Archive for جولای 16th, 2008
Carlos Ghosn مدیر کمپانی نیسان ژاپن و رنوی فرانسه
Carlos Ghosn
مدیر کمپانی نیسان ژاپن و رنوی فرانسه
«carlos Ghosn » از جمله معدود مغزهای متفکری است که با قدرت اندیشه بالای خود توانسته در یک زمان هدایت دو کمپانی بزرگ را برعهده گیرد و در هر دو به عنوان یک پدیده باور نکردنی ظاهر شود.
مدیریت کمپانی «Nissan Motor » ژاپن، «Renault S.A » فرانسه و همچنین عضویت در هیات مدیره امپراطوری «Sony » و شرکت «Alcoa »، تمامی اینها شرایطی است که برای هر فرد ممکن است با تمام توان و تجربه و دانشی که داشته باشد محال و باور نکردنی باشد. نکته جالب اینجاست که«Ghosn » علاوه بر اینها در کشور ژاپن به عنوان یک فرد موثر و دست اندر کار حرفهای در لوازم خانگی نیز شهرت دارد!
«carlos Ghosn» نمونه کامل مدیری است که با آشنایی کامل از فرهنگهای مختلف، بازارهای چند ملیتی را شناسایی کرده و با استفاده از خرد و دانش بالای خود نبض هر یک از این بازارها را در اختیار خود گرفته است. مدیری که خود متولد آمریکای جنوبی است، کار رسمی خود را در اروپا آغاز کرده و اوج شهرتش را در آسیا تجربه نموده و حال هر هفته بین سه قاره آسیا، اروپا و آمریکا در حال سفر است تا مبادا از تجربیات دیگران عقب بماند.
دادن جانی دوباره به کمپانی تقریبا ور شکسته «نیسان» که حال به عنوان کمپانی شماره دو خودرو سازی ژاپن مجددا به عرصه رقابت بازگشته است، سبب شد تا نام «Ghosn » به عنوان یک اسطوره در اذهان مردم ژاپن باقی بماند. هنگامی که او در سال 1999 سکان هدایت این کمپانی را در دست گرفت، به همه هواداران این شرکت قول داد که در عرض دو سال مجددا آن را به روزهای پرشکوه اولیهاش بازگرداند و اگر موفق به انجام دادن این کار نگردد، بلافاصله پس از این مدت از سمت خود استعفا خواهد کرد و همگان دیدند که بعد از مدت دو سال نه تنها نیازی به استعفای او نبود بلکه برای موفقیت او جشنهای بزرگی برپا گردید.
اینکه ملیت او واقعا کجایی است مسالهای نیست که به راحتی بتوان به آن پرداخت «carlos Ghosn » در نهم مارس 1954 در برزیل متولد شد. پدر و مادرش اصلیتی لبنانی داشتند و او نیز با شناسنامه فرانسوی(!) در بیروت بزرگ شد. در سال 1974 از دانشگاه پلی تکنیک پاریس فارغ التحصیل شد و در سال 1978 از یکی دیگر از دانشگاههای این شهر مدرک مهندسی گرفت و بلافاصله در یک کمپانی فرانسوی ساخت لاستیک با نام «Michelin » مشغول به کار شد و در سال 1981 به سمت مدیریت یکی از شعبههای شرکت در پاریس در آمد.
