Archive for سپتامبر 7th, 2008

شما، پول و زندگی

شما، پول و زندگی

اين روزها “پول” و كسب درآمد دغدغه‌ها و مشغوليات ذهنی قريب به اتفاق انسانهاست. كسانی كه درآمد مناسبی ندارند به سختی تلاش می‌كنند تا درآمدشان را افزايش داده نيازهای خود و خانواده‌شان را برآورده كنند. اكثريت آن گروهی هم كه به قدر كافی پول درمی‌آورند هم ناراضی هستند و سعی دارند كه بردارايی و سرمايه‌شان بيفزايند. در اين ميان “پول” است كه فعاليت‌ها و كارهای اشخاص را جهت‌دهی می‌كند و گاه آن‌قدر پررنگ و تاثيرگذار می‌شود كه فرد از ديگر امور زندگيش غافل گشته مسائلی مهم و كليدی چون معنويات، عواطف خانوادگی و رسيدگی به نيازهای غيرمادی خود و اطرافيانش را فراموش می‏كند. گاهی اوقات كار به جايی می‌رسد كه حتی سلامتی او هم به خطر می‌افتد. البته برعكس اين حالت هم مشاهده می‌شود. تفاوت اين دو گروه يا عبارتی منش و رويكرد پولی ومالی هر فرد با فرد ديگر را بايد در تفاوت‌های ديدگاههای اشخاص نسبت به “پول” جستجو كرد. جالب اينست كه بسياری مردم از چگونگی اين ديدگاه و نگرش خودشان آگاه نيستند و به همين خاطر نمی‌توانند اين وجه از زندگيشان را سر و سامان دهند. اگر بتوانيد به پرسش‌های زير جواب درست و روشنی دهيد، خواهيد ديد كه بطور چهارچوب نگرش‌ها و برداشت‌هايتان از پول و درآمد و مقوله‌های مرتبط با آن ترسيم خواهند شد :

- سوال نخست : رابطه شمال با پول چطور رابطه‌ايست؟

به طور مثال : آيا فكر می‌كنيد كه فكر كردن به پول شما را عصبی و مضطرب می‌كند؟ پول دوست شماست؟ هر كجا كه برويد، پول فرار می‌كند؟ يا برعكس آن؟ آيا می‌گوييد : “پول عاشق من است!”

- سوال دوم : وقتی كه به پول فكر می‌كنيد چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ نگرانی، ترس، لذت، هيجان و . . .

چه تصويری از پول در ذهنتان رسم كرده‌ايد يا به بيان ساده راجع به پول چطور فكر می‌كنيد؟ پول چرك كف دست است،‌ هيچ كس يك شبه پولدار نمی‌شود، پول سرچشمه تمامی بديهاست يا شايد هم مردمان ثروتمند خود خواهند و يا پول اصل اساسی خوشبختی است.

- سومين سوال : پول در خانواده شما چه جايگاهی داشته و نظر و ايده غالب راجعه به آن چه بوده است؟ آن‌ها درباره پول چه چيزهايی به شما ياد داده‌اند؟

- پرسش چهارم : عقيده و احساستان راجع به پس‌انداز كردن چيست؟

- سوال پنج : وقتی كه می‎خواهيد پول خرج كنيد چه حسی داريد؟ لذت، اكراه،‌ ترس، اضطراب و . . .

- سوال ششم : وقتی كه قرارست با پول سر و كار داشته باشيد يا به بيان ديگر بخش اعظمی از زندگی كاری و حرفه‌ايتان با پول عجين شود، چه روشی به ذهنتان می‌آيد و چه‌طور راجع به اين وضعيت فكر می‌كنيد؟ دوست داريد كه در اين چنين موقعيتی قرار بگيريد؟

- سوال هفتم : وقتی به شرايط لوكس و راحت و تجملی كه مستلزم صرف پول‌های هنگفتی هستند فكر می‌كنيد يا با آن‌ها روبه‌رو می‌شويد، چه واكنشی نشان خواهيد داد؟ سفر به كشورهای خارجی و اقامت در لوكس‌ترين هتل‌ها و گذران اوقات مانند يك توريست ثروتمند؟ اتومبيل‌های ليموزين؟‌ كشتی‌های تفريحی و چون اين‌ها.

