Archive for جولای, 2008
چه نوع تبليغی موجب فروش میشود؟
چه نوع تبليغی موجب فروش میشود؟
ديويد اُگيلوی – ترجمه: كوروش حميدی، علي فروزفر
من تبليغات را نه به عنوان سرگرمی يا نوعي هنر، بلكه به عنوان يك اطلاعرساني ميبينم. وقتي يك آگهي تبليغاتی را مینويسم، نمیخواهم بگوييد كه آن را خلاقانه میبينيد، بلكه دوست دارم آن را آنقدر جالب بيابيد كه محصول موردنظر را بخريد. وقتي اسكينيز سخنرانی میكرد، مردم میگفتند: “چقدر خوب سخنراني میكند”اما وقتی كه دموستنس سخنرانی میكرد، آنها میگفتند: “بيايد در برابر فيليپ بايستيم.” در كتابم با عنوان اعترافات يك مرد تبليغاتچی كه در سال 1963 منتشر شد، داستان چگونگی پيدايش شركت اگيلوی و ماثر و اصولی را كه موفقيت اوليه ما بر آن مبتني بود بيان كردم. آنچه كه زماني چيزي بيش از يك بوتيك تبليغاتي مبتكر در نيويورك نبود بعدها تبديل به يكي از چهار شركت بزرگ تبليغاتی در جهان با 140 شعبه در 40 كشور جهان شد. اصول ما به نظر كارا بود. اما من اينک پيرتر از آنم كه يک مجله فرانسوی مرا به عنوان تنها بازمانده از گروه مردانی كه به ظن آنها در خدمت انقلاب صنعتي بودهاند در كنار آدام اسميت، اديسون، كارل ماركس، راكفلر، فورد و كينز قرار دهد. آيا سن زياد، از كيفيت كار من برای نوشتن درباره تبليغات در دنيای امروز میكاهد؟ يا برعكس، اين امر به من كمك میكند تا حقايق جاودانی تبليغات را از روشهای گذرای آن جدا كنم؟ هنگامی كه من مغازهام را در سال 1949 در خيابان مدريسون برپا كردم، بر اين باور بودم كه قبل از بازنشسته شدن من، تحولات عمدهای در عرصه تبليغات رخ خواهد داد. تا حال، فقط يک تحول را میتوان عمده خواند: تلويزيون به عنوان كاراترين رسانه برای فروش اكثر محصولات پا به ميدان گذاشته است. البته تغييرات ديگری نيز رخ دادهاند و من بايد درباره آنها هم توضيح دهم. اما اهميت آنها از سوی صاحبنظراني كه در جست و جوی شيوههای نوين هستند با اغراق مطرح شده است. برای مثال، مفهوم تصوير نام تجاری كه من در سال 1953 آن را به عرصه افكار عمومی كشاندم واقعاً جديد نبود و كلود هاپكينز آن را 20 سال پيشتر مطرح كرده بود. به همين ترتيب، اصطلاح “انقلاب مبتكرانه” كه در دهه پنجاه به بيل بربناخ و خود من نسبت داده میشد به راحتي میتوانست به آن. دبليو. آيرويانگ و رابيكم در دهه سي نسبت داده شود. در همين حال، بيشتر فنون تبليغات كه در زمان تأليف كتابم “اعترافات يك مرد تبليغاتچی” مؤثر بود امروز به كار میآيند.
مصرفكنندگان هنوز محصولاتی را میخرند كه به آنها قول چيز باارزشی در برابر پول؛ زيبابي؛ تغذيه مناسب؛ رهايي از درد؛ موقعيت اجتماعي و امثال آن را میدهند. وضعيت در تمام دنيا همينگونه است. با چنين اظهارنظری، من خطر مؤاخذه شدن از سوی جاهلانی را كه فكر میكنند هر روش تبليغاتی كه بيش از دو سال مورد استفاده قرار گيرد به طور قطعی منسوخ شدنی است، به جان میخرم. آنها از آگهیهای تلويزيونی از نوع برشی از زندگی، نمايشها و نماهای درشت از آدمهای سخنگو (چهرههای حراف) انتقاد میكنند و چشم خود را بر روی حقيقت میبندند كه اين روشها هنوز زنگ صندوق فروشگاهها را به صدا درميآورند. اگر آنها اشعار هوراس را خوانده باشند، خواهند گفت كه من آدم كجخلق و غرغرويی هستم كه با وجود نرسيدن به بلوغ میخواهم راه و رسم روزگار را ارزيابی كنم و با ايفای نقش يك منتقد، نسل جديد را اصلاح و هدايت كنم! خب كه چي؟ هميشه ديوانههای پرسر و صدايی دور و بر صنعت تبليغات بودهاند. تجارت متكی به سهام آنها شامل شوخی نژادی، طراحی هنری عجيب و خارج از قاعده، نكوهش تحقيق و ادعای نابغه بودن است.
اينان به ندرت معلوم میشوند، چون مجذوب مشتريانی میشوند كه گول لفاظیهای آنان را خوردهاند و البته مسئوليت نتايج حاصله در فروش را به عهده نمیگيرند. تلاشهای تبليغات آنها در مهمانیهای نيويورك، سانفرانسيسكو و لندن مورد توجه قرار نمیگيرند. ولی در شيكاگو كمتر آن را جدی میگيرند. در روزهايی كه من در تلاشها و مبارزات هوشمندانه مجله نيويوركر ورزيده میشدم، قهرمان اين گروه بودم، اما وقتي در رشتة تبليغات در رسانههای جمعي فارغالتحصيل شدم و كتابي نوشتم كه در آن ارزش فراوانی برای تحقيق قايل شدم، مايه عذابشان شدم. من خود را با اين فكركه از مجموع آنها بيشتر فروش داشتهام، راحت میكنم. برخي اوقات به خاطر تحميل “قواعد”، مورد حمله قرار میگيرم. هيچ چيز فراتر از حقيقت نيست. من از قوانين و مقررات متنفرم. تمامی آنچه كه من انجام میدهم گزارش درباره واكنش مصرفكنندگان نسبت به محرکهای مختلف است. من شايد به اين آگهينويس بگويم: “تحقيقات نشان میدهند آگهیهايی كه افراد مشهور در آن شركت میكنند از لحاظ ترغيب مصرفكنندگان به خريد، پايينتر از حد ميانگيناند. آيا مطمئني كه میخواهی از يک فرد مشهور استفاده كني؟ آيا اين يک قانون است؟” يا شايد به يک مدير هنری بگويم: “تحقيقات نشان میدهد كه اگر طرح به رنگ مشكي در زمينه سفيد باشد نسبت به وقتي كه طرح به رنگ سفيد در زمينه مشكی قرار میگيرد افراد بيشتری آن را میخوانند”شايد اين يک نكته هشداردهنده و آگهیبخش باشد، ولي به سختی میشود آن را يک قانون خواند.
در انگلستان قرن هجدم، گروهی از ماماها تلاش زيادی در جهت كاهش نرخ مرگ و مير نوزادان و مادران به هنگام وضع حمل نسبت به رقبايشان به عمل آوردند، آنها رازی داشتند كه با تعصب از آن مراقبت میكردند؛ تا اينكه يک دانشجوی كنجكاو پزشكی بر بام زايشگاه رفت و از نورگير، چنگك زايمان (فورسپس) را كه اختراع كرده بودند، ديد. راز، به نفع ماماها و بيمارهايشان، برملا شده بود. متخصصان زنان و زايمان امروز اكتشافاتشان را مخفي نمیكنند، بلكه آن را منتشر میكنند. من از همكارانم سپاسگزارم كه به من اجازه دادند تا اسرار خود را منتشر كنم. اما بايد اضافه كنم كه نظريات موردی كه بيان شدهاند، الزاماً منعكس كننده نظريات علمی شركتی نيست كه مرا استخدام میكند.