هوش سرشار او در کار عبور از پلههای ترقی را بسیار آسان گردانیده بود. به سبب تواناییها و نظریات فوق العادهاش به سرعت مورد توجه مدیران «Michelin » قرار گرفت و در فاصله سالهای 1984 و 1985 به عنوان مسئول بخش تحقیق و توسعه کمپانی به خدمت گرفته شد. پس از آن در سال 1986 به عنوان مسئول هماهنگی شعبات کمپانی در آمریکای جنوبی به زادگاهش بازگشت و در برزیل مشغول به کار شد. برای مدت چهار سال در آنجا ماند و بازار «Michelin » را در آمریکای جنوبی قوت بخشید و بر همین اساس مدیران شرکت تصمیم گرفتند تا در اختیار گرفتن بازار آمریکای شمالی «Ghosn » را به آنجا بفرستند. دیگر برای آنها نام«Ghosn » همانند نام سردار لشکری میآمد که او را به هر ماموریتی میفرستادند، از پیروزی و کشور گشایی او مطمئن بودند. هر زمان خطری برای بازار یک منطقه احساس میشد، فورا «Ghosn » در جلسات مطرح میگردید و بلافاصله از توان او برای رهایی استفاده میکردند. اینگونه بود که در سال 1990 ، «carlos Ghosn » به عنوان مسئول نمایندگیهای کمپانی «Michelin » وارد آمریکای شمالی شد و فعالیت خود را آغاز نمود. ورود او به این منطقه به منزله نوسازی ساختار تمامی شعبات حاضر در آنجا بود. با یک خانه تکانی گسترده در اوایل دهه 1990 چنان قدرتی به حضور کمپانی در منطقه بخشید که مدیران آن تصمیم به خرید کمپانی لاستیک سازی «Uniroyal Goodrich » گرفتند و از این وضعیت به مراتب خرسند به نظر میرسیدند.
با پیچیدن آوازه شهرت و توانایی مهندس «Ghosn » در سراسر جهان و میان کمپانیهای بزرگ و صنعتی هر یک در تلاش برای بکارگیری او برآمدند و پیشنهاداتی را مطرح مینمودند. از میان تمامی تقاضاها از شرکتهای دور و نزدیک، «Ghosn » پیشنهاد کمپانی رنوی فرانسه را پذیرفت و در اکتبر سال 96 با این کمپانی وارد قرار داد شد. در دسامبر آن سال«Ghosn » با سمت مدیریت این کمپانی در «Mercosur » مشغول به کارشد. در این سمت او مسئولیت بخشهای مهندسی، توسعه، ساخت، تحقیقات پیشرفته، عملیات قدرت و همچنین خرید محصولات در این منطقه را برعهده داشت.
با ورود او به بازار خودرو کم کم استعدادهای ویژه او در این صنعت نمایان گشت، سیاستهای اقتصادی او چنان مورد رضایت مدیران کمپانی در آمده بود که از او در جلسات مختلف به عنوان یک سیاستمدار حرفهای نام میبردند، در مدت زمان اندکی با کاهش هزینههای اضافی و همچنین تعطیل کردن تعدادی از شعبات کم سودده این شرکت در مکانهای مختلف، سبب کسب سود فراوان برای کمپانی گردید و از آن پس او را «le Cost Killer »- قیمت شکن- مینامیدند.
دراواخر دهه 1990 کمپانی نیسان ژاپن به پایان عمر خودش نزدیک شده بود. سهامداران این شرکت اقدام به فروش سهام خود کرده بودند و هر یک قصد فرار از این وضعیت بحرانی و خطرناک را داشتند. در همین زمان شرکت «رنو» با خرید 37 درصد از سهام این کمپانی به نجات آن برخاسته بود. در مارس 1999 کمپانی فرانسوی «رنو» رسما این میزان سهام را خریداری کرد و اعلام کرد که قصد دارد جلوی ورشکستگی کامل نیسان را بگیرد. مدیران این کمپانی بسیار آسوده و با زبانی بسیار ساده سخن از رهایی نیسان از خطر سقوط میدادند و با اعتماد به نفسی بالا اعلام میکردند که کمپانی آنها توان انجام این عملیات نجات را دارد. البته آنها حق داشتند، چرا که از نیروی متخصصی بهره میجستند که همواره در لحظات بحرانی، نجات بخش خواهد بود و در کارنامه خود پیروزیهای ارزندهای را ثبت نموده است.
در ژوئن سال 1999 «carlos Ghosn » برای نوسازی و نجات نیسان به ژاپن فرستاده شد. پس از یکسال تحقیق و بررسی در ژاپن، در ژوئن 2000 او رسما مدیریت کمپانی را بر عهده گرفت و متعهد شد که در عرض دو سال مجددا نیسان را به همان توانمندی باز خواهد گرداند. برای بسیاری این صحبت تنها یک بلوف و یا یک شعار تلقی میشد اما آنان که «Ghons » را میشناختند به خوبی به تحقق این مساله واقف بودند.