- سوال هشتم : وقتی می‌خواهيد راجع به پول با خانواده و دوستانتان حرف بزنيد، چطور سخن می‌گوييد و چه ديدگاهی خواهيد داشت؟

- سوال نهم : نگرش و ديدگاه دوستان و همكاران شما درباره پول چگونه است؟

- سوال دهم : ثروتمندی افسانه‌وار عده‌ای از مردم جهان و فقر شديد گروهی ديگر را چطور توجيه می‌نماييد؟

- سوال یازدهم : كدام يك از جملات زير با نگرش و خط كلی جهت‌گيری شما نسبت به زندگی پولی و كاريتان هماهنگ و موافق است؟

- من لياقت پولدار شدن را دارم.

- ثروتمند بودن خوب است و با آن موافقم.

- از اين كه شخص پولداری هستم راضی و خوشحالم.

- از ثروت و دارايی‌ام لذت می‌برم.

-دوست دارم هرچه می‎خواهم به دست آورم و از داشتن آنها خوشحال و راضی خواهم بود.

- احساس خوبی درباره پول و ثروت دارم و نگرش و رابطه مناسبی هم اتخاذ نموده‌ام.

- هيچ‌وقت نمی‌توان گفت كه اين مقدار پول و ثروت برای فلان شخص “كافی” است. همواره بيشتر از “كافی” هم وجود دارد.

- سوال دوازدهم : از روابط كاری و پولی خودتان چه انتظاری داريد و چه چيزهايی هم مطلوب و مورد انتظارتان نيست؟

- سوال سیزدهم : اگر 2 ميليارد تومان داشتيد، چه كار می‌كرديد؟ چه تغييری در زندگيتان به وجود می‌آمد؟

- اگر ديديد كه پاسخ به بعضی از اين پرسش‌ها برايتان آسان نيست، بدانيد كه اين موضوعات همان‌هايی هستند كه پاسخ‌هايشان واكنش‌ها و عقايد القايی ديگران است و شما طی سال‌های متمادی آن‌ها را پذيرفته‌ايد. در واقع بخش عمده از رفتارهای پولی و مرادات كاری و تجاريتان هم تحت تاثير آنهاست. ولی زمانی كه می‌خواهيد به پرسش‌هايی مرتبط با آن‌ها جواب دهيد، راحت نيستيد و بيان پاسخ برايتان دشوارست. علت اينست كه شما با تمام وجود اين عقايد را قبول نداريد و جالب اينست كه پاسخ درست را هم به خوبی نمی‌دانيد. در اين جا منظور اين نيست كه عقايد وديدگاههای شما درست است و خطوط فكری ديگران نادرست يا بالعكس. آن‌چه مورد توجه است تفاوت ديدگاه واقعی شما و جريان القايی محيط خارج است كه موجب تناقض شده وجوهی از مسئله مهم و ضروری زندگی را برايتان تيره و مبهم كرده است. به جرات می‌توان گفت كه تضاد و تناقض در هر كدام از ابعاد زندگی انسان و منش و خط محوری زندگی سبب پيدايش سردرگمی شده، انسان را از نيل به اهدافش بازمی‌دارد. به بيان ساده‌ای كه مردم به كار می‌برند : “بايد تكليفت را با خودت روشن كنی.”

به طور مثال سوال يازدهم را در نظر بگيريد. عباراتی را خوانديد و پيش خودتان گفتيد كه كدام‌ها واقعا عقايد شما بوده و قبولشان داريد.
جمله اول : “من لياقت پولدار شدن را دارم.” عده‌ای با همان نگاه اول پاسخ می‌دهند : “بله. البته، چرا كه نه” و بعضی هم می‌گويند “نه، اصلاً من بايد به همين كه هستم بسند كنم“.

تكليف اولی روشن است. او كسب درآمد بالا و ثروتمند شدن را حق مسلم خودش می‌داند و برای رسيدن به هدفش سخت تلاش كرده و ممكن است به هر كار خوب يا بدی دست بزند. يك گروه از ثروتمندان خودخواه دسته‌ای از همين افرادند كه می‌خواهند “به هر قيمتی” پولدار شوند.

گروه دوم هم وضعشان مشخص است. تلاش و مبارزه برای پيشرفت جايگاه والايی در زندگيشان ندارد و ممكن است صرفه‌جويی و قناعت را با ركود و بی‌تفاوتی اشتباه بگيرند.