چه نوع تبليغی موجب فروش میشود؟
فرض كنيد كه كارتان را امروز صبح با حضور در بنگاه تبليغاتی من آغاز كردهايد و در دفتر من لميدهايد تا توصيههايی را بشنويد. من با توضيحات كلی درباره چگونگی انجام دادن كارتان شروع خواهم كرد. در فصلهای بعدی درباره ساختن تبليغات برای مجلات، روزنامهها، تلويزيون و راديو توصيههای مشخصتری به شما خواهم كرد. میخواهم از شما به خاطر ساده كردن بيش از حد برخی موضوعات بسيار پيچيده و همينطور برای تنگنظری در روش خودم و اصرار بر خلاصه كردن، معذرت بخواهم. ما هر دو عجله داريم. اولين چيزی كه بايد بگويم اين است كه شايد شما اهميت تفاوت بين يك آگهي با ديگری را متوجه نشويد. جان كيپلز، سردمدار آگهیها پاسخ مستقيم، میگويد: “من يک آگهی را ديدهام كه نه دو برابر، نه سه برابر بلكه نوزده و نيم برابر ديگری موجب فروش شد. هر دوی اين آگهیها فضای يكسانی را اشغال كرده بودند. هر دو در يک نشريه به چاپ رسيدند. هر دو، مزين به عكس بودند. براي هر دو متنهای دقيقی نوشته شده بود. تفاوت در اين بود كه يكی ابزار درست و ديگری ابزار غلطی را به كار گرفته بود“.
تبليغات غلط میتواند عملاً ميزان فروش يک محصول را كاهش دهد. شنيدهام كه جرج هيبراون، كه زمانی رئيس تحقيقات بازاريابی در شركت فورد بود، آگهیهايی را به طور يكی در ميان در مجله ريدرزدايجست به چاپ رساند. در پايان سال، كسانی كه آگهی را نديده بودند نسبت به كسانی كه ديده بودند اتومبيلهای فورد بيشتری خريداری كردند. در يک تحقيق ديگر معلوم شد كه مصرف يک نوشيدنی خاص در ميان افرادی كه آگهی آن را در ياد داشتند كمتر از افرادی بود كه آن را فراموش كرده بودند. توليدكننده نوشابه ميليونها دلار صرف تبليغاتی كرده بود كه باعث فروش نرفتن آن میشد. من گاهی شگفتزده میشوم كه گويی توطئهای تلويحی بين مشتريان، مطبوعات و بنگاههای تبليغاتی در جريان است تا از چنين تجربهها و آزمونهای جانانهای دوری كنند. همه افراد درگير در امر تبليغات، سهم معينی در تداوم اين افسانه دارند كه همه آگهيهای تبليغاتی، فروش را به نحوی بالا میبرند، اما اينطور نيست!
منبع: روزنامه تفاهم
Add comment جولای 21, 2008
شرکت فورد(ford)
شرکت فورد
تجربه تاسیس شرکت فورد از آن دسته تجربیاتی است که از یک رؤیای بلند و همت والا پدید آمده است. ازهمینرو بود که هنری فورد، مهندس جوان و نوآور و ایده پرداز و متفکر، چند سال قبل از اینکه شرکت را با همت خویش تأسیس کند، اولین چهار چرخ را ساخت. این فورد بود که خودرو را برای استفاده تمامی انسانها عرضه کرد. مدل معروف T رکورد پرفروشترین خودرو تاریخ خودروسازی را به خود اختصاص داده است. ایدهپردازی، پشتکار، ذهن مهندسی در کنار بازاریابی مناسب، شرکت فورد را به سردمدار بی بدیل صنعت خودرو تبدیل ساخت. تاثیر صنعتی و اجتماعی حرکت فورد بسیار بیش از ساخت و عرضه خودرو بود.
او توانسته بود با استفاده از خط مونتاژ، به تولید انبوه خودرو دست یابد. فورد عملا ایده تقسیم کار تیلور و مدیریت علمی او را در راه اندازی کارخانه به کار بست. او در بستر مناسب تولید انبوه خودرو، ایده استفاده از قطعات یکسان و استانداردهای واحد از سوی تأمینکنندگان را به اجرا درآورد. گرچه گذر بیش از یکصدسال از عمر شرکت و حضور چند نسل از خانواده فورد و بروز تغییرات بسیار عظیم در صحنه جهانی و بویژه در عرصه صنعت خودرو باعث شده تا رقبایی چون جنرال موتورز و تویوتا، شرکت فورد را پشت سر گذارند، اما ناب بودن ایدههای اولیه هنری فورد و پیشتازی او در استفاده از خط تولید انبوه و استانداردهای واحد برای قطعات خودرو، فضیلت تقدم و سبقت خود را در این عرصه از دست نداده است.
● تاریخچه
اولین خودرو جهان در شرکت فورد تولید شد. گرچه این شرکت در سال ۱۹۰۳ یعنی 105 سال پیش تأسیس شد، اما هفت سال پیش از آن، هنری فورد، بنیانگذار شرکت، به عنوان یک مهندس جوان و خلاق، اولین وسیله نقلیه چهار چرخ را ابداع کرده و ساخته بود. این وسیله که «چهارچرخ» (QUADRICYCLE) نامیده میشد مانند یک قایق با فرمانی رانده میشد و بدون اینکه امکان برگشت به عقب داشته باشد با دو سرعت متفاوت حرکت میکرد. فورد جوان پنج سال پیش از آن، یعنی در سال ۱۸۹۱ به عنوان یک مهندس در شرکت ادیسون(جنرال الکتریک) در دیترویت کار میکرد. دو سال بعد که به جایگاه سرمهندسی ارتقا یافت آنقدر پول کافی به دست آورده بود تا به تکمیل تجارب شخصی خود در زمینه موتورهای احتراق داخلی بپردازد.
سال ۱۹۰۳ زمانی که هنری فورد با سرمایه ۲۸۰۰۰ دلار به همراه ۱۱ سرمایه گذار توافقنامه همکاری با ایالت میشیگان را گرفت شرکت فورد تأسیس شد. کمتر از یک ماه بعد، اولین خودروی شرکت در دیترویت به یک دکتر فروخته شد. مدلهای تولیدی خودرو شرکت در ابتدا نام حروف الفبا انگلیسی را داشت و تا ۱۹ حرف تولید شد. پس از تولید خودروی مدل A ، در سال ۱۹۰۸ معروفترین و ماندگارترین مدل خودروی شرکت، یعنی مدل T به بازار آمد. این خودرو سیاه رنگ، ساده و از نظر قیمت مناسب بود. یک سال بعد که بیش از ۱۰۰۰۰ دستگاه از این مدل تولید شد قیمت خودرو از ۸۲۵ به ۳۶۰ دلار کاهش یافت. بهبود چشمگیر در کارایی تولید بویژه نصب و به کارگیری اولین نوار نقاله خط مونتاژ در سال ۱۹۱۳ در شرکت دلیل اصلی این امر بود. در سال ۱۹۱۴، تعداد کارکنان شرکت ۱۳۰۰۰ نفر بود که ۳۰۰ هزار خودرو تولید میشد. در آن زمان بقیه ۲۹۹ خودروساز، با ۶۶۳۵۰ پرسنل تنها ۲۸۰۰۰۰ خودرو تولید میکردند. در سال ۱۹۱۸ نیمی از خودروهای آمریکا، مدل T فورد بود. سال ۱۹۲۲ شرکت بیش از یک میلیون خودرو مدل T تولید کرد که ۵۶ درصد تولید خودرو جهان بود. این مقدار در سالهای بعد به سالانه دو میلیون خودرو رسید. در سال ۱۹۲۰، فورد در هر دقیقه یک خودرو تولید میکرد. در فاصله ۲۰ سال از تولید مدل T ، بیش از ۱۵ میلیون دستگاه از آن به فروش رفت.