مشابه عملکردش در «رنو » این بار نیز او اقدام به حذف هزینههای اضافی نمود، تعطیلی بسیاری از شعبات راکد، کاهش بسیاری از هزینههای داخلی و خرج و مخارج رسمی کمپانی، او را قادر ساخت تا با مدیریت جدی و توانمند خود، در آغاز هزاره سوم روزنه امید را نمایان سازد. در عرض مدت زمان کوتاهی «Ghons » به مشهورترین چهره در ژاپن تبدیل شد، آنها که سن و سال بیشتری داشتند او را با افسانههای کهن ژاپنی مقایسه میکردند و توانایی او را خارج از توانایی انسان معمولی میدانستند، در اکتبر سال 2001 او اقدام به چاپ کتاب زندگی نامهاش نمود و در اولین ماه فروشش توانست 150 هزار نسخه از آن را به فروش رساند که به فروشترین کتاب آسیا شهرت یافت.
در سال 2002 ، «Ghons » به عنوان معاون کمپانی بزرگ «رنو- نیسان» و همچنین عضو هیات مدیره «رنو» نیز درآمد و سرانجام اینکه در آوریل امسال (2005 ) او به سمت مدیر کمپانی «رنو» منصوب شد. بر اساس نظر سنجیهای انجام شده در جراید تخصصی اتومبیل در سراسر دنیا،«carlos Ghosn » به عنوان با نفوذترین فرد در صنعت خودروی دنیا در سال 2005 شناخته شده است.
منابع: creativity.ir / bazar.persiangig.com
Add comment جولای 16, 2008
شرکت فیلیپس(Royal Philips Electronics)
شرکت فیلیپس
Royal Philips Electronics
فیلیپس از معدود شرکتهای جهان است که سابقه فعالیت بیش از یک سده را در پرونده خود دارد. شاید این پایداری و ماندگاری از آن رو بوده است که شرکت با تدبیر مناسب بنیانگذار خود، جرالد فیلیپس و آیندهنگری افراد خانواده فیلیپس که بعدها هدایت شرکت را عهدهدار شدند، بخوبی توانست از دنیای برقی قرن ۱۹ به عصر الکترونیک منتقل شود. از این رو است که شرکت علاوه بر حفظ جایگاه برترین شرکت جهانی در زمینه صنعت روشنایی، در حوزه صنایع و محصولات الکترونیک نیز توانسته است، مقام دهم جهانی را حفظ کند. گرچه طوفان حوادث جنگهای جهانی تاثیر بسیاری در وضعیت و جایگاه شرکت داشت، اما پس از فروخفتن آن، تدبیر رهبران شرکت بخوبی کارگر افتاد و توانست فیلیپس را جایگاهی درخور در صحنه رقابت اروپا و جهان ببخشد. هم اکنون شرکت حوزههای فناوری، سلامتی و شیوههای زندگی را هدف قرار داده و با ترسیم چشم انداز ۲۰۱۰ با تمرکز بر استعداد کارکنان و کیفیت زندگی آنان، سادهسازی فرایندها و ساختار سازمانی را وجهه همت قرار داده است تا بتواند تمایز رقابتی خود را در نشان شرکت و قابلیت نوآوری آن حفظ کند.
