Archive for جولای 3rd, 2008

بیل گیتس ایرانی (پیر امیدیار)

پیر امیدیار


pierre-omidyar

در دورانی که دیگر کمتر از معجزه اقتصاد نوین یاد میشود، یک ایرانی مقیم آمریکا باعث شده تا هنوز هم اعتبار دست اندرکاران اقتصاد نوین و آینده آن حفظ شود. طی دهه نود چنان اقتصاد نوین همه کس و همه چیز را متوجه خود ساخت که همگان باور کردند به زودی ساختارهای سنتی اقتصاد و صنعت تحت تاثیر آن بسیار کم رنگ و کم رونق خواهند شد. رشد سرسام آور اینترنت و شرکتهای نوپای اینترنتی حتی نوعی فرهنگ جدید را در بین مدیران و فعالان اقتصادی ایجاد کرد. این فرهنگ از پوشش و لباس گرفته تا نحوه حرف زدن و فکر کردن را تحت تاثیر خود قرار میداد. به عنوان مثال در بسیاری از شرکتهای نوین و نوپا لباس رسمی از کت و شلوار و کراوات به یک تیشرت و شلوار ساده بدل شد. مدیران شرکتهای اینترنتی که یک شبه ثروتمند شده بودند معتقد بودند بین فضای سنتی خانه و محیط شرکت نباید مرزی گذاشت و لباس خانه و محل کار باید تا حد ممکن نزدیک به هم باشد تا بدین ترتیب مرز میان کار و «بقیه زندگی» از میان رفته و مرزهای کار و اداره از میان بروند. در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون رشد بسیار بالا و بیسابقه بورس این تحول را مضاعف کرد. اما اکنون خبر چندانی از آن سروصداها و جار و جنجالهای خیره کننده نیست. با این حال پیر امیدیار بیش از هر کس دیگری باعث میشود تا تصور گذشته از اقتصاد نوین حفظ شود. این مرد ایرانیالاصل با بنیان نهادن سایت حراج اینترنتی Ebay به یکی از سردمداران اقتصاد نوین بدل شده است.


قصه از کجا شروع شد


همانند بسیاری از داستانهای موفقیت آمیز در رشته اینترنت داستان سایت Ebay هم در یک اتاق نشیمن آغاز شد. پیر امیدیار که تخصص وی در زمینه برنامه سازی رایانهای است در اوقات فراغت خویش و در اتاق نشیمن خانهاش چند سایت اینترنتی را تحت یک مجموعه واحد و با آدرس http://www.ebay.com/ گرد آورده و اداره میکرد. یک بار وقتی که تعطیلات آخر هفته‏اش طولانی شد تصمیم گرفت جایی را برای برگزاری حراج در اینترنت شکل دهد. وی این کار را انجام داد و حاصل کارش را «حراج شبکه» نامید. برای آنکه کارایی سایت خود را امتحان کند یک دستگاه سوراخ کن لیزری را که ایراد فنی هم داشت به حراج گذاشت دو هفته بعد این دستگاه به قیمت ۱۴ دلار حراج شد. بدین ترتیب اولین کالا در این سایت حراج شد و رسماً سایت مذکور آغاز به کار کرد. این اتفاق در سال ۱۹۹۵ روی داد و از آن به بعد چنان رشدی در Ebay پدید آمد که وضعیت فعلی آن با شرایط سال ۱۹۹۵ اصلاً قابل مقایسه نیست. سایت مذکور پس از شکل گیری در سال ۱۹۹۵ تا مدتی با همان نام «حراج شبکه» فعالیت میکرد. پس از مدتی امیدیار نامش را تغییر داد و آن را Ebay نامید. ایده تشکیل این سایت به گفته خود امیدیار خیلی ساده و البته ایده آلیستی بود: «از طریق اینترنت میتوان بازاری کامل و جامع ایجاد کرد که در آن وضعیت عرضه و تقاضا برای همگان شفاف و روشن باشد.» اخیراً مصاحبهای از امیدیار چاپ شده که وی طی آن با یادآوری آن دوران میگوید: «میخواستم چیزی متفاوت انجام داده باشم تا هر فرد خود به تنهایی بتواند هم تولید کننده و هم مصرف کننده باشد.» به تازگی هم یک نویسنده آمریکایی به نام آدام کوهن کتابی را با نام یی بی ( My Ebay) من منتشر ساخته که در آن به رموز موفقیت امیدیار و سایتش پرداخته است. به اعتقاد کوهن، امیدیار خیلی زود دریافت که ایده سادهاش یعنی همان چیزی که چند سطر بالاتر از آن یاد کردیم میتواند بسیار موفقیت آمیز باشد و ثروت کلانی را نصیب وی سازد. او ابتدا کارش را برای تفریح و سپری کردن اوقات فراغت انجام میداد اما همین سرگرمی بدل به شرکتی با رشد فوق العاده بالا شد. دو سال بعد از آنکه اولین حراج در سال ۱۹۹۵ صورت گرفت شرکت به حدی رشد کرده بود که روزانه بیش از یک میلیون نفر از سایت Ebay بازدید میکردند.