ford_T_coupe
در سال ۱۹۱۹ فورد و پسرش ادسل که قصد توسعه شرکت را داشتند و با مقاومت سهامداران روبرو شده بودند، تمام سهام شرکت را خریدند. درهمین سال، هنری فورد، رهبری شرکت را به دست پسرش سپرد. یک سال بعد، شرکت برای حمل مواد و قطعات به کارخانه و آمادگی برای تولید انبوه از راهآهن استفاده کرد. شرکت در سال ۱۹۲۵، شرکت موتور لینکلن را خرید و در دهه ۱۹۳۰ بخش مرکوری برای مدلهای خودرو با قیمت متوسط تأسیس شد.
ادسل برخلاف پدرش که به مکانیک علاقه و تاکید داشت، دوستدار طراحی بود. او اول بار در سال ۱۹۳۳ واحد طراحی را در شرکت دایر کرد که حاصل کار آن طراحیهای نوین خودرو بود. در سال ۱۹۴۳، ادسل که از ۱۹۱۷ نایب رئیس و از ۱۹۱۹ رئیس شرکت بود درگذشت. هنری فورد مجددا به صحنه اجرایی شرکت برگشت و رهبری را به دست گرفت. پس از انتظام کارها، رهبری شرکت به پسر ادسل و نوه بزرگ هنری فورد، هنری دوم رسید. او تا سال ۱۹۷۹ قدرتمندانه در سمت مدیرعاملی شرکت فعال بود و هشت سال بعد که به عنوان رئیس هیئت مدیره عمل میکرد درگذشت.
در این مدت اولین شرکت لیزینگ خودرو توسط فورد تأسیس شد. در سال ۱۹۸۸ فروش شرکت به ۳/۵ میلیارد دلار رسید که تا آن زمان بالاترین سطح در شرکتهای خودروساز محسوب میشد. پس از مرگ هنری فورد دوم، پسر برادرش بیل فورد رهبری شرکت را دردست گرفت و با توجه به تغییرات فضای صنعت خودروسازی، شرکت را در مسیر جدید هدایت کرد. در سال ۱۹۹۸ فورد اولین شرکت خودروسازی بود که استاندارد زیست محیطی 14001 ISOرا دریافت کرد. در سال ۲۰۰۱ حداقل ۹۰ درصد از تأمین کنندگان فورد طرح اجرای این استاندارد را در برنامه داشتند و اکنون تمامی تأمینکنندگان به دریافت این گواهینامه نائل آمدهاند.
● ابداع خط تولید برای تولید انبوه
کاری که هنری فورد انجام داد، استفاده از نوار نقاله برای خط تولید و دستیابی به تولید انبوه خودرو از این طریق بود. درحقیقت بهکارگیری همین خط تولید انبوه توسط فورد بود که کاربرد عملی مدیریت علمی تیلور را که به محور تخصصگرایی و تقسیم کار استوار شده بود به نقطه اوج رساند.
گفته میشود که او ایده خط تولید را از مشاهداتی درکشتارگاه شیکاگو یاد گرفته بود.
نکته دیگری که در کار فورد وجود داشت و محور تفکر او محسوب میشد به وجود آوردن استاندارد واحد در تولید قطعات خودرو ازطریق تأمینکنندگان مختلف بود. این همان چیزی است که امروزه نیز خودروسازان به آن تکیه و تأکید میکنند. فورد در بدو تأسیس تنها چهار تامین کننده داشت. با ورود خودروی مدل T و تولید انبوه آن، تعداد تأمینکنندگان به سرعت افزایش یافت و در دهه ۱۹۵۰ به ۶۰۰۰ رسید. در آن زمان اصطلاح ۶۰۰۰ شریک برای نامیدن این تأمینکنندگان ازسوی شرکت به کار برده میشد. گرچه روش تولید انبوه فورد با افزایش بهرهوری منجر به دستیابی شرکت به سودهای کلان شد اما مهارتها و شایستگیهای فردی از میان رفت و به جای آن تولید بر پایه تقسیم بندیهای دقیق و جزیی کار با حد و مرز کاملا مشخص مطرح گردید.
او معتقد بود که افراد باید همان کاری را انجام دهند که برای آن استخدام شدهاند. کارگران باید بدون تفکر مشغول به یک کار ویژه تکراری شوند. بدین جهت از فورد به عنوان کسی یاد میشود که محیط کار را انسانیتزدایی (DE-HUMANIZE) کرد. البته آنچه هنری فورد با ماشینآلات انجام میداد، نوهاش هنری فورد دوم با نیروی کار عمل میکرد و بدین ترتیب به مرور زمان از خشکی و بیرحمی آن روش کاسته میشد.
● برندها
شرکت خودروسازی فورد هشت برند اصلی در محصولات خود دارد: فورد، لینکلن، مرکوری، جکوار، استون مارتین، مزدا، ولو، لندرور. لیست متنوع خودروهایی که شرکت در این صدسال تولید کرده حجم یک کتاب را اشغال میکند. اولین مدل خودروی شرکت A و اولین مدلی که به تولید انبوه رسید T بود که ابتدا تنها با رنگ مشکی تولید میشد و سپس در رنگهای دیگر نیز عرضه گردید. مدل T فورد رکورد بیشترین تولید یک مدل خودرو در جهان را دارد و از مدل بیتل فولکس واگن نیز پیشی گرفته است.
● چشم انداز
چشمانداز شرکت فورد چنین است: «خلق محصولات عالی که به مشتری، سهامداران و جامعه فایده برساند».
● اصول کسب و کار
اصول کسب و کار شرکت که بیانکننده ارزشها و فرهنگ سازمانی فورد است در قالب موارد زیر ارائه شده است:
۱- پاسخگویی: ما درستکار و گشوده خواهیم بود و بالاترین استانداردهای درستی را در شرکت پیاده خواهیم کرد.
۲- ارتباطات: ما با هر جامعهای در سراسر دنیا که در آنجا کار میکنیم به احترام و تعامل رفتار خواهیم کرد.
۳- محیط زیست: به محیط زیست احترام خواهیم گذاشت و از آن برای نسلهای بعد حفاظت خواهیم کرد.
۴- سلامت اقتصادی: تصمیمات خود را با توجه به امنیت اقتصادی درازمدت شرکت خواهیم گرفت و ارزشهای پایدار برای سهامداران خلق خواهیم کرد.
۵- محصولات و مشتریان: ما با تکیه بر رضایت و وفاداری مشتریان، محصولات و خدمات عالی ارائه خواهیم داد.
۶- کیفیت روابط: ما با سرمایه گذاران، مشتریان، فروشندگان، کارکنان، شرکای کسبوکار (تأمینکنندگان) و جامعه، برمبنای اعتماد و نفع متقابل عمل خواهیم نمود.
۷- ایمنی: ما از امنیت و سلامت کسانی که محصولات ما را تولید میکنند، توزیع میکنند یا استفاده میکنند حفاظت میکنیم.
● تحقیق و توسعه
شرکت فورد از دهه ۱۹۶۰ برای توسعه خودروهایی که نسبت به موتورهای سنتی آلودگی کمتری ایجاد میکنند سرمایهگذاری و تحقیق کرده است. اکنون فورد یکی از پیشگامان تولیدکننده خودروهایی است که با انتشار کمترین آلودگی، استانداردهای مختلف زیست محیطی را پاسخ میدهند.
خودروهای هیبریدی شرکت با موتور برقی چهارسیلندر درهمین حوزه عرضه شده است. شرکت در زمینه عرضه خودروهایی که از هیدروژن به عنوان نیروی محرکه استفاده میکنند و آب تنها خروجی آنهاست نیز کار کرده است. دراین موارد از پیلهای سوختی استفاده میشود. نخستین خودرو شرکت با سوخت هیدروژنی در سال ۲۰۰۲ عرضه گردید. شرکت در زمینه فناوری بیودیزل و دیزلهای تمیز نیز درحال تحقیق است. بهکارگیری اتانول به عنوان یک سوخت تمیز نیز در دستور کار قرار دارد. اتانول سوخت تجدید شوندهای است که از ذرت یا سایر دانههای روغنی گرفته میشود و به میزان ۸۵ درصد با گازوئیل مخلوط میشود. از ۱۹۹۶ تاکنون، بیش از ۶/۱ میلیون دستگاه خودرو که با سوخت اتانول کار میکند توسط شرکت فروخته شده است.