● تاریخچه
جرالد فیلیپس در سال ۱۸۹۱ شرکت فیلیپس را با هدف تولید لامپ در کشور هلند تأسیس کرد و به مرور، سایر تجهیزات و وسایل برقی را به آن افزود. در سال ۱۹۱۴ اولین آزمایشگاه تحقیقاتی مجهز در زمینههای فیزیکی و شیمیایی راهاندازی و چهار سال بعد، لامپ پرتو X توسط شرکت به دنیای الکترونیک و پزشکی معرفی شد. در سال ۱۹۲۵ اولین تجربه شرکت در عرصه تولید تلویزیون و دو سال بعد در تولید رادیو صورت گرفت. در فاصله دهه ۱۹۳۰، شرکت توانست یک میلیون محصول خود را به فروش برساند. در سال ۱۹۳۹ زمانی که کارکنان شرکت به ۴۵ هزار نفر رسیده بود، اولین دستگاه اصلاح صورت به بازار عرضه شد. در سال ۱۹۵۱ دستگاه دوکله آن نیز تولید شد. در سال ۱۹۶۳ نوار کاست فشرده صوتی توسط شرکت ارائه شد، اما عملا در مواجهه با استانداردهای بتاماکس و VHS به موفقیت تجاری نرسید. دو سال بعد اولین مدار مجتمع (IC) توسط شرکت تولید شد. درسال ۱۹۷۸ وسایل صوتی با دیسک لیزری به بازار عرضه شد. ۲۵ سال پیش در سال ۱۹۸۲ لوح فشرده (CD) با همکاری شرکت سونی تولید و به بازار وارد شد. دهه ۱۹۹۰ برای شرکت، دوران تجدید ساختار و بازسازی محدوده فعالیت تجاری بود. در سال ۲۰۰۱ مرکزیت شرکت که تا آن زمان در شهر ایندهون هلند بود به آمستردام منتقل شد.
● حوزه های کسب و کار
شرکت فیلیپس که فعالیت خود را در حوزه روشنایی و تولید لامپهای مختلف شروع کرده بود، امروز در حوزههای دیگر نظیر لوازم خانگی و شخصی، سیستمهای پزشکی و محصولات و وسایل الکترونیک نیز در بازار حضور دارد. فیلیپس از سال ۱۹۵۳ درزمینه نیمههادیها نیز فعالیت میکرد، به گونهای که در سال ۲۰۰۶ مقام دهم برترین شرکتهای فروشنده نیمههادی در جهان را دارا بود. اما در آن سال، بخش نیمههادی فروخته شد و به نام شرکت مستقل نیمه هادی NXP به فعالیت ادامه داد. ۵۳ درصد بخش لوازم خانگی و شخصی نیز با ۱۰ هزار نفر پرسنل که در بیش از ۶۰ کشور جهان فعال است به ویرپول فروخته شد. حوزه روشنایی با ۴۷۸۰۰ پرسنل در زمینه تولید انواع مختلف لامپ و نورافکن، سیستمهای پزشکی با ۳۳ هزار پرسنل در زمینه سیستمهای عکسبرداری عارضهیابی پزشکی و خدمات بالینی و حوزه وسایل و محصولات الکترونیک با ۱۴۵۰۰ پرسنل در زمینه تولید نمایشگرها، وسایل صوتی و چندرسانهای، ویدئو و شبکههای خانگی و کسبوکار فعال است. درحال حاضر، با توجه به سیاست شرکت مبنی بر روانسازی کارها و ساده سازی ساختار سازمانی، تمامی فعالیتها در سه حوزه اصلی فناوری، سلامتی بهداشتی و شیوههای زندگی متمرکز شده است.
● چشم انداز ومأموریت
چشم انداز شرکت عبارت است از: «ما در دنیایی که فناوری بشدت زمینههای مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار داده است، محصولاتی در حوزههای فناوری، شیوه زندگی و سلامتی فراهم میآوریم تا در نگاه سهامداران، تحسین برانگیزترین شرکت در صنعت خود باشیم».
مأموریت شرکت عبارت است از: «ما کیفیت زندگی مردم را ازطریق نوآوریهای بموقع فنی معنادار بهبود میبخشیم».
● استراتژیها
استراتژیهای اصلی شرکت فیلیپس عبارت است از:
▪ افزایش سودآوری ازطریق تخصیص منابع سرمایهای به فرصتهایی که بیشترین و پایدارترین برگشت سرمایه را دارد؛
▪ تحکیم نشان فیلیپس و شایستگیهای اصلی در حوزههای فناوری، سلامتی و شیوه زندگی؛
▪ مشارکت با مشتریان و تامین کنندگان در حوزههای مختلف کسبوکار؛
▪ ادامه سرمایه گذاری در نوآوری و تثبیت موقعیت سرمایههای فکری شرکت؛
▪ تقویت شایستگیهای رهبری؛
▪ بهبود بهرهوری ازطریق تحول کسب وکار و تعالی عملیاتی.