بزرگترین فروشگاه دنیا


رشد این شرکت اینترنتی و سایت آن به حدی بالا است که امروز دیگر هیچ فروشگاهی را چه در میان سایتهای حراج اینترنتی و چه در میان لیست بزرگترین فروشگاهها و سوپرمارکتهای جهان نمیتوان با آن مقایسه کرد. هیچ فروشگاهی را نمیتوان در دنیا پیدا کرد که میزان خرید و فروش کالا در آن به اندازه این سایت اینترنتی باشد. امروز به طور متوسط روزانه ۱۲ میلیون عدد کالا در سایت Ebay به فروش میرود. تعداد مشتریان ثبت شده Ebay هم ۱۴۴ میلیون نفر است. به عبارت دیگر ۱۴۴ میلیون نفر از مردم کره زمین مشتریان رسمی و دائم آن محسوب میشوند. یکی از بهترین سالهای امیدیار و سایتش سال ۱۹۹۷ بود که در آن سال بالاترین رشد این فروشگاه اینترنتی به دست آمد. در آن سال همچنین اولین مدیران شرکت منصوب شدند. امیدیار در همین سال هم تصمیم گرفت که برای تداوم رشد شرکتش مدیران با تجربه را وارد Ebay کرده و خود نقش مشاور و «رئیس در سایه» را بر عهده گیرد. او در تاسیس شرکت یک شریک زیرک هم داشت: جف اسکول. اسکول نیز این دیدگاه امیدیار را قبول داشت که اگرچه ایده وی بسیار خوب بوده اما آنها خود به تنهایی نمیتوانند در اقتصاد پررقابت امروز هر کاری را انجام دهند. این دو مدیری را به ریاست شرکت خویش برگزیدند که هنوز هم ریاست Ebay را بر عهده دارد. وی که مگ ویتمن نام دارد اندکی پس از آغاز ریاست خود، توانست در سال ۱۹۹۸ Ebay را با موفقیت وارد بورس سازد. حضور موفق Ebay در بورس ثروت بنیانگذار آن یعنی امیدیار را چند برابر کرد. در آن زمان دیگر ایده ساده مرد جوان موجب پدید آمدن بزرگترین فروشگاه و مرکز حراج دنیا شده بود. آدام کوهن که برای نوشتن کتاب خود اجازه یافته بود تمامی سوراخها و گوشه‌های نادیده شرکت را مورد بررسی قرار دهد، در کتاب خود مصاحبههای متعددی با امیدیار و تعداد زیادی از پرسنل شرکت انجام داده و حتی نظرات سرمایه گذاران را هم جویا شده است. وی در پایان تمامی این اقدامات نتیجه میگیرد که در میان شرکتهای بزرگ دنیا، نهاد اداره کننده سایت Ebay یکی از کم تنشترینهای آنهاست. او یکی از دلایل این امر را نوع نگاه و رفتار مدیریتی امیدیار میداند. وی خود نیز طی مدت تحقیقات خویش به یکی از شیفتگان و طرفداران سرسخت امیدیار و سایت وی بدل شده است. لذا تقریباً تمام کتابش که بیش از ۳۰۰ صفحه است صرف تعریف و تمجید از مرد جوان شده است.


مشابهت با بیل گیتس


بسیاری معتقدند آن کاری که امیدیار انجام میدهد نمونه مشابهی است با عملکرد غول نرم افزارسازی دنیا یعنی بیل گیتس و شرکت وی – مایکروسافت. هر دوی اینها در عالم رایانه سیر میکنند و هر دو نیز انحصارگرند. گیتس در رشته نرم افزارسازی قدرت بلامنازع دنیاست و از این جایگاه نیز به هر وسیله‎ای که شده دفاع میکند ولو با شیوههای نه چندان اخلاقی. مخالفان سایت Ebay و شخص امیدیار هم میگویند همه چیز آن پول و مسائل مادی است و آنقدر بر این امر اصرار میشود که حتی حاضرند برخی موضوعات و پیش شرطهای لازم را نادیده بگیرند. در حال حاضر میتوان گفت Ebay تنها سایت جدی حراج در اینترنت است و سایرین در مقابل آن به هیچ وجه مجالی برای فعالیت ندارند. امیدیار در مقابل این مخالفان بارها کوشیده با یک عبارت خاص و کلی جواب بدهد: «انسان اساساً موجود خوبی است. اگر به او فرصت خوب عمل کردن داده شود عموماً رفتارش نیز خوب خواهد بود.» در بسیاری از صفحات اینترنتی مرتبط با Ebay وی همین عبارت را هم به صورت یک پند اخلاقی در گوشهای از صفحه آورده ا ست.