ولی آن شخصی كه نمی‌داند چه بگويد. با مشكل روبه‌روست. او قدم در راه كسبوكار می‌گذارد يا اين كه برای مجموعه‌ای ديگر كار می‌كند. اين آدم چه كارآفرينی و چه كارمند می‌خواهد پيشرفت كند، درآمدش را افزايش داده و ترفيع رتبه بگيرد. رشد، پيشرفت و بالندگی حقوقی هستند كه او برای خودش قايل شده ولی به نظر می‌رسد چندان هم مطمئن نباشد.

وقتی كه در اين راه با مشكلات گوناگون كه بسياری مواقع آسان هم نيستند روبه‌رو می‌شود، نمی‌تواند خوب تلاش كند و در مدت طولانی، با جديت و پشتكار سعی در بهبود اوضاع داشته باشد. اينجاست كه پاسخ منفی قوت می‌گيرد و او با خود می‌گويد كه توانايی لازم را ندارد، قوی نيست و لياقت ندارد كه پيشرفت كند چرا كه شكست خورده و می‌خواهد كنار بكشد. اين آدم حق پيشرفت و افزايش توان مالی را از خود سلب كره صحنه را ترك می‌گويد.

ولی اين تضاد و كشمكش متوقف نخواهد شد. او با احساس گناه و سرخوردگی دست به گريبان می‌شود. اين بار قوای مثبت به او نهيب می‌زند و سرزنش می‌كند كه چرا حق روشن و قطعی خودش را از كف داده و از آن صرف‌نظر كرده است و چرا با كنار كشيدن راه را برای پيشرفت و پولدار شدن بقيه باز كرده است. احساس گناه، سرخوردگی، سرزنش، ميل به شروعی دوباره، اضطراب از شكست مجدد و تلاش برای يافتن پاسخ اين سوال مهم، شرايط نامطلوبی را برای اين فرد خلق خواهند كرد. و اين‌ها از عدم اطمينان از پاسخ يك پرسش به وجود می‌آيد.

مطالب بالا يك نمونه از اين شك و ترديدها را نشان داد. اگر اين ترديد و دودلی برای هر يك از پرسش‌های ديگر مهم وجود داشته باشد، اوضاع و احوال سخت و ناخوشايندی پيش رو خواهد بود. پس اگر حس می‌كنيد كه جواب بعضی از سوالات را درست نمی‌دانيد، سعی كنيد هرچه زودتر پاسخ قطعی و مطمئنی برايش بيابيد. كار آسانی نيست ولی به شما كمك خواهد نمود تا خطوط اصلی نقشه بخش پولی و مالی زندگيتان را بهتر و ساده‌تر بكشيد. برای اين كار وقت زياد صرف كنيد چرا كه اگر خطوط اين بخش از نقشه زندگيتان شفاف و روشن نمود، زندگی شخصی و خانوادگی بهتری خواهيد داشت.

By : Zoe Routh مترجم : آذين صحابی

منبع : روزنامه تفاهم

Add comment سپتامبر 7, 2008

درس‌های كسب‎وكار برای يك كارآفرين جوان، از زبان يك كارآفرين جوان

درس‌های كسبوكار برای يك كارآفرين جوان، از زبان يك كارآفرين جوان

success

success

نويسنده : دی.جی.هانا

پيش از آن كه با ايجاد يك شغل جديد خود را به مخاطره بياندازيد، وقت خود را برای لذت بردن از آنچه تاكنون انجام داده‌ايد، صرف كنيد و بدانيد آنچه كه انجام می‌دهيد به طور كامل به موفقيت منتج نمی‎شود و چيزی كه در اين بين مهم است تجربياتی است كه بدست خواهيد آورد.

نگاه بهتری به افراد جوانی كه روزانه با آنها ارتباط داريد، بياندازيد؛ و تلاش‌هايی كه برای متمايز ساختن خود از آن‌ها انجام می‌دهيد و نتايجی را كه از اين تلاش‌ها بدست می‌آوريد،‌ در نظر بگيريد و بدانيد كه تنها با سعی و تلاش است كه شما از افراد همسان موفق‌تر شده‌ايد.