● ارزشها و فرهنگ سازمانی
ارزشهای شرکت چنین تعریف شده است: «مشعوف ساختن مشتریان، ادای بموقع تعهدات، توسعه افراد و حمایت ازیکدیگر». شرکت این ارزشها را در قالب اصول کسبوکار خود تعریف کرده و ارائه داده است. اصول کسبوکار تعیینکننده اخلاق سازمانی و رفتار کارکنان در سراسر دنیاست و عملیات و تصمیم گیریها را تحت تاثیر قرار می دهد. عامل محرک و پشتیبان این اصول، بنیانها و کدهای اخلاقی است. این اصول، کمترین الزامات رفتاری را اعلام میدارد و تعهد و مسئولیتپذیری شرکت را برای نیل به آینده پایدار اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی معین میسازد. این اصول شامل تعهدهایی در زمینه حقوق انسانی، ایمنی محصول، حریم شخصی، حفاظت محیط زیست و نیز تعهدات به مشتریان، سهامداران، کارکنان، تامین کنندگان و شرکای کسبوکار است. براساس این اصول، همه کارکنان شرکت، در هر ردهای باید صادقانه و اخلاقی عمل کنند، از تعارضها بپرهیزند، طبق قواعد و قوانین حکومتی کار کنند، از داراییها و منابع شرکت حفاظت کنند، در مسایل مالی شفاف و دقیق عمل کنند و گزارش دهند و از کنترل درونی فعالیتها اطمینان یابند.
● کیفیت و تعالی سازمانی
شرکت فیلیپس برنامهای تدارک دیده است که به سطح بالاتر کیفیت در محصول و خدمات دست یابد. این برنامه ارتقای کیفیت بر همه کارکنان و همه فرایندها اثر میگذارد. شرکت نام این برنامه را BEST نهاده که مخفف «تعالی کسبوکار ازطریق سرعت و کار تیمی» است. این برنامه، راهی است که شرکت برای دستیابی به تعالی کسبو کار برگزیده است و روشها و ابزار برنامههای بهبود را در آن مشخص ساخته است. به باور شرکت، توانمندسازها عبارت است از: شعار شرکت یعنی عشق به کار و سادگی، ایده فیلیپس واحد که با همافزایی و تجمیع شایستگیها میتواند ارزشی بیش از مجموع قسمتهای مختلف آن خلق کند، استعداد انسانی که همان کیفیت کارکنان برای دستیابی به مأموریت است، نوآوری و طراحی.
● تحقیق و توسعه
فعالیتهای تحقیق و توسعه شرکت را میتوان به سه مرحله زمانی تقسیم بندی کرد. از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۴۵ دوره رشد و تنوع سازی است. در سال ۱۹۱۴ تحت هدایت اولین محقق شرکت، سازمان تحقیقات به مرکز اصلی رقابت و نوآوری فنی تبدیل شد. در این دوره عمدتا در حوزه لامپ کار میشد و راه برای تولید محصولات جدید مانند لامپ پرتو X باز شد. درسال ۱۹۲۳ فیلیپس تصمیم گرفت به جای اینکه یک شرکت قطعهساز باشد به تامین کننده سیستمها تبدیل شود. مرحله ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۰ مرحله توسعه و گسترش است. در این دوره، فیلیپس طی همکاری با AT&T به ثبت اختراعات مربوط به ترانزیستور پرداخت. تعداد ثبت اختراعات، امروزه به ۸۰ هزار رسیده است و به ازای هر محقق ۵۵/۱ اختراع ثبت شده وجود دارد. مرحله سوم از ۱۹۷۰ تاکنون است که در آن فعالیتهای تحقیقاتی با فعالیتهای صنعتی گره خورده است. تحقیقات بر سیستمها متمرکز شده است و در زمینههای طراحی و فناوری مدارهای مجتمع، CD، DVD و سیستمهای پزشکی کار زیادی صورت میگیرد.