زندگی خصوصی


امیدیار به رغم مشابهت در رفتار به بیل گیتس برخی ویژگیهای جالب دارد. غالباً لباس ساده به تن دارد و در اغلب عکسهایی که از وی به چاپ میرسد کراوات و کت و شلوار نپوشیده است. پیراهن معمولی و کاپشن چرمی ظاهراً لباسهای محبوبش هستند درست مثل مدیران اقتصاد نوین. در سایت اینترنتی شخصی خویش که در آن با مخاطبان و علاقهمندان پیغام رد و بدل میکند، خودش را چنین معرفی کرده است: «من بیشتر عمرم فردی طرفدار تکنولوژی بودهام. اگرچه شهرتم به واسطه ابداع Ebay است، اما سعیام بر آن است که دنیا را به مکانی بهتر بدل کنم.» امیدیار در حال حاضر ثروتمندترین ایرانی است و در لیست ثروتمندترین ساکنان آمریکا هم مکان بیست و هفتم را به خود اختصاص داده است. البته به رغم بحث ایرانی بودن وی، تنها یکی از والدینش ایرانی است و خودش هم در پاریس به دنیا آمده. اول خرداد او سی و هفتمین سال تولدش را جشن گرفت. در سال ۱۹۶۷ یعنی زمانی که خانوادهاش در پاریس زندگی میکردند، به دنیا آمد. پس از آن پدرش برای تحصیل در رشته فیزیک عازم مریلند آمریکا شد تا در دانشگاه جان هاپکینز رشته محبوبش را دنبال کند. پیر امیدیار که به همراه پدر و مادرش به آمریکا رفته بود طی دوران دبیرستان عاشق رایانه شد. بالاخره هم توانست در سال ۱۹۸۸ در رشته رایانه از دانشگاه «تافتس» فارغ التحصیل شود. پس از فارغ التحصیلی در شرکت اپل (Apple) سازنده رایانه مشغول به کار شد. طی همین دوران با خانمی به نام پاملا آشنا شد و مدتی بعد هم با وی ازدواج کرد. جالب است بدانید که خانم پاملا نیز فامیل خود را به امیدیار تغییر داده است. این زوج همانند بیل گیتس و همسرش اعلام کرده اند که قصد دارند طی سالهای آینده بخش عمده ثروت خود را خرج کنند. آنها گفتهاند که تا بیست سال آینده به جز یک درصد از ثروتشان بقیه آن را خرج میکنند. امیدیار چندان علاقهای به موضوعات سیاسی ندارد و معمولاً در مورد ایران نیز اظهارنظر چندانی نمیکند. او چند سال قبل بخشی از ثروت خود را در سایت گوگل که بزرگترین موتور جستوجوی دنیاست سرمایه گذاری کرد. چند ماه قبل ورود موفق گوگل به بورس باعث شد تا از این رهگذر نیز مبلغ کلان دیگری نصیبش شده و باز هم بر ثروتش افزوده شود.

منبع: سایت آفتاب / شهر الکترونیک یزد

Add comment جولای 3, 2008

بیل گیتس هند (عظیم پرمجی)

بیل گیتس هند (عظیم پرمجی)

azim-premjis

عظیم پرمچی(Azim Premji) ثروتمندترین مرد کشور هندوستان است که از سال ۱۹۹۹ این عنوان را از آن خود نموده و تا به حال همچنان آن را داراست. Wipro کمپانی تحت فرمان او سالیانی است که به تولید روغنهای هیدروژنی آشپزی مشغول است و نه تنها بازار کشور هند بلکه بازار بسیاری از کشورهای منطقه را در اختیار دارد. نکته جالب در مورد این کمپانی آن است که اگر چه محصول اصلی و اولیه آن روغنهای آشپزی است اما در تولید انواع نرم افزار کامپیوتری نیز در کشور هند جز اولینها به حساب میآید.

در سال ۲۰۰۰ برای اولین بار نام او در لیست ۲۰ نفر اول جهان از نظر ثروت و نفوذ اقتصادی جای گرفت و از آن زمان تاکنون همواره نام او در لیستهای مختلف اقتصادی مشاهده میگردد. یکی از مهمترین عناوینی که در طی این سال‏ها به او اعطا شده لقب «بیل گیتس هندی» است که در سال ۲۰۰۳ اولین بار توسط یک گزارشگر شبکه بی بی سی به این نام خوانده شد.

پرمچی در ۲۴ جولای سال ۱۹۴۵ به دنیا آمد. پدرش بنیانگذار کارخانه Wipro بود و از همین رو اوضاع اقتصادی مناسبی را برای خانواده فراهم آورده بود.

عظیم دوران مدرسه را همانند دیگر همسن و سالانش پشت سر گذاشت و برای ادامه تحصیل در رشته مهندسی برق وارد دانشگاه استنفورد ایالات متحده شد. در سال ۱۹۶۶ یعنی در سن ۲۱ سالگی، همزمان با فارغ التحصیلی از دانشگاه وارد کمپانی پدر شد و اندکی بعد در همان سال پدرش از دنیا رفت و امور را به دست فرزند سپرد. هنگامی که عظیم وارد Wipro شد سرمایه شرکت ۱/۵ میلیون دلار بود حال پس از مدتها مدیریت او و به کارگیری شیوههای نوین عظیم کمپانی wipro به یک امپراتوری حقیقی با سرمایهای افزون بر ۱/۴ میلیارد دلار مشغول به فعالیت است.
او که در سنین جوانی کنترل امور را در دست گرفت توانست با درهم آمیختن دانش روز و ابتکار و استعداد خود، اصولی را پایهریزی نماید که بسیاری از مدیران جوان کشور هند امروزه مشغول آموختن آن اصول هستند. مهمترین دستاورد مدیریتی او تغییر سیستم ارزشگذاری شرکتهای بزرگ بود. بسیاری از کمپانیهای بزرگ اهداف خود را به گونهای ترتیب میدهند که خدمات یا محصولات آنها زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را وسوسه نماید تا از خدمات یا محصولات این شرکت‏ها استفاده نمایند. به عبارت سادهتر این محصولات کمپانیهای بزرگ است که به مردم خط میدهند و مسیر زندگی آنها را مشخص مینمایند.

اما پرمچی با نقض آشکار این قاعده و تلقی آن به عنوان یک طعمه تحقیر آمیز برای مصرف کنندگان، روشی را در پیش گرفت که نیاز مردم و سلیقه آنها به محصولات او جهت بخشد و در این راه او همیشه سلایق عموم طبقات جامعه را جویا میشد. به باور او یک تجارت جهت تحقق بخشیدن به تعهداتش در قبال مردم باید سود و ضررهای بسیاری را متحمل گردد تا به یک تجارت واقعی بدون کلک و در عین حال سودده تبدیل گردد. از دیگر علل موفقیت بینظیر او میتوان به نحوه نگرش او به مدیرانش اشاره کرد. پرمچی در تمامی مراحل مختلف کار همواره در زمان رویارویی با مدیران بخشهای مختلف توان کیفی و مدیریتی آنها را به مراتب متذکر میشود و اعلام میکند که با چنین قدرتی آنها بسیار بهتر میتوانند جهت پیشبرد اهداف کمپانی قدم بردارند.