شما به عنوان يك كارآفرين جوان، با موانع شخصی و شغلی زيادی روبرو خواهيد شد كه برای رسيدن به موفقيت بايد آن‌ها را متحمل شويد. بعضی از اين فاكتورها، موانع واقعی هستند، مثل اينكه چگونه و از چه طريقی برای شغل خود پشتوانهی مالی تهيه كنيد و اينكه چگونه خانواده، مدرسه و شغل خود را به طور همزمان مديريت كنيد. بقيه فاكتورهايی كه در موردشان بحث می‌كنيم،‌ چيزی جز موانعی كه خودمان برای خود ايجاد می‌كنيم، نيستند. مثلاً نگرانی در مورد سن و سطح تجربيات‌مان در برخورد با مشتری. اين‌ها چيزی جز يك سری بازی‌های فكری كه سبب عقب افتادن موفقيت می‌شوند، نمی‌باشند. به عنوان يك كارآفرين جوان شما بايد بر اين موانع غلبه كنيد، تا به موفقيت دست يابيد.

در اولين تلاش برای ايجاد يك شغل موفق، بدون شك شما به دفعات با مشكل روبرو خواهيد شد. برای جلوگيری از ايجاد حس شكست در اين شرايط غيرقابل اجتناب، نگاهی به اطراف خود بياندازيد. افراد زيادی را خواهيد يافت كه مشغول كارهايی هستند كه از آن‌ها لذت نمی‌برند. انجام اين گونه شغل‌ها هيچ هدفی بجز تأمين هزينه‌های جاری زندگی را برای آن‌ها تأمين نخواهد كرد.

همچنين افراد مسن‌تری را خواهيد يافت كه به شغل‌های بی‌جنب و جوش مشغول هستند. آن‌ها هيچ كنترلی بر موفقيت آينده‌ی خود ندارند. صبح از خواب بلند می‌شوند، سركار خود می‎روند، برمی‌گردند، می‌خوابند و دوباره صبح روز بعد را به همين ترتيب شروع می‌كنند. در حاليكه شما همواره و در طول زندگی خود درگير كسب تجربيات شغلی پويا هستيد. سن شما نبايد آسيبی به مسير موفقيت شما برساند. بلكه بايد به عنوان يك مزيت شما را به سوی اهدافتان سوق دهد.

برای يك كارآفرين جوان كاملاً‌ طبيعی است كه در ارتباط با افراد مسن‌تر، احساس ناامنی نمايد. ولی بايد بدانيد كه نه تنها اين طرز تفكر شما را به جايی نخواهد رساند، بلكه مشتريان را نيز به سوی رقبايتان سوق خواهد داد. در ابتدا درخواست عقد قرارداد با افراد مسن‌تر برايم مشكل بود. من شغلی در ارتباط با راه‌حل‌هايی در وب ايجاد كردم و فكر می‌كردم “چرا مردم حاضر میشوند برای خلاقيت من پول پرداخت كنند” با اين كه می‌دانستم طرح‌های من بالاتر وبهتر از طرح رقبايم بود. هر چند دفاع از كار خود در برابر مشتريان و منتقدين يك عكس‌العمل كاملاً طبيعی است ولی بايد توجه داشته باشيد كه در دفاع از موقعيت خود؛ منجر به دعوا با مشتری نشويد. پرورش دادن حس ناامنی در خود،‌ موجب خواهد شد كه اين نگرانی در فكر افرادی كه با آن‌ها سر و كار داريد نيز رشد كند. آن‌ها همواره نگران اين موضوع خواهند بود كه آيا خدمات شما برای آن‌ها سودمند خواهد بود يا نه. اگر اين شيوه‌ی تفكر در شما ادامه يابد،‌ باعث خواهد شد كه به جای اينكه توجه‌تان را روی بهبود كارهايتان متمركز كنيد، خود را به خاطر هر گونه خطايی سرزنش نمائيد كه اين يك اشكال كشنده محسوب می‌شود. جوانان بايد سرمايه‌های شغلی تلقی شوند و نه محكومان به اشتغال.

جوانی شما باعث می‌شود كه بتوانيد كارهای متفاوت و ريسك‌های زيادی انجام دهيد كه افراد مسن‌تر در مقام مساوی با شما نمی‎توانند انجام دهند. شما بر خلاف رقيب خود،‌ جوان و مجرد هستيد، شانس‌های زيادی داريد و لزومی ندارد كه نگران سير كردن شكم فرزندان خود باشيد.

جوانی شما، ضامن انرژی و قوای فكری شماست. به عنوان يك شخص جوان كارها را از ابتدا شروع كنيد و نگذاريد تا پايه‌های شغلی كه ايجاد می‌كنيد، سست بنا شود. و اگر در اين جريان نياز به حقوق پيوسته داريد، در كنار توسعه دادن شغل جديد، شغل قبلی‌تان را كه تنها منبع تأمين سرمايه‌ی اوليه‌تان بوده، رها نكنيد.