● فروش
هم اکنون شرکت فیلیپس با فروش ۷/۳۸ میلیارد دلاری، رتبه ۱۶۱ را در بین ۵۰۰ شرکت برتر جهانی داراست. در حوزه صنایع و تجهیزات الکترونیک، پس از زیمنس، سامسونگ، هیتاچی، ماتسوشیتا، سونی، LG، توشیبا، تیکو و هونهای مقام دهم را درجهان داراست، گرچه در حوزه روشنایی، شرکت شماره یک درجهان است. فروش چهار حوزه اصلی فعالیت شرکت یعنی سیستمهای پزشکی، لوازم خانگی، تجهیزات الکترونیک و روشنایی به ترتیب ۲۵، ۱۰، ۳۹، ۲۰ درصد کل فروش شرکت است و بقیه بخشها درمجموع ۶ درصد فروش شرکت را تشکیل میدهند. فروش به تفکیک منطقه نیز عبارت است از: اروپا و آفریقا (۴۵ درصد)، آمریکای شمالی (۲۹ درصد)، آسیا و پاسفیک (۱۹ درصد) و آمریکای لاتین (۷ درصد).
● مدیرعامل
بنیانگذار شرکت، جرالد فیلیپس، خاله زاده کارل مارکس فیلسوف مشهور است. پس از او که ۳۱ سال سکان رهبری شرکت را در دست داشت، افراد مختلف خانواده فیلیپس به اداره شرکت پرداختند. در سال ۲۰۰۱، یازدهمین مدیرعامل شرکت، جرالد کلایشترلی زمام رهبری شرکت فیلیپس را برعهده گرفت. او از ۱۹۷۴ به بخش پزشکی فیلیپس پیوسته بود و سپس سمتهای مدیریتی مختلفی را در داخل و خارج از هلند برعهده داشت. کلایشترلی؛ آلمانی الاصل و مهندس الکترونیک است. کلایشترلی میگوید: ما کوشش میکنیم چشماندازی برای فیلیپس ترسیم کنیم که مشارکتجویی، نوآوری و شور و اشتیاق لازم برای موفقیت سازمان را دربر داشته باشد.
او به سادهسازی ساختار همت گماشته است و معتقد است: فیلیپس اکنون شرکتی است بس سادهتر که عامل محرک آن نوآوری است. او براین باور است که سادهسازی وسیلهای است که کارکنان از طریق آن میتوانند به منافع فناوری دست یابند و زندگی را راحتتر و سهلتر کنند و کارها را با شیوههای روانتر انجام دهند. این یک نحوه تفکر است. او میگوید: ما به مرور پیچیدگیها را نهتنها در محصولات و خدمات بلکه در طرز کار خود کاهش میدهیم. کلایشترلی مشتریان را بزرگترین منبع الهام شرکت میداند و معتقد است: اتفاقات در خط مقدم کار و در تعامل با مشتریان در سازمان فروش رخ میدهد، جایی که عملیات ما انجام می شود. ما دوست داریم وقت خود را آنجا بگذرانیم تا ارتباط ما با آنها حفظ شود. او کلید رشد سودآور را به دستآوردن و نگهداشت مشتریان شاد، بیشتر میداند. در نگاه مدیرعامل، داشتن کارکنان مستعد و مشارکتجو در جاهای مختلف و مناسب در شرکت، شرط حیاتی دستیابی به موفقیت است. کلایشترلی در زمینه رهبری میگوید: مهمترین چیزی که من در رهبری یافتهام آن است که رهبران باید فروتنی آن را داشته باشند که بدانند همه چیز را نمیدانند و باید مستمرا از دیگران یاد بگیرند و از مهارت و دانش دیگران برای اینکه رهبر بهتری شوند بهرهبرداری کنند.
● آینده
شرکت فیلیپس در نظر دارد از ابتدای ژانویه ۲۰۰۸ ساختار سازمانی خود را به سه بخش سلامتی/ بهداشتی، روشنایی و شیوه زندگی سادهسازی کند. بدین منظور تمایز رقابتی خود را در نشان شرکت و قابلیت نوآوری آن میجوید. این مواضع در چشمانداز ۲۰۱۰ فیلیپس نیز آمده است.