هنگامی که او اهداف آتی شرکت را همزمان با بالابردن روحیه و اعتماد به نفس کارکنانش مطرح میکند، همگان این اهداف را دست یافتنی تلقی میکنند و از همان ابتدای راه با آنها انس میگیرند. ذکر این مطلب نیز خالی از لطف نیست که درنگرش عظیم پرمچی ارزشهای اجتماعی و انسانی در بالاترین جایگاه قرار دارند و این ارزش گذاری او به لایه‏های مختلف و سطوح متعدد امپراتوری تحت فرمانش نفوذ کرده است. اینگونه است که هر نوع عمل غیر اخلاقی توسط تک تک کارکنان زشت و قبیح شمرده شده و همه از آن پرهیز میکنند. در قانون پرمچی پایبندی به اصول اخلاقی و وفاداری به مردم پیش از هر اصل تجاری دیگر جای گرفته است.

منبع: سایت آفتاب / روزنامه ایران ، مترجم: علی اخلاقی

Add comment جولای 3, 2008

جرج اسمن پدر صنعت عکاسی مدرن

جرج اسمن پدر صنعت عکاسی مدرن

جرج اسمن

امروزه از «George Eastman» موسس کمپانی بزرگ «Eastman Kodak» به عنوان پدر صنعت عکاسی مدرن و نوین یاد می‌شود. او در سال ۱۸۵۴ در یکی از روستاهای «نیویورک» دیده به جهان گشود. پدرش «George Washington Eastman» در همان سال دانشکده اقتصاد «Eastman» را در «Rochester» بنا کرد و چند سال بعد خانواده را برای زندگی در آن شهر به «Rochester» برد. در سال ۱۸۶۲ درست زمانی که دانشکده در حال شکل‌گیری و رشد خود به سر می‌برد، به ناگاه پدر خانواده از دنیا رفت و اندک سرمایه‌ای را برای آنها به ارث گذاشت.
با پدید آمدن چنین شرایطی «George» که تنها پسر خانواده بود برای سرپرستی و حمایت مالی مادر و دو خواهرش مجبور به ترک تحصیل شد و راهی بازار کار گردید. ابتدا برای یک شرکت کوچک بیمه مشغول به کار شد و پس از آن به استخدام بانک محلی «Rochester» درآمد.

هنگامی که ۲۳ سال بیشتر نداشت یکی از همکارانش با مشاهده فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر او پیشنهاد کرد که تعطیلات آخر هفته را به همراه مادر و خواهرانش به خارج از شهر بروند و به تفریح بپردازند. در میان کلام همکار دلسوز پیشنهادی مطرح شد که سرآغاز تحول زندگی «George» و تکنولوژی بشر به حساب می‌آمد. او گفت که برای ثبت خاطره آن روز گردش «George» دوربینی تهیه نماید و از خانواده‌اش چند عکس یادگاری بگیرد.
اگر چه «George» دوربینی اجاره کرد اما هرگز تعطیلات آخر هفته را در بیرون از خانه نگذراند. سنگینی، حجم و گرانی مبلغ تهیه یک دوربین و یا حتی یک عکس تمامی فکر او را به خود مشغول ساخته بود. «آیا امکان ظهور دوربینی جدید با خصوصیات کاملاً متفاوت وجود ندارد؟»

از همان روز به مدت سه سال، شب‌ها و در ساعات بیکاری او مدام در آشپزخانه خانه مشغول آزمایش موادی بود تا بتواند امولسیون ژلاتین را در جایگاه نگاتیو فیلم دوربین قرار دهد. سرانجام پس از یکسری آزمایشات مستمر و طولانیمدت او در سال ۱۸۸۰ توانست ماشینی با قابلیت کارایی با نگاتیو خشک جهت تهیه عکس اختراع نماید و به ثبت رساند.

یکسال بعد با کمک‌های مالی «Henry Strong» کمپانی «Eastman Dry Plate» برپا شد و به سبب فعالیت‌های شدید «George» در آن دیگر مجبور به استعفا از بانک شد. در سال ۱۸۸۴ فعالیت‌های کمپانی «Eastman» که حال به یک کمپانی تولید فیلم تبدیل شده بود گسترش یافت و او توانست فیلم‌های حلقه‌ای را جایگزین نگاتیوهای شیشه‌ای نماید که با استقبال بسیار بی‌نظیری مواجه شد.

سرانجام در سال ۱۸۹۲ کمپانی « Kodak Eastman » افتتاح شد، کمپانی که با ظهور خود انقلاب بزرگی در صنعت عکاسی دنیا پدید آورد. اندکی بعد کمپانی «Kodak» توانست با بکارگیری چند نوآوری دیگر، دوربین‌های سبک با کارایی بسیار ساده را با نام «Kodak» وارد بازار نماید. شعار آنها با فرستادن این دوربین‌ها به بازار این بود: «شما تنها یک دکمه را فشار دهید، ما بقیه کارها را انجام می‌دهیم.» در مدت زمان بسیار اندکی دوربین‌های عکاسی «Kodak» در سراسر جهان شهرت یافت و میزان تقاضای آن به شدت سرعت گرفت

kodak_logo.

