل که قصد توسعه شرکت را داشتند و با مقاومت سهامداران روبرو شده بودند، تمام سهام شرکت را خریدند. درهمین سال، هنری فورد، رهبری شرکت را به دست پسرش سپرد. یک سال بعد، شرکت برای حمل مواد و قطعات به کارخانه و آمادگی برای تولید انبوه از راهآهن استفاده کرد. شرکت در سال ۱۹۲۵، شرکت موتور لینکلن را خرید و در دهه ۱۹۳۰ بخش مرکوری برای مدلهای خودرو با قیمت متوسط تأسیس شد.
ادسل برخلاف پدرش که به مکانیک علاقه و تاکید داشت، دوستدار طراحی بود. او اول بار در سال ۱۹۳۳ واحد طراحی را در شرکت دایر کرد که حاصل کار آن طراحیهای نوین خودرو بود. در سال ۱۹۴۳، ادسل که از ۱۹۱۷ نایب رئیس و از ۱۹۱۹ رئیس شرکت بود درگذشت. هنری فورد مجددا به صحنه اجرایی شرکت برگشت و رهبری را به دست گرفت. پس از انتظام کارها، رهبری شرکت به پسر ادسل و نوه بزرگ هنری فورد، هنری دوم رسید. او تا سال ۱۹۷۹ قدرتمندانه در سمت مدیرعاملی شرکت فعال بود و هشت سال بعد که به عنوان رئیس هیئت مدیره عمل میکرد درگذشت.
در این مدت اولین شرکت لیزینگ خودرو توسط فورد تأسیس شد. در سال ۱۹۸۸ فروش شرکت به ۳/۵ میلیارد دلار رسید که تا آن زمان بالاترین سطح در شرکتهای خودروساز محسوب میشد. پس از مرگ هنری فورد دوم، پسر برادرش بیل فورد رهبری شرکت را دردست گرفت و با توجه به تغییرات فضای صنعت خودروسازی، شرکت را در مسیر جدید هدایت کرد. در سال ۱۹۹۸ فورد اولین شرکت خودروسازی بود که استاندارد زیست محیطی 14001 ISOرا دریافت کرد. در سال ۲۰۰۱ حداقل ۹۰ درصد از تأمین کنندگان فورد طرح اجرای این استاندارد را در برنامه داشتند و اکنون تمامی تأمینکنندگان به دریافت این گواهینامه نائل آمدهاند.
● ابداع خط تولید برای تولید انبوه
کاری که هنری فورد انجام داد، استفاده از نوار نقاله برای خط تولید و دستیابی به تولید انبوه خودرو از این طریق بود. درحقیقت بهکارگیری همین خط تولید انبوه توسط فورد بود که کاربرد عملی مدیریت علمی تیلور را که به محور تخصصگرایی و تقسیم کار استوار شده بود به نقطه اوج رساند.
گفته میشود که او ایده خط تولید را از مشاهداتی درکشتارگاه شیکاگو یاد گرفته بود.
نکته دیگری که در کار فورد وجود داشت و محور تفکر او محسوب میشد به وجود آوردن استاندارد واحد در تولید قطعات خودرو ازطریق تأمینکنندگان مختلف بود. این همان چیزی است که امروزه نیز خودروسازان به آن تکیه و تأکید میکنند. فورد در بدو تأسیس تنها چهار تامین کننده داشت. با ورود خودروی مدل T و تولید انبوه آن، تعداد تأمینکنندگان به سرعت افزایش یافت و در دهه ۱۹۵۰ به ۶۰۰۰ رسید. در آن زمان اصطلاح ۶۰۰۰ شریک برای نامیدن این تأمینکنندگان ازسوی شرکت به کار برده می