منابع: سایت آفتاب / ماهنامه تدبیر ، مسعود بینش
www.Philips.com
www.Wikipedia.com
www.Fortune.com
3 comments جولای 16, 2008
كونوسوكی ماتسوشیتا موسس پاناسونیک
كونوسوكی ماتسوشیتا موسس پاناسونیک
كونوسوكی ماتسوشیتا در سال ۱۸۹۴ در دهكدهای در كشور ژاپن به نام واسامورا به دنیا آمد. ماتسوشیتا فرزند كوچك خانواده ده نفری خود بود. بر پایه معیارهای ژاپنی آغاز سده بیستم، افراد خانواده ماتسوشیتا را میتوان خانواده مرفه به شمار آورد اما در سال ۱۸۹۹ به دلیل ورشكستگی پدر، اوضاع اقتصادی خانواده فرو پاشید و مرحله جدیدی از زندگی برای ماتسوشیتا و خانوادهاش آغاز شد. ترك محل سكونت، دوری از خانواده، ترك تحصیل، پرداختن به كار سخت، مصائبی بود كه ورشكستگی پدر برای او به ارمغان آورد.
به دلیل فقر و بیماری و نداری، ماتسوشیتا در ۲۷ سالگی خود، تمام اعضای خانواده خود را از دست داده بود. این سالها همراه با ابتلاء وی به نوعی بیماری ریوی بود كه تا پایان عمرش گریبان گیر او بود. او در سال ۱۹۱۷، در حالی كه در شغل خود موفق بود شركت محل كار خود را ترك كرد و تصمیم گرفت از آن به بعد برای خود كار كند. او از یك دوران كودكی سخت، یك دوره شاگردی، كارآموزی فرهیخته گردید و به راهی تازه گام نهاد.
ماتسوشیتا در سال ۱۹۱۷ با ۱۰۰ ین پس انداز خود و چهار نفر دستیار، كسبوكار خود را آغاز كرد. این مبلغ برابر ۵ ماه حقوق وی بود. كارخانه ماتسوشیتا در درون خانهای اجارهای دو اتاقه وی برپا گردید. همه سطح موجود برای كاركردن ۵/۱۴ متر مربع بود. در آن زمان كاركنان كارخانه ماتسوشیتا نه تجربه كاری داشتند و نه صاحب منابع مالی و پیوند و ارتباطات بودند. در این زمان ماتسوشیتا كار خود را با تولید یك محصول و آن هم نوعی سرپیچ آغاز كرد عناصر چهارگانه خلاقیت، خطرپذیری، سخت كوشی، فروتنی و شیوههای جدید مدیریتی ماتسوشیتا باعث شد كه در طی ۷۲ سال از تأسیس كارخانه ماتسوشیتا، محصولات این كارخانه (پاناسونیك) برای تمام مردم دنیا شناخته شده باشد و كمتر سازمانی در طول عمر خود به موفقیتهایی كه كارخانه ماتسوشیتا دست یافت، دست یافته باشد .
در این سالها، او نه تنها شرافت و بزرگی خانواده را باز گرداند، بلكه جلال و شكوه اقتصادی و اجتماعی گذشته را پشت سر گذاشت. ثروت او چنان فزون شد كه مقایسه داراییهای وی با پدر یا پدربزرگ وی بیمعنی بود.
زندگی ماتسوشیتا مانند زندگی افسانهای پریان بود كه به حقیقت میپیوست. در حقیقت زندگی وی شبیه به قطار تندرو شهر بازی بود كه با سرعت به قله میرسید و با شتاب در سرازیری قرار میگرفت. كودك تهی دست سالهای ۱۸۹۹ به جایگاهی رسید كه در پایان عمر خدمات نیكوكارانه وی بالغ بر ۲۷۶ میلیون دلار شد. چندین كتاب در مورد مدیریت و سرشت آدمی به نگارش درآورد كه سرلوحه برنامه مدیران شد.
تأسیس مؤسسه صلح و شادمانی، تأسیس دانشگاه مدیریت و حكومت ماتسوشیتا، پدیدآوردن جایزه ژاپن، از جمله كارهای برجسته وی در دهه پایانی عمرش است. دریافت دكترای افتخاری از دانشگاه واسدا، دریافت نشان شهر لوس آنجلس، دریافت نشان از سوی دولت هلند از جمله دستاوردهای اوست. كونوسكی ماتسوشیتا در ساعت ۱۰ بامداد ۲۷ آوریل ۱۹۸۹ در بیمارستان درگذشت.