در همان فاصله زمانی ابتکار جدید «Eastman» برای پایه‌ریزی ظهور فیلم‌های متحرک در سال‌های بعد نیز با سر و صدای بسیاری همراه شد. در سال ۱۸۸۸ هنگامی که «Eastman» نام «Kodak» را برای کمپانی و محصولات خود برگزید، از او سؤالات بسیاری در مورد علت انتخاب این نام پرسیده شد و او در پاسخ اظهار داشت که از دوران کودکی علاقه خاصی به حرف «K» داشته است و همیشه آن را حرف مورد علاقه و قدرت بخش خود می‌دانسته است. از نظر او انتخاب کلمه‌ای که با این حرف شروع و با آن خاتمه می‌یابد، قطعاً خوش‌شانسی و موفقیت فراوانی برای او دربر خواهد داشت.

در سال ۱۹۰۲ «George Eastman» که حال به یک ثروتمند مشهور تبدیل شده بود، تصمیم گرفت تا خانه‌ای را که همیشه در خواب‌های کودکی‌اش می‌دیده بنا نماید. از همین رو مشهورترین آرشیتکت آن دوران در ایالات متحده «J.Foster Warner» را به خدمت گرفت و ساخت خانه را آغاز نمود. خانه‌ای به مساحت ۳۲۰۰ متر با ۵۰ اتاق و مجهزترین سیستم گرمایش، تلفن و برق و از همه مهمتر با طراحی داخلی طراحان کاخ سفید که هزینه ساختش مبلغی معادل ۳۳۵ هزار دلار آن زمان شد، ساخت.

از خصوصیات بارز «Eastman» می‌توان به سخاوتمندی و علم دوستی او اشاره کرد. از آنجا که او در دوران نوجوانی به دلیل مصائب مالی و خانوادگی نتوانسته بود ادامه تحصیل دهد، در این دوران که صاحب مال و شهرت شده بود همواره به موسسات آموزشی کمک‌های شایانی اهدا می‌کرد. او در دوران حیاتش مبلغی معادل ۲۰ میلیون دلار به موسسه تکنولوژیکی «ماساچوست» اهدا نمود. همچنین مرکز فن‌آوری «Rochester» مبلغی معادل ۶۲۵ هزار دلار در سال ۱۹۰۱ از «Eastman» به عنوان هدیه دریافت کرد. او همچنین هدیه‌ای معادل ۲ میلیون دلار به هر یک از موسسات آموزشی «Tuskegee» و «Hampton» ارایه نمود.

«George Eastman» همچنین علاقه فراوانی به شهر «Rochester» داشت و با تمام قوا جهت پیشرفت و توسعه این شهر گام برمی‌داشت. بنای موسسه و انجمن «Chest» به عنوان دانشکده موسیقی این شهر و همچنین بخشیدن منزل مسکونی مشهورش پس از مرگ به دانشگاه «Rochester» از جمله این اقدامات به شمار می‌روند.
سرانجام در ۱۴ مارس ۱۹۳۲ این مخترع بزرگ و ثروتمند خیر دار فانی را وداع گفت. هنگامی که جسد او را به خاک می‌سپردند، آخرین جمله وصیتنامه او توجه همگان را به خود جلب کرد: «من کارم را انجام دادم. پس ماندن دیگر لزومی ندارد.»

اگر چه «Eastman» به این نتیجه رسیده که کارش را به اتمام رسانده است اما کمپانی صاحب‌نامش راه درازی را مقابل خود می‌دید. امروز کمپانی «Kodak» به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فیلم‌های دوربین عکاسی در جایگاهی قرار گرفته که بدون شک روح بنیانگذار خود را راضی و خشنود در بالای سر خود مشاهده می‌نماید.

منبع: سایت آفتاب / سیمرغ

Add comment جولای 3, 2008

فیلیپ کاتلر پدر بازاریابی نوین

فیلیپ کاتلر پدر بازاریابی نوین

فیلیپ کاتلر

فیلیپ کاتلر در سال ۱۹۳۱ در شیکاگو به دنیا آمد. او هنگام تحصیل در انستیتو تکنولوژی دانشگاه شیکاگو و ماساچوست، در آغاز کار خود به ‌عنوان یک اقتصاددان به تدریس و آموزش مشغول شد. در سال ۱۹۶۲ میلادی، فیلیپ به بازاریابی روی آورد و اولین کتاب خود را با عنوان «مدیریت بازاریابی» در سال ۱۹۶۷ به چاپ رساند. این کتاب افزون بر ۱۲ نوبت در تیراژ گسترده به چاپ مجدد رسید و با استقبال بسیار خوبی در سطح جهانی روبه‌رو شد.
کتاب‌های معتبر دیگری نیز همچون «بازاریابی عرضی»، «بازاریابی استراتژیک غیرانتفاعی»، «بازاریابی ملی»، «ده اشتباه مهلک بازاریابی»، «بازاریابی برای سازمان‌های بهداشتی» و «بازاریابی خدمات حرفه‌ای» از وی به چاپ رسیده است.

او همچنین در تألیف بسیاری از کتاب‌های ارزشمند بازاریابی نیز مشارکت داشته است. علاوه بر اینها، بیش از صدها مقاله در بسیاری از نشریات معتبر و مشهور جهان از کاتلر به چاپ رسیده است. فیلیپ کاتلر توانسته در طول دوران حرفه‌ای خود بسیاری از جوایز معتبر را به‌خود اختصاص دهد؛ جوایزی همچون جایزه‌ی مؤسسه‌ی بازاریابی آمریکا و برترین بازاریاب بین‌المللی.