● کارکنان
تعداد کارکنان شرکت در سال ۲۰۰۶، ۲۸۳۰۰۰ نفر بوده است که در ۱۰۸ کارخانه شرکت در سراسر جهان به کار مشغول هستند. از این تعداد ۱۲۸ هزار نفر در آمریکای شمالی کار میکنند و به ترتیب در آمریکای جنوبی، اروپا و آسیا، ۱۳، ۶۶ و ۱۸ هزار نفر فعال هستند.
● فروش
شرکت فورد با فروش ۱۷۷ میلیارد دلاری در سال ۲۰۰۶، از لحاظ درآمد به عنوان چهارمین خودروساز جهانی بعد از جنرال موتورز، دایملر و تویوتا قرار گرفت. بدین ترتیب رتبه نهم برترین شرکتهای دنیا به فورد اختصاص یافت. میزان تولید خودرو در این سال در شرکت ۶۵۹۷۰۰۰ بوده است که نیمی از آن در آمریکای شمالی تولید شده است.
● بنیانگذار
هنری فورد (۱۹۴۷ – ۱۸۶۳) در سال ۱۹۰۳ شرکت فورد را تأسیس کرد. هنگامی که در سال ۱۸۹۹ او شغل خود را درشرکت ادیسون ترک کرد و تمام سرمایهاش را در کسب تجربه تولید خودرو گذاشت، همگان او را نادان خواندند. البته او یک انسان خود ساخته بود. از روزی که در مزرعه رشد کرد و برای گذران زندگی به تعمیر ساعت پرداخت، همواره مستقل بود. هنری فورد شیوه استفاده از خط تولید و رسیدن به تولید انبوه را به دنیا ارائه داد. او به طراحی و ساخت قطعات همسان و همشکل در خودرو همت گماشت و اولین استانداردها را در این زمینه تدوین و عرضه کرد. او پیش از آنکه در ساخت و ساز صنعتی نابغه باشد در بازاریابی نابغه بود. فورد به خوبی دریافته بود که بازار خاصی برای خودرو بین طبقه متوسط جامعه وجود دارد. فورد انسان سختکوش و متفکری بود. او بر این باور بود که همه چیز در کسبوکار موفق با تفکر شروع میشود و با تفکر توسعه و تحول مییابد. بهبود ناشی از تفکر، باعث افزایش موفقیت است. او تاکید داشت که وقتی این راه را شروع کردم، یک ایده داشتم و دائما راجع به آن فکر میکردم. اگر فکر کنید و کار را با تفکر همراه سازید موفقیت شما حتمی است. هنری فورد عامل بزرگ موفقیت را دریافتن نیازهای اجتماع و فهم طبیعت آدمی میدانست.
او میگفت: «بهترین راه درک طبیعت آدمی، دوست بودن با مردم است. اگر کسی چنین ایدهای در کسبوکار داشت نباید نگران کسب سود باشد. سود خواه ناخواه عاید میشود. کسبوکاری که فقط پول میسازد و نه هیچ چیز دیگر، کسبوکار ضعیفی است».
فورد شکست در کسبوکار و زندگی را فرصتی برای شروع مجدد فعالیت اما با هوشمندی بیشتر میدانست. او میگفت: «تلاش انسان برای اینکه کاری را متفاوت انجام دهد انتقاداتی رامتوجه او میکند».
انتقاد بهترین معلم در جهان است. من هرچه یاد گرفتهام از انتقاد بوده است. انتقاد درست مانند علف هرز است که برای رشد بسیار ارزشمند است. سالها کشاورزان فکر میکردند علف هرز مضر است و وقت و پول برای کندن آن میگذاشتند اما امروز ثابت شده که علف هرز برای رشد خاک لازم است.
● مدیرعامل
از سپتامبر۲۰۰۶، آلن مولالی به سمت مدیرعامل شرکت برگزیده شده است. او رئیس شرکت بوئینگ و مدیرعامل هواپیماهای تجاری بوئینگ بود که از ۱۹۶۹ در آن شرکت خدمت میکرد. شاید به کارگرفتن او در این سمت به دلیل تجارب ذیقیمت او در ارتقا شرکت بوئینگ و استفاده از آن برای حل بحرانهای پیش روی شرکت در فضای کاملا رقابتی است. بدین جهت است که شرکت فورد، در هیئت مدیره خود از یورمااولیلا مدیرعامل قبلی شرکت موفق نوکیا نیز استفاده کرده است. بیل فورد مدیرعامل قبلی شرکت نیز در سمت رئیس هیئت مدیره عمل میکند. او از خانواده فورد و افراد تاثیرگذار در شرکت محسوب میشود. بیل فورد میگوید: «شرکت ما بر ارزشها بنا نهاده شده است. ارزشها به ما کمک کرده است تا بدین جایگاه برسیم و به ما کمک خواهد کرد تا آینده پایداری به دست آوریم. ما اصول کسبوکار ۱۰۰ سال بعد خود را تنظیم کردهایم. این اصول، استانداردهایی را پی میریزد که به نظر من برای بقای هر شرکتی در قرن بیست و یکم الزامی است. آنها مشخص میکنند که ما چگونه ارزش درازمدت برای سهامداران خود میآفرینیم».
منابع:سایت آفتاب / ماهنامه تدبیر ، مسعود بینش
www.ford.com
www.fortune.com
Add comment جولای 20, 2008
شرکت اینتل Intel
شرکت اینتل Intel
سابقه: 40 سال – تاسیس ۱۹۶۸
بنیانگذار: گوردون مور و پاپ نویس
تولید (۲۰۰۵) : ۷.۷۱۱.۶۴۷
فروش: (۲۰۰۵): ۳۴.۲ میلیارد دلار
تعداد کارکنان:۹۹۹۰۰
شاید زمانی که گوردون مور در رشته شیمی از دانشگاه برکلی فارغ التحصیل شد، حتی خودش نیز فکر نمیکرد که در اثر حادثه ملاقات با مخترع ترانزیستور به دنیای مبهم و عجیب سیلیسیم وارد شود و بتواند چنان تحولی در این وادی پدید آورد که با ابداع و طرح قانونی که به نام خود او شهرت یافته است نام خود را در این عرصه جاودانه سازد. پس از او نیز جانشین شایستهاش، اندی گرو که برخلاف پیشینه مور، خود متخصص نیمههادی بود همان راه را به خوبی ادامه داد و در طی چهار دهه شرکتی که تراشه 4004 آن تنها دارای 1000 ترانزیستور بود به سرآمد شرکتهای مبتنی بر فناوری برتر در زمینه تولید ریزپردازنده تبدیل گشت و تولید تراشهای با 11 میلیارد ترانزیستور را در دستور کار خود قرار داد. این پیشرفتها البته به سادگی نیز به دست نیامده است. اینتل دو بحران عظیم نفتی و اقتصادی دهههای 80 و 90 را با درایت پشت سر گذاشته و حتی توانسته به تعبیر اندی گرو رهبر موفق پیشین شرکت، آنها را نقطه چرخش راهبردی خود قرار دهد و از سنت پرسابقه تولید تراشه حافظه به وادی چالش انگیز و نوین تولید ریزپردازنده درآید و با دراختیار داشتن رهبرانی اندیشمند و هوشمند و آیندهنگر، کارکنان را در زمینه تحقق اهداف شرکت سمت و سو دهد و سرمایه گذاریهای میلیاردی در تحقیق و توسعه فناوریها و محصولات صنعت ITC را به ثمر نشاند.