تا اگر شغل جديدتان عملكرد مناسبی نداشت، دوباره فعاليت‌های خود را در زمينه‌ی شغلی قبلی‌تان افزايش دهيد و درآينده دوباره با دقت و آگاهی بيشتری به توسعه و تكامل طرح شغلی‌تان بپردازيد.

راه عاقلانه اين است كه قبل از شروع شغل جديد و به مخاطره انداختن خود، موفقيت شغل خود را ارزيابی كنيد. يافتن پشتوانه‌ی مالی اوليه برای شغل جديد دشوار است. لذا شايد كار نيمه وقت، تنها راهی است كه شما را در رسيدن به اهدافتان موفق می‌سازد. من موقع شروع كارم خيلی خوشبخت بودم، چون از قبل برنامه‌ريزی داشتم و از كودكی پول‌هايم را پس‌انداز كرده بودم. اگر شما تا به حال اين كار را انجام نداده‌ايد، همين حالا به بانك برويد و حساب پس‌انداز برای خود باز كنيد. نه حساب جاری بلكه حساب پس‌انداز باز كنيد و مادامی كه برای توسعه‌ی شغل‌تان به آن نياز نداشته باشيد،‌ از آن برداشت نكنيد.

Save Money.jpg

سعي كنيد پول‌تان را مادامی كه طرح شغلی‌تان هنوز جوان است افزايش دهيد. با رشد توسعه‌ی شغل‌تان، اين پول را به كار گيريد و آن را دوباره جايگزين نمائيد. در كنار پرداخت‌ هزينه‌های زندگی‌تان بيشترين مقدار ممكن را پس‌انداز كنيد تا موقع توسعه‌ی شغل‌تان اين پول را پشتوانه خود سازيد،‌ سپس شما بايد توجه كامل خود را روی توسعه‌ی شغل‌تان متمركز سازيد. مدرسه و كارهای مربوط به آن موانعی هستند كه مختص كارآفرينان جوان می‌باشند. اولويت‌دهی به كارهايتان بسيار مؤثر خواهد بود.

مهم نيست كه چقدر موفقيت از شغلتان عايد شما شود و يا اينكه چه زمانی را به آن اختصاص دهيد. كارهای مربوط به درس و مدرسه بايد در اولين اولويت شما قرار گيرند. خيلی راحت است كه برای رسيدن به ميليون‌ها دلار پول، تكاليف مدرسه را انجام ندهيد و يا اين كه در مدرسه توجه‌تان به درس را كمتر كنيد ولی بايد بدانيد كه درس چيزی است كه در آينده با گسترش و ادامه‌ی شغل‌تان در زندگی به شما كمك خواهد كرد. وقت خاصی را برای انجام تمرينات مدرسه اختصاص دهيد و وضعيت مطلوب نمراتتان را حفظ كنيد. هيچ كس حاضر به ارتباط با شخصی كه نتوانسته درس خود را تمام كند و در مدرسه شكست خورده است، نمی‌باشد. زمانی كه شروع به بالفعل در آوردن طرح شغلی‌تان كرديد، بدانيد كه هم‌اكنون شما به موفقيت رسيده‌ايد و اين روحيهی كارآفرين و آرزوهايتان شما را در زندگی ياری خواهد داد. حتی اگر نتوانستيد به خوبی آن را پياده كنيد بدانيد كه به تجربيات شغلی فراوانی دست يافته‌ايد كه ديگر همسن و سال‌هايتان از آن بی‌بهره‌اند.

شما جوانی خود را برای كسب برتری صرف می‏كنيد، پس بايد هميشه آماده باشيد و همواره مثبت فكر كنيد كه موفق خواهيد شد. هرگز از بالا بردن مقام شغلی و ترقی دادن شغل خود بازنايستيد و هرگز از موفقيت نترسيد.

References : WWW.Zeromillinon.com

منبع: روزنامه تفاهم

Add comment سپتامبر 7, 2008

فراز و نشیب یاهو yahoo!

فراز و نشیب یاهو

Yahoo!

Yahoo!