کاتلر همچنین همکاری با بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان از جمله آی.بی.ام، میشلن، بانک امریکا، مرک، جنرال الکتریک، هانی‌ول و موتورولا به‌عنوان مشاور در زمینه‌های بازاریابی و برنامه‌ریزی را در کارنامه‌ی حرفه‌ای خود دارد. در سوابق او برگزاری و ارائه‌ی سمینارهائی در زمینه مفاهیم بازاریابی و توسعه برای شرکت‌ها و مؤسسات بزرگ آمریکا، اروپا و آسیا نیز به چشم می‌خورد.

تحقیقات او در زمینه‌ی روند و فرآیندهای بازاریابی همواره زبانزد بوده و هست. تحقیقات اخیر او درباره‌ی اقتصاد نوین و تأثیر اینترنت بر بازاریابی بسیار قابل توجه است. کاتلر درباره‌ی این تحقیقات جدید در کتابی با عنوان «رویکردی جدید به منافع»، که در سال ۲۰۰۲ به چاپ رسید، گفته است: «من به همراه همکاران بر روی مفاهیم کلی بازاریابی تحقیق می‌کنیم؛ جائی‌که یک شرکت توان اطلاعاتی برنامه‌ریزی منابع خود را با مدیریت منابع و مدیریت روابط مشتری برای یافتن استراتژی مناسب و کسب موفقیت‌های بیشتر در بازار، در هم ادغام می‌کند».

فیلیپ کاتلر دوره‌ی کارشناسی ارشد خود را در رشته‌ی اقتصاد در دانشگاه شیکاگو با موفقیت به پایان رساند و در ام.آی.تی. تحصیلات خود را تا مقطع دکتری ادامه داد. پس از آن در دانشگاه هاروارد در زمینه‌ی ریاضیات، و در دانشگاه شیکاگو در زمینه‌ی علوم رفتاری پژوهش‌هائی را به انجام رساند. فیلیپ کاتلر اولین شخصی بود که در سال ۱۹۸۵ جایزه‌ی «بهترین مربی بازاریابی» را دریافت کرد.

او همچنین پیشتر نیز در سال ۱۹۷۵ از سوی اعضاء آکادمیک انجمن بازاریابی آمریکا، لقب «پیشگام در تفکر بازاریابی» را دریافت کرد. سپس در سال ۱۹۸۷ «جایزه‌ی پاول کانورس» این انجمن را نیز برای تقدیر از تلاش‌های او در زمینه بازاریابی به‌خود اختصاص داد. در سال ۱۹۸۹، جایزه‌ی سالانه تحقیقات بازاریابی چارلز کولیج پارلین را دریافت کرد و در سال ۱۹۹۵ انجمن بین‌المللی مدیران اجرائی بازاریابی، او را «بهترین بازاریاب سال» نامیدند.
او همچنین مدیریت‌های بسیار مهمی را در کارنامه‌ی کاری خود دارد؛ رئیس کالج بازاریابی انستیتوی علوم مدیریت، مدیر انجمن بازاریابی آمریکا، مدیر انستیتو علوم بازاریابی، مدیر گروه ام.ای.سی.، عضو هیئت مشاور یانکلوویچ و عضو هیئت مشاور کوپرنیک. در حال حاضر نیز کاتلر یکی از اعضاء هیئت مدیره‌ی انستیتو شیکاگو و هیئت مشاور بنیاد دراکر است .

فیلیپ کاتلر، به جهت فعالیت‌ها و تلاش‌های تحسین برانگیزش در زمینه‌ی بازاریابی و اقتصاد توانسته است در جایگاه رفیعی نزد دست‌اندرکاران این شاخه‌ی علمی قرار گیرد.

دانشگاه استکهلم (سوئد)، دانشگاه زوریخ (سوئیس)، دانشگاه اقتصاد و بازرگانی آتن (یونان)، دانشگاه دپاول (فرانسه)، دانشگاه اقتصاد و مدیریت بازرگانی وین (اتریش)، مؤسسه‌ی اقتصاد و بازرگانی کراکو (لهستان)، دانشگاه علوم اقتصادی بوداپست (مجارستان) و دانشگاه کاتولیک سانتور دومینگو، در قدردانی و تحسین وی به‌ دلیل زحماتی که در این زمینه متحمل شده است، به او مدرک دکتری افتخاری اعطا کرده‌اند.

کاتلر برای انجام امور مشاوره و برگزاری سخنرانی‌ها و کنفرانس‌های اقتصادی و بازاریابی به آسیا و آمریکای جنوبی بسیار سفر کرده است. او در جلسات خود همواره راهکارهائی منحصر به فرد درباره‌ی به‌کارگیری اصول علمی بازاریابی و اقتصادی در راستای افزایش بهره‌وری و رقابت سالم ارائه کرده است. وی همچنین در سوابق کاری خود عناوین شغلی مشاوره‌های دولتی را نیز در جهت توسعه و به‌کارگیری مهارت‌ها و منابع شرکت‌ها در بازار رقابت جهانی داشته است.

کاتلر معتقد است بازاریابی، پلی ارتباطی است بین نیازهای جامعه و الگوهای پاسخگوئی صنعتی آن. به اعتقاد او بازاریابی چیزی بسیار فراتر از فرآیند فروش است؛ فعالیتی اجتماعی است که باید در حین سودرسانی به شرکت‌ها، به سود مشتریان و مصرف کنندگان نیز باشد.

او می‌گوید توجه به نیازهای مصرف کننده و اقدام در جهت برآورده کردن آنها، باید بالاترین اولویت را در فرآیند مدیریت داشته باشد. فعالیت‌ها و روش مدیریت و تصمیم‌گیری کاتلر در زمینه بازاریابی و مدیریت از سه جهت حائز اهمیت بوده و او را از دیگران متمایز می‌کند: نخست آنکه، آنچه او در زمینه‌ی گسترش اهمیت بازاریابی و شناساندن بهتر این حرفه انجام داده، بسیار فراتر از یک نویسنده یا محقق در این زمینه است.