● تاریخچه
ایده تاسیس شرکت اینتل زمانی شکل گرفت که گوردون مور پس از دانش آموختگی در دانشگاه برکلی طی ملاقاتی با ویلیام شاکلی مخترع ترانزیستور جذب او شد و با کار در آزمایشگاههای «بل» به حوزه صنعت نیمههادی قدم گذاشت و در آنجا با باب نویس آشنا شد. اما دیری نپایید که این دو آنجا را ترک کردند و شرکت فیرچایلد را در زمینه نیمههادی تاسیس کردند و پس از آن بود که در سال 1968 این ایده تحقق یافت و شرکت اینتل(intel) متولد شد و سه سال بعد به ثبت رسید. گرچه اساس کسبوکار شرکت در ابتدای تاسیس، تولید تراشههای حافظه برای رایانه بود اما بحران نفتی سال 1973 و بحران اقتصادی سال 1984 شرکت را با تلاطمهای مرگباری مواجه کرد که مجبور شد فعالیت خود را به تولید ریزپردازنده تغییر دهد. همین تغییر جهت سبب شد تا اینتل در مسیر جدید رشد موفقیت آمیزی طی کند و اکنون به قطب مطرح تولید ریزپردازنده در دنیا تبدیل شود. در آغاز تاسیس شرکت، ریزپردازنده ها 64 بیتی بود با 1000 ترانزیستور درحالی که برنامه اینتل برای سال 2011 تولید تراشه با 11 میلیارد ترانزیستور است. اولین محصول شرکت در سال 1971 به عنوان تراشه 4004 به بازار عرضه شد که در آن تنها 2300 ترانزیستور به کار رفته بود. سال بعد تراشه 8008 و دو سال بعد تراشه 8080 با 4500 ترانزیستور ارائه گردید. در سال 1977 تراشه 10000 ترانزیستوری برای اپل II عرضه شد و در سالهای بعد تراشههای 8086 و 8088. سال 1982 ریزپردازنده 286 با 134000 ترانزیستور به بازار آمد. سه سال بعد ریزپردازنده 386 تعداد ترانزیستورها را به 275000 عدد رسانید. در سال 1989 با عرضه ریزپردازنده 486 تحول شگرفی پدید آمد و تعداد ترانزیستورها به 2/1 میلیون عدد رسید. سال 1993 ریزپردازنده پنتیوم با 1/3 و سپس 5/5 میلیون تراشه ارائه شد. در سالهای 1997، 1999 و 2001 ریزپردازندههای پنتیوم II ، III و IV به ترتیب با 5/7، 5/9 و 42 میلیون ترانزیستور عرضه گردید. سال 2002 ریزپردازنده ایتالیوم با 220 میلیون ترانزیستور وارد صحنه دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات شد. سال 2004 ریزپردازنده با فناوری 90 نانومتر و 125 میلیون ترانزیستور عرضه شد. هدف اینتل رسیدن به تولید تراشه های 11 میلیارد ترانزیستوری در سال 2011 است.
● حوزه فعالیت
محصولات متنوع شرکت عبارت است از:
- ریزپردازنده
- تراشه
- حافظه جداشونده
- صفحه اصلی
- محصولات سیمی و بدون سیم ارتباطی
- اجزا و قطعات زیرساختهای ارتباطی شامل:
- پردازنده های شبکه
- و محصولات حافظههای شبکهای.
شرکت در ابتدای تاسیس بر تولید حافظه تمرکز داشت. در دو بحرانی که منجر به از رونق افتادن کسبوکار و بحران اقتصادی صنعت نیمههادی شد، شرکت مجبور به تعطیل 12 کارخانه خود و آزاد کردن یک سوم کارکنان شد. مهمترین چالش شرکت تصمیمگیری درمورد تغییر روند فعالیت شرکت از تولید تراشه حافظه به تولید ریزپردازنده بود که راه موفقیت اینتل را باز کرد و شرکت را به قطب تولید ریزپردازنده در دنیا تبدیل نمود.
● قانون مور
در سی و پنجمین سالگرد چاپ مجله الکترونیک، گوردون مور مقالهای در 1965 چاپ کرد و در آن پیشبینی نمود که فناوری مدارهای مجتمع (IC)، الکترونیک را ارزان خواهد کرد. این پیشبینی کاملا درست از آب درآمد. ساخت ریزپردازنده در مدت 5 سال قیمت رایانه را 90 درصد کاهش داد. پیشبینی مور آن بود که تعداد ترانزیستورهای به کار رفته در یک تراشه، یعنی قدرت تراشه هر سال دو برابر خواهد شد. اولین IC در سال 1961 ساخته شد که 8 جزء روی آن قرار داشت. مطابق استنتاج و پیشبینی مور، در سال 1965 باید 60 جزء روی آن قرار میگرفت و ظرف ده سال از 60 به 60000 جزء میرسید. البته او ده سال بعد به دو برابر شدن قدرت تراشه در هر دو سال نظر داد و آنچه امروز به نام او به عنوان قانون مور معروف شده و شهرت جهانی پیدا کرده همین پیشبینی است.
● ماموریت و راهبرد
ماموریت اینتل ایجاد یک شبکه تامین کننده سرآمد در اقتصاد دیجیتالی جهانی است. هدف اینتل آن است که در تهیه تراشههای سیلیکونی سرآمد جهان اقتصاد دیجیتالی باشد: «ما شایستگیهای اصلی خود را در طراحی و ساخت مدارهای مجتمع، منابع مالی، حضور جهانی و شناساندن نشان تجاری استفاده میکنیم. راهبرد ما متمرکز است بر رفع نیازهای مشترک در توسعه نسل جدید محصولاتی که نیازهای کسبوکار و مصرف کننده را پاسخ گوید. ما بر این باوریم که کاربر نهایی سیستمها و دستگاههای محاسبهای و ارتباطی، محصولاتی میخواهد متکی بر راهحلهای ناشی از وجود یک مجموعه (PLATFORM). مجموعه یعنی جمعی از فناوریها که به گونهای طراحی شدهاند که با یکدیگر کار کنند تا راهحلهای بهتری برای کاربر نهایی فراهم شود نسبت به وقتی که اجزا به صورت مجزا مورداستفاده قرار گیرد».
● تحقیق و توسعه
همانگونه که فولاد، ماده خام قرن بیستم محسوب میشد، سیلیسیم ماده خام قرن بیست و یکم است. صنعت نیمههادی سیلیسیمی توسط اینتل هدایت میشود. مطابق قانون مور، اینتل هر دو سال یک بار به معرفی نسل جدید فناوریها میپردازد. این امر به تولید و عرضه محصولات به صورت ارزانتر، سریعتر و بهتر به مشتری منجر میشود. تحقیق و توسعه در اینتل متمرکز است بر ترکیب مجموعه محاسبهگری، ارتباطات، قطعات الکترونیکی و فناوریهای نوین که مدلهای کسبوکار و توسعه صنعت را پاسخگو خواهد بود. این مسئله از یک سو به پایهها و زیرساختارهای فناوری نانو سیلیکونی بستگی دارد و ازسوی دیگر به نرم افزار و سیستم اجزاء مجموعه. ترانزیستور به عنوان یک سویچ پایه سیلیسیمی عمل میکند که در دنیای دیجیتال براساس منطق صفر و یک کار میکند. توسعه حوزههای فناوری در اینتل عبارت است از:
- افزایش بازده قدرت و هدایت گرمای ایجاد شده (فناوری گرما)
- مواد و ساختارهای نوین برای ترانزیستور
- انواع اتصالات
- فرایند چاپ و حک اثر روی سیلیسیم
مجموعههای اینتل شامل استانداردهایی نظیر WIFI و WIMAX است: سختافزارها و نرمافزارهایی نظیر فناوری HT، مجازیسازی و AMT. در سال 2002 فناوری فرایند نانومتر عرضه شد. در سال 2004 فناوری 65 نانومتر (میلیاردم متر) ارائه گردید که پیشرفته ترین فرایند تولید تراشه در دنیاست. سال بعد فناوری 65 نانومتری اینتل ابداع شد که نسل جدید فرایندهای سیلیکونی را عرضه میکند: کوچکترین و بهترین ترانزیستور CMDS در تولید انبوه که به بهبود 15 – 10 درصدی عملکردی ترانزیستور میانجامد.