● رمز موفقیت ماتسوشیتا:
ماتسوشیتا علت موفقیت خود را چنین توصیف میكند: «كلید كامیابی در پدید آوردن محصول، داشتن درجه دكترا، یا داشتن بودجه كلان در واحد پژوهش و گسترش نبود. بلكه در تلاش، زحمت كشیدن و عرق ریختن كاركنان شركت بود». وی رویكردی جدید و متفاوت از زمان خود به كاركنان خود داشت. از نظر وی، سرمایههای یك سازمان، كاركنان آن هستند. توجه به «خرد گروهی»، «نظام بخشی»، «تعیین مأموریت سازمان»، از شیوههای مدیریتی وی به شمار میآیند؛ شیوههایی كه پس از گذشت چندین دهه از پیادهسازی آنها توسط ماتسوشیتا، در سازمانهای كنونی مطرح میگردند.
با توجه به نحوه زندگی و عملكرد ماتسوشیتا، وی علاوه بر خصوصیاتی همچون خلاقیت، خطر پذیری، تلاش، فروتنی كه ویژگی مشترك كارآفرینان دیگر نیز میباشد، دارای ویژگی فوقالعادهای بود كه میتوان آن را رمز موفقیت وی نامید و آن هم «ظرفیت بالا برای برانگیختن دیگران است».
● ویژگی مدیریتی ماتسوشیتا:
▪ توجه به خرد گروهی
▪ پیاده سازی نظام بخشی در سازمان
▪ كاهش هزینه
▪ تولید فراوردههایی كه بهتر از فراوردههای موجود در بازار است، بطوری كه به قیمت كمتر از نرخ بازار به فروش برسند
▪ ساعت كار متمادی
▪ صرفه جویی در همه موارد
▪ سازمان باید از راههای ابتكاری كه از راه عدالت و انصاف هم دور نگردد تأمین مالی شود
▪ با كاركنان طوری رفتار گردد كه گویی اعضاء خانواده هستند
▪ سرعت در كار
▪ توجه به تبلیغات
▪ اندیشیدن در قالب گسترده بازرگانی و نه در قالب وظیفه باریك خویش
● اصول اعتقادی ماتسوشیتا:
▪ خدمت به مردم:
فراهم آوردن فراوردهها و خدمات با كیفیت بالا به قیمت عادلانه و معقول تا از این راه به راحتی زندگی و شادمانی مردم در سراسر جهان یاری داده شود.
▪ انصاف و امانت:
منصف بودن در همه داد و ستدهای بازرگانی و رفتار شخصی و همواره به داوریهای آزاد پرداختن و رها شدن از پیش پندارها.
▪ كار گروهی برای غایت همگانی:
گردآوری تواناییها و قدرت اراده برای انجام دادن هدفهای مشترك در فضای اعتماد متقابل و رعایت كامل آزادی و استقلال فردی.
كوشش خستگی ناپذیر برای بهتر كاركردن.
▪ احترام و فروتنی:
احترام به حقوق دیگران، حفظ نظم اجتماعی.
▪همسازی با قوانین طبیعی:
پیروی از قوانین طبیعی و سازگار ساختن اندیشه و عمل با اوضاع در حال تحول و دگرگونی، تا از این راه در همه كوششها، پیشرفت و كامیابی تدریجی ولی پیوسته باشد.
▪ حقشناسی در برابر نعمتها.
● دیدگاه فلسفی ماتسوشیتا:
▪ انسان به طور ذاتی موجودی خوب و مسئول است.
▪ نژاد انسان برای رشد و پیشرفت، چه مادی و چه معنوی، ظرفیت بالایی از خود نشان داده است انسان قدرت گزینش دارد.
▪ ما دارای ظرفیت بكار بردن منابع مادی و فكری برای رویارویی با دشواریهای زندگی در جهان هستیم. حل موضوعات دشوار، بیش از هر چیز به ذهن و شوق یادگیری نیاز داریم.
منبع: سایت آفتاب / مدیرها ، سید مرتضی چلنگر
Add comment جولای 16, 2008