از روزگاری كه دو دانشجوی دوره دكترای دانشگاه استنفورد تصمیم گرفتند كه لینكهای مورد علاقه خود در اینترنت را در صفحهای مخصوص نگهداری كنند، تا دورانی كه حاصل كار آنان برای میلیونها كاربر اینترنتی مرجع مطمئنی محسوب شد، زمان زیادی نگذشت. شاید حداكثر سالیانی به تعداد انگشتان یك دست؛ و این ایام برای تبدیل یك پروژه دانشجویی به شركتی بزرگ و چندملیتی، بسیار سریع و برق آسا به حساب میآید؛ تا آنجا كه اگر عدهای آن را غیرقابل باور بدانند، شاید حق داشته باشند.

آغاز ماجرا

در ورودی شرکت یاهو

در ورودی شرکت یاهو

در سال ۱۹۹۴ ، درست چهارده سال پیش، دو دانشجوی دوره دكترای مهندسی مكانیك و الكترونیك در دانشگاه استنفورد، شروع به جمع آوری لینكهای مورد نظر خود در اینترنت كردند و برخی راهكارهای ساده را برای دسترسی سریع و آسان از این فهرست به سایتهای اصلی ابداع كردند. ابداعات آنها بیشتر در آن جهت بود كه به صفحات حاوی لینكهای مورد نظر آنها «عمق» بیشتری داده شود، چرا كه مدتها قبل، آنها لینكهای مورد علاقه خود را در فهرستی جمع آوری كرده بودند ولی به مرور زمان این لیست بسیار بلند و «سطحی» شده بود. در فهرستی كه آنها تهیه كرده بودند، لینكهای جالب اما نامربوط در كنار هم نشسته بودند و این مانند آن بود كه در یك دفتر تلفن، تمامی نامها و شمارههای مورد نیاز، بدون هیچ ترتیبی در كنار هم قرار گیرند. آنها برای حل این مشكل شاخههایی (categories) را تشكیل دادند تا جستوجو آسانتر باشد و به تدریج كه این شاخهها هم شلوغ شدند، به زیرشاخهها (Subcategories) تبدیل شدند. بدین ترتیب، هسته وب سایت معظمی كه امروزه به نام YAHOO! شناخته میشود، متولد شد، هرچند كه در آن سال نه به این نام، بلكه با عنوان خودمانی «راهنمای تار جهان گستر جری و دیوید» شناخته میشد. نام yahoo، كه بعداً برای این راهنمای تار جهان گستر انتخاب شد، برخلاف گمان بسیاری، نه یك اصطلاح یهودی یا ژاپنی، بلكه تركیبی از حروف اول كلمات (acronym) تركیب نامتعارف (Yet Another Hierarchical Officious Oracle) است. «یاهو» كه مشخص بود قرار نیست صرفاً یك راهنمای تار جهان گستر باشد و مبدل به پایگاهی برای داده ها (database) شده بود نخستین بار فقط بر روی دو كامپیوتر، به عنوان ایستگاه‌‎های كاری (workstation) راهاندازی شد، اما در مدتی كوتاه مورد توجه و استقبال قرار گرفت و تمام این اتفاقات در عرض كمتر از یك سال به وقوع پیوستند. اكنون دیگر ثابت شده بود كه علاقه به یك فهرست منظم از لینكها و آدرسهای اینترنتی یك علاقه عمومی در فضای وب است و ابتكار فیلو و یانگ هر روز بیش از پیش، كاربران را به خود جذب میكرد. افزایش تعداد بازدیدكنندگان از یاهو چنان سیری تصاعدی به خود گرفت كه در پاییز سال ،۱۹۹۴ یعنی فقط چند ماه پس از راه اندازی آزمایشی «راهنمای تار جهان گستر جری و دیوید»، شمارشگر هیت (hit) این سایت از مرز یك میلیون گذشت و نشان داد كه دست كم ۱۰۰ هزار بازدیدكننده (visitor) طی این مدت به این سایت مراجعه كردهاند.