در سال 2007 فناوری 45 نانومتر عرضه خواهد شد که به بهبود 20 درصدی عملکرد و 30 درصدی صرفهجویی در مصرف انرژی خواهد رسید. مجموعههایی که سال 2015 نیز عرضه خواهد شد، عملکردی به مراتب بهتر خواهند داشت.
اینتل در سال 2005، بیش از 5 میلیارد دلار در زمینه تحقیق و توسعه هزینه کرده است. این در حالی است که در سال 1996 این رقم 8/1 میلیارد دلار بوده است.
● ارزشها و فرهنگ سازمانی
ارزشهای پذیرفته شده در شرکت اینتل عبارت است از:
1 – مشتری گرایی
- گوش دادن و پاسخدادن به مشتری، تامینکنندگان و سهامداران
- ارتباط شفاف دوسویه
- ارائه محصولات و خدمات رقابتی و نوآورانه
- تسهیل کار
2 – نظم و انضباط
- توجه به جزئیات
- تعهدکردن و اجراکردن
- محیط کار ایمن و تمیز
3 – کیفیت
- یادگیری، توسعه و بهبود مستمر
- کارهای درست را درست انجامدادن
- دستیابی به بالاترین استانداردهای تعالی
4 – خطرپذیری
- تقویت تفکر خلاق و نوآورانه
- درگیربا تغییرات و چالشها
- گوشدادن به ایدهها و نقطه نظرات
- یادگیری از موفقیتها و اشتباهات
- تشویق خطرپذیری
5 – محل مطلوب انجام کار
- بازبودن و دردسترسبودن
- محیط کار چالشانگیز
- کار سیستمی
- تشویق
- عملکرد صادقانه
6– نتیجهگرایی
- تمرکز بر دستاوردها
- مسئولیتپذیری
- گرایش به حل مساله
- اهداف رقابتی و چالشانگیز داشتن
● نیروی انسانی
تعداد کارکنان شرکت در سال 2005، 99900 نفر بوده که بیش از نیمی از آن در آمریکا مستقر و مشغول به کار بودهاند. شرکت برای آموزش کارکنان اهمیت ویژهای قائل است و این که افرادی با 20 سال تجربه را برای آموختن زمینههای نو و بیسابقه به مرکز آموزش میفرستد برای خود ویژگی منحصربه فرد محسوب میدارد.
● فروش
فروش شرکت در سال 2005، بیش از 34 میلیارد دلار و سود خالص 5/7 میلیارد دلار بوده است. در سال 2000 این ارقام بهترتیب 5/26 و 3/1 میلیارد دلار بوده است. تفکیک جغرافیایی درآمد شرکت در سال 2005 چنین بوده است.
- آمریکا 19 درصد
- اروپا 21 درصد
- آسیا اقیانوسیه 50 درصد
- ژاپن 10 درصد.
● بنیانگذار
بنیانگذار اینتل، “گوردونمور” است که با همدستی بابنویس در سال 1968 شرکت را تاسیس نمود. بااینکه او دکترای خود را در رشته شیمی از دانشگاه برکلی اخذ کرده بود و اصولا با دنیای نیمههادی سروکاری نداشت اما در ملاقاتی که با ویلیام شاکلی مخترع ترانزیستور داشت جذب او شد و با کار در آزمایشگاههای «بل» و آشنایی با بابنویس ایده تشکیل اینتل را شکل داد. او افتخارات زیادی را به نام خود به ثبت رسانده است:
از تاثیرات مهم در ابداع ریزپردازنده و گسترش استفاده از آن تا بنیانگذاری شرکت و ثبت قانون معروف مور و تثبیت خود بهعنوان راهبر انقلاب سختافزاری و رایانهای و دریافت مدال ملی فناوری. به این مجموعه افتخارات باید انتخاب و جذب هوشمندانه اندیگرو رهبر موفق سابق شرکت را نیز افزود. مور در سال 1963 طی مصاحبهای با گرو، او را استخدام کرد.
● مدیرعامل قبلی
مدیرعامل موفق قبلی شرکت، “اندی گرو” در اصل مجارستانی بود که در نوجوانی تنها باداشتن 20دلار و بدون اینکه انگلیسی بداند به دلیل اوضاع نابسامان کشورش، آنجا را ترک کرد و به آمریکا آمد و درست مانند گوردنمور از دانشگاه برکلی در رشته شیمی فارغالتحصیل شد. گوردنمور او را بهعنوان رئیس بخش تحقیق و توسعه به استخدام درآورد و پس از آن بیش از 20 سال سکان هدایت شرکت را به دست گرفت و در استحکام بنیان اینتل کوشید. اندیگرو به تئوری «نقطه چرخش راهبردی» معتقد است. این نقطه در زندگی هر بنگاه زمانی است که بنیانهای آن در معرض دگرگونی درونی یا بیرونی قرار میگیرد. این دگرگونی ممکن است فرصت بالارفتن از نردبان به نقطهای بلندتر یا آغاز سرنگونی باشد. گرو تصمیمگیری در نقطه چرخش راهبردی را وظیفه مدیر ارشد سازمان میداند. مصداق این تصمیمگیری در مورد اینتل، بحرانهای نفتی و اقتصادی سالهای 1973 و 1984 بود که پس از آن شرکت از تولید تراشه حافظه به تولید ریزپردازندهها تغییر جهت داد و توفیقات چشمگیری نیز در این زمینه به دست آورد و پیشتاز و مبتکر فناوریهای صنایع اطلاعاتی و ارتباطاتی شد.
● مدیرعامل كنونی
مدیر عامل کنونی شرکت “پل اوتلینی” است. او نیز معتقد است که «نزدیک چهاردهه است اینتل درگیر تغییرات است و تعهد پایدار برای پیشبردن فناوری. نقطه عطف در سال 1968 رخ داد که انتقال موفقیتآمیز از کار سابقهدار روی حافظه به ریزپردازنده صورت گرفت. امروز ما یک بار دیگر اینتل را ابداع مجدد میکنیم برای تمرکز بر فرصتهای رشد». او میخواهد ریزپردازندههای اینتل را با سایر فناوریها پیوند زند. اوتلینی در مورد بهبود عملکرد فناوریهای اینتل نسل پس از نسل هنوز معتقد به قانون مور است: «قانون مور همچنان بهعنوان یک محرک اساسی برای رشد در اینتل زنده است اما راهی که ما و مشتریانمان به قانون مور نگاه میکنیم تغییر کرده است. قانون مور تنها در مورد تعداد ترانزیستورهای بیشتر در یک تراشه نیست بلکه راجع به این نیز هست که چگونه باید آن ترانزیستورها را خلاقانه بهکار برد». او ماموریت جدید شرکت را چنین برمیشمارد: «خرسندکردن مشتریان، کارکنان و سهامداران. باید بهطور مداوم محصولات اینتل با پیشرفتهای فناوری هماهنگ شود تا به درد کار و زندگی مردم بخورد».
●آینده
پیشبینی شرکت آن است که در سال 2006، به درآمد 8/38 میلیارد دلاری دست یابد که نزدیک 10 درصد بیشتر از سال قبل است. هزینه سرمایهگذاری در حوزه تحقیق و توسعه نیز بیش از 6 میلیارد دلار پیشبینی شده که عمدتا بر فناوری 45 نانومتر متمرکز خواهد بود. تا پایان این دهه، اینتل تراشهای به کوچکی 15 نانومتر خواهد ساخت (EUV) و در زمینه وسیعترکردن پهنای باند PCهای بیسیمی یک میلیارد دلار سرمایهگذاری خواهد نمود. دستیابی به تراشهای با 11 میلیارد ترانزیستور در سال 2011 نیز در چشمانداز اینتل قرار دارد.