دوم آنکه، تلاش او در جهت تغییر تمرکز افکار در این زمینه از موضوع قیمت و معطوف شدن بیشتر بر روی برآورده کردن نیازهای مصرف کننده و مزایای یک کالا یا خدمات، مؤثر واقع شد. سوم آنکه، او توانست مفهوم بازاریابی را از یک عمل صرفاً محدود به فروش، به فرآیندی ارتباطی تبدیل و توسعه داده و نشان داده است که بازاریابی چگونه می‌تواند در بنگاه‌های خیریه، جناح‌های سیاسی و بسیاری از شرایط غیرتجاری نیز به‌کار بسته شود.
در ژرفای نظریات کاتلر این باور وجود دارد که «موضوع بازاریابی، تنها به مبادلات تجاری و بازرگانی محدود نمی‌شود بلکه، ارزش‌های اجتماعی را نیز شامل می‌شود». هر محصولی که ساخته و فروخته می‌شود، به ‌نوعی تابع یا عملکردی است اجتماعی و هر مبادله نیز یک جنبه‌ی اجتماعی دارد.

بازاریابی یک فعالیت اجتماعی است. به عقیده‌ی فیلیپ کاتلر، پیچیده‌ترین شکل بازاریابی آن است که در آن وظیفه یک سازمان، تعیین نیازها، خواسته‌ها و علائق بازارهای هدف و دستیابی هر چه بهتر، مؤثرتر و کارآمدتر از رقبا، به نتایج مطلوب باشد.

کاتلر همواره بر دریافتن اینکه چگونه و چرا مشتریان تصمیم به خرید می‌گیرند، تأکید کرده است. او بر این باور است که مردم می‌کوشند تا ارزشی را که یک محصول به آنها می‌دهد بررسی کرده و محصولی را انتخاب می‌کنند که بهترین ارزش را به آنها می‌بخشد و پس از خرید نیز ارزیابی می‌کنند که آیا آن محصول خریداری شده، انتظارات آنها را برآورده کرده است یا خیر.

اگر اینطور بود، آنها راضی بوده و باز هم از آن محصول خریداری خواهند کرد. همین نظرات و تفکرات است که نه تنها فیلیپ کاتلر را در کار خود به موفقیت رسانده است بلکه، او را از دیگر دست‌درکاران صنعت بازاریابی متمایز کرده است.

منبع: سایت آفتاب / ماهنامه عصر تبلیغات و بازاریابی ، جواد حسن زاده / مرکز توسعه کارآفرینی

Add comment جولای 3, 2008

گوگل Google

گوگل Google

google-logo

گوگل تاثیر زیادی در دنیای وب داشته و میتوان از آن به عنوان انقلاب بزرگ نوآوری در اینترنت یاد نمود. فعلGoogleنیز اخیرا در جولای سال 2006 به فرهنگ لغت Oxford English و Merriam Websterاضافه شده است. این فعل به معنای موتور جستجوی گوگل برای دریافت اطلاعات از اینترنت میباشد.
در حالی که 10 سال پیش هیچ نامی از گوگل در دنیای وب وجود نداشت، ولی اکنون ابرقدرت بیچون و چرای موتورهای جستجو میباشد. گوگل اولین موتور جستجو در وب میباشد که 54% سهام بازار را در اختیار داشته و یاهو با 23% و MSN با 13% در رتبه بعد میباشند. گوگل بیش از یک میلیارد جستجو کننده در روز دارد.

گوگل چگونه آغاز به کار کرد؟
ژانویه سال 1996 دو دانشجوی ph.D به نام لری پیج (Larry Puge) و سرگئی برین (Sergey Brin) در دانشگاه Stand ford گوگل را به عنوان پروژه دانشجویی آغاز کردند. پروژه موتور جستجویی بود که بتواند روابط بین سایتها را آنالیز کند و این روابط باعث بهینه شدن نتایج جستجو گردد. در آن زمان موتورهای جستجو بر مبنای تعداد دفعات مورد جستجو رتبه بندی میکردند. به این سیستم رتبه بندیBack Rubگفته شد، چرا که این سیستم Back links یا لینکهای بازگشتی به سایت را برای تخمین اهمیت سایت بررسی میکند. البته یک موتور جستجوی کوچک به نام Rank Dex نیز قبلا از این استراتژی بهره برده بود. پیج و برین بعد از اطمینان از اینکه صفحاتی که بیشترین لینک مرتبط با موضوع را به خود دارند، دارای مرتبطترین هستند، موضوع تز خود را آغاز کرده و موتور جستجوی خود را بنا نهادند.

معنی گوگل

گوگل بر گرفته شده از كلمه Googlo كه به معنى “يك عدد يك و صد صفر جلوى آن” است كه توسط ميلتون سيروتا پسر خواهر ادوارد كاسنر رياضيدان آمريكايى اختراع شده است. اين موضوع كه “يك عدد يك و صد صفر جلوى آن” در واقع نوعى شعار و در واقع مقصود موضوع است. بدين معنى كه گوگل قصد دارد تا سرويس‏ها، اهداف و اطلاع رسانى و اطلاعات خود را تا آن مقدار در وب در جهان گسترش دهد.

شعار و هدف گوگل

شعار رسمی گوگل «شرارت ممنوع» است که «هرگز بد نباشید» هم معنی می‌شود. هدف اعلامی گوگل از طرف بنیان گذاران آن «لری و سرگئی»، : سامان دادن تمامی اطلاعات دنیا.