منابع: سایت آفتاب / ماهنامهی تدبیر
WWW.INTEL.COM
WWW.FORTUNE.COM
Add comment جولای 19, 2008
اکیو موریتا ، بنیانگذار SONY
اکیو موریتا ، بنیانگذار SONY
موریتا ، از بزرگترین پایه گذاران عصر دیجیتال است. آکیو ، بنیانگذار شرکت سونی ، غول صنعت الکترونیک و فناوری اطلاعات در جهان امروزی به شمار میرود. شرکت غول پیکر او ، اکنون به عنوان مظهر و رمز فناوری ممتاز و کیفیت عالی صنعت ژاپن شناخته میشود. رادیو ترانزیستوری، تلویزیون دستی کوچک، پخش استریوئی، واکمن، واچمن، پخش دیسکت، دیسکمن ، همه از ابزارهایی است که شرکت او ، به دنیا معرفی کرده است .
سونی، استریو را در ژاپن معرفی کرد. اولین ضبط و پخش ویدئو خانگی را لابراتوارهای این شرکت ساختند. سیستم ترینیترون و روش تازه تزریق تصویر رنگی در لامپ تصویری را سونی اختراع کرد. مخترع فلاپی 3/5 اینچ قدیمی رایانه، ابداع این شرکت بود به وسیله دوربینهای ویدئوئی دستی و دستگاههای پخِش ویدئوئی، جمع آوری اطلاعات و اخبار تلویزیونی را به طور انقلابی تغییر داد و در ساختن دوربین عکاسی بدون فیـــلم موویکا که از سیستم دیسکتی استفاده میکرد، سونی یک پیش رو تمام عیار بود . دستگاه های فیلمبرداری 8 میلیمتری که اکنون میلیون ها نفر در اقصی نقاط جهان ، شیرین ترین خاطرات خود را توسط آن به تصویر می کشند ، ابداع شرکت سونی بود . بنیانگذار سونی ، به نقل از پدرش میگوید :
پدرم عادت داشت بگوید که تمام ثروت جهان نمی تواند به شخص آموزش و فرهنگ بدهد مگر اینکه شخص خود تصمیم بگیرد که بنشیند و سخت مطالعه و تحصیل کند.
آکیو موریتا»(AKIO MORITA ) در 26 ژانویه سال 1921 در شهرناگویای ژاپن از خانواده ای مقتدر و متمول زاده شد. با آنکه پدرش انتظار داشت او به عنوان فرزند بزرگ خانواده پای در راه او گذارد و تجارتخانه او را در حرفه صنایع نوشیدنی اداره کند اما «آکیو» از همان کودکی به وسایل الکتریکی و صوتی علاقه مند بــــود و می خواست بداند اشیاء چگونه کار می کنند. رویای او ساخت یک گرامافون الکتریکی بود. به همین دلیل رشته فیزیک را در دانشگاه اوزاکا برگزید. پس از فراغت از تحصیل و در بحبوحه جنگ جهانی دوم که ژاپن درگیر جنگ بود به عنوان افسر نیروی دریایی در دفتر فناوری، کار بـــرروی تکمیل دستگاهها و سلاحهای حرارت یاب و ادوات هدف گیر شبانه را آغاز کرد. در همان جا بود که با مهندس تیزهوشی به نام ماسارو ایبوکا (MASARU IBUKA ) آشنا شد. ایبوکا نابغه اختراع بود و در همان زمان شرکتی را به نــام «ابزار دقیق ژاپن» تاسیس کرده و آمپلی فایر نیرومندی ساخته بود که می توانست آشفتگی جریان مغناطیسی در عماق آب را برای زیردریائیها اندازه گیری کند.
پس از بمباران اتمی ژاپن در سال 1945 و پایان یافتن جنگ، موریتا به شهر خود ناگویا برگشت و ایبوکا نیز با هفت کارمند خود که از شرکت قبلی به همراه آورده بود در ساختمانی کهنه و خالی و نیمه ویرانه در توکیو شرکت جدیدی را تاسیس کرد. موریتا پس از مدت کوتاهی برای تدریس به توکیو آمد واطلاع یافت که دوست و همکار او ایبوکا سلسله مقالاتی را در زمینه دستگاههای الکتریکی در روزنامه معروف ژاپنی «آساهی» می نویسد و شرکتی را تاسیس کرده است. او به ملاقات دوستش شتافت و تصمیم گرفت به صورت نیمه وقت و پس از مدت کوتاهی تمام وقت به او بپیوندد و با همفکری یکدیگر شرکت جدید خود را تاسیس کند. ایبوکا 38 ساله و موریتا 25 ساله در سال 1946 شرکت را با نام «شرکت مهندسی مخابرات توکیو»(TOTSUKO ) با 500 دلار سرمایه (190.000 ین) و 20 نفر تاسیس کردند. محل فعالیت شرکت طبقه سوم یک ساختمان نیمه مخروبه در منطقه منهدم شده ای قرار داشت که تمامی دیوارهای بتونی آن شکافهای عمیق برداشته بود. بدین ترتیب سنگ بنای شرکت عظیم سونی به همت دو انسان سخت کوش با فعالیت تعمیر رادیو گذاشته شد. 12 سال بعد و پس از دستیابی به موفقیتهای پی درپی در کار برروی محصولات الکتریکی و عرضه فرآورده های صوتی و تصویری نظیر پلوپز برقی، ولت متر، بالش برقی، ضبط صوت، رادیو، تلویزیون و ویدئو، شرکت به نام «سونی» تغییر نام داد. موریتا در سال 1953 اولین سفر خود را به آمریکا و اروپا انجام داد و کمی بعد با فکر گسترش صادرات و کسب و کار سونی به ماوراء مرزهای ژاپن و بویژه آمریکا، به همراه خانواده خود به نیویورک رفت و در سال 1960 شرکت سونی آمریکا را تاسیس کرد. اولین رادیوی ترانزیستوری جهان (TR-55 ) در سال1956 توسط شرکت ساخته شد و سال بعد کوچکترین رادیوی ترانزیستوری جیبی(TR-63 ) با ابعاد32 ×71×112 میلیمتر و قیمت 13800 ین عرضه گردید. البته این رادیو کمی بزرگتر از جیب معمولی پیراهن بود و لذا موریتا پیراهنی با جیب بزرگتر برای خود تهیه کرده بود که بتواند عنوان جیبی را برای آن اثبات کند قیمت صادراتی این رادیو39/95 دلار بود. اولین تلویزیون ترانزیستوری مدل 8 اینچی(TV8-301 ) در سال 1959 و کوچکترین و سبک ترین تلویزیون (TV5-303 ) در سال 1962 و بالاخره تلویزیونهای رنگی کروماترون در سال 1964 و ترنیترون در سال 1968 ساخته و عرضه گردید.
شمارش تعداد محصولاتی که این شرکت از آغاز تاسیس تاکنون ابداع و به بشریت عرضه داشته مشکل است و علاوه بر مواردی که برشمرده شد، ویدئو، دیسک فشرده، فلاپی دیسک، نوارهای ویدئوئی بتاماکس، واکمن، تلویزیون دستی کوچک، پخش استریو، دوربینهای فیلمبرداری 8 میلیمتری، دوربینهای عکاسی و دهها اختراع دیگر را شامل می شود.
در مدت همکاری این دو یار باوفا، ایبوکا انرژی خود را بر روی انجام تحقیقات فناوری و توسعه محصول متمرکز کرد و موریتا دست به گسترش سونی در مناطق مختلف دنیا، جهانی سازی شرکت و توجه به مسائل مالی، توسعه منابع انسانی و ورود به دنیای نرم افزار زد. موریتا پیشتاز طرح ایده جهانی شدن شرکتها بود و برای گسترش شرکت خود به بسیاری نقاط دنیا رفت وآمد می کرد. او شناخته شده ترین ژاپنی در آمریکاست که جوایز متعددی را دریافت کرده است.
توانایی او در مطالعه و شناخت دو فرهنگ شرقی و غربی و ترکیب جنبه های خوب آن با یکدیگر شگفت انگیز بود.
موریتا در سال 1959 عنوان نایب رئیس سونی را داشت و در سال 1971 به ریاست سونی رسید و تا سال 1994 که به عنوان ریاست افتخاری سونی بازنشسته شد در سمتهای مختلف ریاست، مدیریت عامل و ریاست هیئت مدیره فعالیت کرد. ایبوکا دوست و همکار او در بنیانگذاری شرکت در سال 1997 درگذشت. چهارسال قبل از آن، موریتا به هنگام بازی تنیس دچار حمله قبلی شد و تا سال 1999 که در 78 سالگی جهان را وداع گفت صندلی چرخدار سوار می شد. موریتا مسیر زندگانی و نظرات و افکار خود را در زمینه کسب و کار صنعت الکترونیک و فناوری برتر در کتابی به نام «ساخت ژاپن» در معرض استفاده همگان قرار داده است. همت والای او و دوست و همکار و همراهش ایبوکا، از خاکسترهای ویرانه های جنگ جهانی دوم، شرکتی جهانی را پدید آورد که رهبری بلامنازع اختراعات پی درپی و عرضه محصولات و وسایل الکترونیکی صوتی و تصویری و فناوری اطلاعات را در اختیار خود گرفت و در سال 2003 با 161100 نفر کارمند، فروش 62 میلیارد دلاری را به دست آورد.
منابع: creativity.ir / سایت همایش ملی کارآفرینی دیجیتالی
>
Add comment جولای 19, 2008
ده فرمان بازاریابی
ده فرمان بازاریابی
1- بیاموزید که از دید مشتری نگاه کنید. مانند مشتریانتان بیاندیشید. برخورد کل سازمان را در هنگام یک معامله از دید یک مشتری بررسی کنید. در این آنالیز حتی موارد جزئی مانند تعداد زنگهای تلفن قبل از برداشتن گوشی، میزان معطلی مشتری در جلوی باجه، میزان صحت سفارشات و محمولهها، تحویل بموقع کالا، میزان دقت و برخورد دوستانه کارمندان و نظایر آنها را در نظر بگیرید.
2- خود را یک کارآموز در امر سرویس دهی تلقی کنید. قبل از تصمیمگیری برای ایجاد تغییرات ببینید کدام شرکت در صنعت شما بهترین سرویسدهی را دارد؟ پس از آن استراتژی سرویسدهی خود را تدوین کنید. میخواهید چقدر خوب باشید؟ آیا تصمیم دارید بهترین باشید؟ در غیر اینصورت چه سطح سرویسدهی را میخواهید ارائه کنید و چقدر طول میکشد تا به آن سطح برسید؟ این کار چقدر هزینه در بر خواهد داشت؟ در هنگام ارزیابی هر برنامه جدید از خودتان بپرسید آیا این کار باعث بهتر شدن سطح سرویسدهی شما خواهد شد؟ اگر جواب مثبت است و آن کار نیز در حد استطاعت شما است انجامش بدهید.
3- از مشتریان بپرسید چه میخواهند؟ فقط به مطالعه شرکتهای دیگر اکتفا نکنید. با مشتریانتان نیز گفتگو کنید. از آنها بپرسید سرویسدهی شما چقدر بر آنها تاثیر گذاشته است؟ به آنچه مشتریانتان در مورد کسبوکار شما میگویند گوش فرا دهید. براساس آنچه شنیدهاید تغییراتی انجام دهید تا سرویسدهی شما بهتر شده و مطابقت بیشتری با نیازهای مشتریانتان داشته باشد. هنگامی که میخواهید خدمات متمایزی ارائه کنید همواره آماده باشید که نهایت سعی خود را بکار ببرید و یک گام جلو بروید. کم تعهد دادن و ارائه بیش از تعهد دو کلید اصلی موفقیت است.
4- سیاستهایی همسو با مشتری تدوین کنید. کارمندانی که در تماس مستقیم با مشتریان هستند همواره میدانند چگونه میتوان مشتری را راضی نگهداشت ولی متاسفانه آنها امکان مشارکت در تدوین سیاستهای شرکت را ندارند تا قادر به طراحی فعالیتهایی باشند که بیشترین میزان توجه به مشتری را باعث خواهد شد. تمام سیاستها و روشهایی را که سد راه سرویسدهی متمایز است بیرحمانه حذف کنید. قبل از اجرای سیاستهای جدید اطلاعاتی را که از مشتریان میگیرید بخاطر بیاورید. اگر مشتری اهمیتی برای این فعالیتهای جدید قائل نیست آنها را اجرا نکنید.
5- مشتریان را تشویق کنید که شکایت کنند. عدم وصول شکایت مشتری نشانه خوبی نیست. تنها 4% از مشتریان حاضرند وقتشان را صرف کنند تا اشکالات شما را به خودتان بگویند. بقیه تنها غرولند کرده و معامله با شما را متوقف میکنند.اگر هیچگاه به شکایات مشتریانتان گوش نکنید نمیتوانید ایراد گرفتن مشتریان را متوقف کنید. مشتریان را تشویق کنید به شما بگویند چه کارهای اشتباهی انجام میدهید. در هر تماس با مشتری از آنها بازخور بخواهید. مهم نیست خبرهای خوب بگیرید یا بد. شما نیاز دارید بطور مداوم بدانید مشتریانتان در مورد شما چه تصوری دارند.
6- کارکنانتان را آموزش دهید. چگونه انتظار دارید کارکنانتان بدون آموزش مناسب قادر باشند سرویسهای برتر و متفاوت با بقیه ارائه دهند یا با مشتریان خشمگین مواجه شوند؟ مطمئن شوید که تمام کارکنانی که مسئولیت تماس با مشتریان را دارند آموزشهای لازم را دیده و برای حفظ مهارتهایشان در دورههای بازآموزی نیز شرکت میکنند. به کارکنان اختیارات لازم جهت رسیدگی به شکایات مشتریان را بدهید. آنها نیاز به قدرت دارند. اگر لازم باشد برای هر موضوع کوچکی از مدیرشان اجازه بگیرند هرگز قادر به ارائه خدمات برتر و متفاوت با بقیه رقبا نخواهند بود.
7- سرویس دهی عالی را یک الزام روزانه بدانید. هیچ جادویی برای سرویس دهی عالی وجود ندارد. این مسئله وقتی به تحقق میپیوندد که آنرا هر روز در دستور کار خود قرار دهید. سرویسدهی عالی با تمرین و ممارست بدست میآید. بدین دلیل است که شرکتهایی که حقیقتا سرویسدهی مشتری محور ارائه میکنند خود را هر روز وقف مشتری میکنند.
8- فرهنگ بهبود مستمر را پرورش دهید. همواره از سطح سرویسدهی خود ناراضی باشید. قبول کنید که خدمت رسانی به مشتریان وظیفه تمام کارکنان است. پس از آن تمام کارکنان را درگیر یافتن راههایی برای بهبود وضعیت سرویسدهی کنید. سرویسدهی به مشتریان داخلی سازمان نیز به اندازه مشتریان خارجی اهمیت دارد. اگر شما به واحدهای داخلی شرکت اجازه سرویسدهی ضعیف به مشتریان داخلی را بدهید چگونه میتوانید انتظار سرویسدهی عالی به مشتریان خارجی را داشته باشید ؟
9- در رابطه با عملکرد خود الگو برداری کنید. قبل از ایجاد تغییر نبض سیستم خدمات رسانی را بگیرید. از قدیم گفتهاند چیزی را که نتوان اندازه گرفت نمیتوان مدیریت کرد. اگر یک معیار سنجش نداشته باشید نمیتوانید میزان پیشرفت سطح سرویسدهی را اندازه بگیرید.
10- به نتایج حاصله پاداش داده و موفقیتها را جشن بگیرید. فعالیتهای کارکنان در این زمینه را اجر بنهید. پاداشها و قدردانی را به نتایج پیوند بزنید. احساس موفقیت و اشتیاق به بهبودی را جشن بگیرید. افراد را تشویق کنید که همواره از وضع موجود ناراضی بوده و تمام آنها باید درگیر رفع موانع موجود در راه خدمت رسانی عالی باشند.
منبع: روزنامه تفاهم / سايت مقالات علمي ايران
<a target=”_blank” href=”http://www.mohand.es/submit?phase=1&url=&title=”>
2 comments جولای 19, 2008