در ابتدا موتور جستجو از وب سایت دانشگاه استند فورد استفاده میکرد و نام دامنه آن google.standford.edu بود. سپس دامنه google.com در در 14 سپتامبر 1997 ثبت شده و شرکت Google Inc, نیزدر 7 سپتامبر 1998 در گاراژ یک دوست درMenlo Park کالیفرنیا شروع به کار نمود.(لازم به ذکر است که این گاراژ اخیرا توسط گوگل خریداری شده و از جازبههای توریستی به شمار میرود). و در ماه جون ۱۹۹۹ / تیر ۱۳۷۹ (پس بدونید که گوگل خیلی هم چیز جدیدیه) رسما با سرمایه تاسیس ۲۵ میلیون دلار معرفی شد.
با رشد چشمگیر کاربران در اینترنت، گوگل نیز محبوبیت زیادی یافت. سادگی صفحه گوگل برای جستجوگران و طراحی مناسب آن برای کاربران بسیار جذاب بود. این نوع طراحی فقط همانند موتور جستجوی قدیمی AltaVista بوده که با قابلیت بالای جستجوی گوگل نیز ادغام شد.
در سال 2000 گوگل آغاز به فروش تبلیغات نمود که این نوع تبلیغات مطابق با کلمات کلیدی جستجو شده بود. این قابلیت برای افزایش بازدهی تبلیغات بسیار مناسب بوده و به خصوص که برمبنای hit توسط کابران بوده است. تبلیغات نیز به صورت متن بوده (بدون گرافیک) و دلیل آن نیز بالا نگه داشتن سرعت بالا آمدن صفحه بود چرا که گوگل پرسرعتترین موتور جستجو در این زمینه به شمار میرود. کلمات کلیدی نیز از ترکیب تعداد کلیکها و مقدار قیمتی که سفارش دهنده آگهی توانایی پرداخت را برای آن کلمه کلیدی اعلام کرده، قیمت گذاری و فروخته میشود. البته این مدل تبلیغات و پرداخت آن از سایت Goto.com که بعدها به Yahoo Search Marketing تغییر یافت سرچشمه گرفته بود.

درباره تکنولوژی گوگل

تكنولوژى متحول جستجوى گوگل و طراحى اينترفيس مطلوب براى كاربران، گوگل را به عنوان بخشی از ماشينهاى جستجوى نسل جديد تبديل كرده است. فراتر از استفاده از تكنولوژى كلمات كليدى، گوگل براساس تكنولوژى PageRank نيز پايه گذارى شده، كه اين تكنولوژى باعث ميشود تا نتايج مهمتر در يك جستجو بالاتر ديده شوند.

PageRank (رتبهٔ صفحهٔ) یک سنجش معقول را برای اعتبار صفحات وبی که بر اساس معادله برابر ۵۰۰ میلیون متغیر و بیش از ۲ بیلیون شرایط محاسبه شدند را ایفا می‌کند. رتبه صفحه از ساختار پیوند عظیم وب به عنوان ابزار سازماندهی استفاده می‌کند. وجود یک پیوند از صفحه A به صفحه B به عنوان یک امتیاز توسط گوگل تفسیر می‌شود. با مجموع این امتیازها، گوگل تشخیص می‌دهد که کدام صفحه مهم‌تر است. همچنین گوگل این صفحات را تجزیه و تحلیل می‌کند.

مجتمع گوگل، روشهاى جستجوى خودكار انسداد اينترفيس دستى است. برخلاف ماشينهاى جستجوى ديگر، گوگل ساختار بندى شده تا نتايج جستجو را به بهترين شكل براى تجارت ارايه دهد. يك جستجوى گوگل راهى است براى جستجوى وب سايتى با كيفيت مطلوب و بالا.

گروه مدیریت

دکتر اریک ا. اشمیت، رییس کل و رییس هیأت مدیره

لری پیج، کمک مؤسس و رییس، محصولات

سرگئی برین، کمک مؤسس و رییس، تکنولوژی

امید کردستانی، معاون رییس، توسعهٔ تجاری و فروش

وینی روسینگ، معاون رییس مهندسی

سیندی مک کفری، معاون رییس، ارتباطات

جوان بردی، معاون رییس، خدمات جستجو

تیم آرمسترونگ، معاون رییس، فروش آگهی

اورس هولتزل، شخص گوگل

کریگ سیلور اشتاین، مدیر تکنولوژی

محصولات

جی میل (Gmail)

نوار ابزار گوگل (Google Toolbar)

گوگل مپ (Google Map)

گوگل ارت (Goole Earth)

گوگل تاک (Google Talk)

گوگل داکز

گوگل ویدئو (Google Video)

منبع: internetmarketing.ir / سایت Google / ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد

Add comment جولای 3, 2008


Add to Technorati Favorites
Bookmark and Share
Add to Google
Add to My Yahoo!
Mahmoud Kabiry's Facebook profile
Subscribe to me on FriendFeed

اشتراک با ایمیل

بایگانی

 

جولای 2008
ش ی د س چ پ ج
« جون   آگوست »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

برترین مطالب

نوشته‌های تازه

لینک

تعداد حاضرین

website counter i

link & logo

Blog Stats

Clicky Web Analytics Clicky

ابر واژه

Uncategorized دباره افراد موفق درباره شرکتهای موفق مقالات بازاریابی مقالات کسب وکار

اطلاعات

my twitt

خطا: تویتر پاسخ نمی دهد. لطفا چند دقیقه منتظر بمانید و سپس این صفحه را بازآوری کنید.