سالهای پرماجرا

پدیدآورندگان یاهو، در موقعیتی بسیار جدی و امیدواركننده قرار گرفته بودند. آنها دریافته بودند كه محصول علمی و تكنیكی آنها توانایی بالقوهای در جذب سرمایه و در نتیجه توسعه دارد و از این موقعیت به خوبی استفاده كردند. مارك اندرسون از كمپانی معروف «نت اسكیپ» از آنها دعوت كرد تا با توجه به رشد بیوقفه مراجعان یاهو، پایگاه دادههای خود را به سرورهای بزرگتری در كالیفرنیا منتقل كنند و این شروع یك سری تعاملهای ارزشمند میان نت اسكیپ و یاهو بود. اما یانگ و فیلو كه موقعیت منحصر به فرد یاهو را درك كرده بودند، به این قناعت نكردند و با صاحبان صنایع مهمی چون اپل، آتاری، اوراكل و سیسكو دیدار و برای همكاریهای گوناگون گفتوگو كردند. حاصل این رایزنیها، سرمایهای دو میلیون دلاری بود كه باعث رشد كمی و كیفی یاهو شد و حتی فیلو و یانگ را به صرافت اجیر كردن تیمی برای «مدیریت» یاهو انداخت، كه به تبع آن، تیم كوگل (Tim koogle)، یكی از دانش آموختگان گروه مهندسی استنفورد و یكی از خبرگان موتورولا و جفری مالت، یكی از موسسان ناول به عنوان مدیران اجرایی به استخدام یاهو درآمدند. در پاییز ۱۹۹۵ سرمایه گذاران موسسه رویترز و سافت بانك هم در یاهو سرمایه گذاری كردند. در سال ۱۹۹۶ یاهو با ۴۹ كارمند، یك شركت موفق و بزرگ ارزیابی میشد

نمایی از شرکت یاهو

نمایی از شرکت یاهو

.

تنوع خدمات

از آن سالها به بعد، اضافه شدن خدمات مفید و عمدتاً رایگان به یاهو به صورت امری معمول درآمد و همین امر، به علاوه سادگی، جامعیت و كم حجمی صفحه اول سایت یاهو، باعث شد كه بیشتر كاربران اینترنت صفحه پیش فرض مرورگران اینترنت خود را هم به آدرس این سایت تغییر دهند. امكانات ارزشمندی چون چت، پست الكترونیكی، اخبار، پیش بینی وضع هوا، گالری عكس، راهنما، بازی و دهها مورد دیگر كه همگی توسط یاهو فراهم شدند و در صفحه اول این سایت لینك آنها به صورت متنی و یا با نماد گرافیكی بسیار سادهای در دسترس قرار گرفتند، به علاوه موتور جستوجوی قدرتمند یاهو، باعث شد، این سایت انتخاب اول بسیاری از كاربران اینترنت باشد. با این حال، خدمات یاهو منحصر به امكانات تحت وبی كه نام برده شد، نماند و برخی از نرمافزارهای كاربردی آن نیز محبوبیتهای ویژهای داشتند كه مشهورترین آنها مسنجر یاهو (yahoo messenger) goofy-yahoo-logo.gifبود كه در نوع خود، انقلابی در زمینه تسهیل ارتباطات اینترنتی محسوب میشد و یكی از پركارترین نرم افزارهای دنیای كامپیوتر در سایه همین خدمات متنوع، ساده و غالباً رایگان است كه تعداد مراجعان به یاهو آنچنان بالاست كه آگهی دهندگان را به سمت خود كشیده و سود هنگفتی را نصیب صاحبان آن كرده و میكند. وقتی كه فقط در آوریل ،۱۹۹۷ یك میلیارد بازدید از صفحات مختلف این سایت صورت گرفته باشد، تكلیف در سالهای بعد كه به شدت به تعداد كاربران اینترنت افزوده شد، روشن است و چنین واقعیتی یعنی هجوم آگهی دهندگان و اسپانسرها.

دست بالای دست

هرچند كه كمپانیهای عظیمی قصد رقابت با یاهو را داشتند و در این راه سرمایه هنگفتی را نیز هزینه میكردند، اما هیچیك نتوانستند فاصله خود را با یاهو از میان بردارند. به عنوان مثال مایكروسافت، با تمام تلاشی كه به مدد سرمایه، اعتبار و دیگر رانتهایی كه همواره از آن برخوردار بود (نظیر مرورگر IE) به كار برد، هرگز نتوانست به موقعیت یاهو دست یابد. صفحه اول سایت آن (www.msn.com) نسبتاً سنگین و شلوغ بود، موتور جستوجوی آن در مقایسه با موتور جست وجوی یاهو كند مینمود و پست الكترونیك آن نیز قابلیتها و سرعت پست الكترونیك یاهو را نداشت. حتی جالب آنكه در زمینه نرمافزارهای كاربردی (كه مایكروسافت متخصص آن بود) نیز، مسنجر مایكروسافت (msn messenger) هرگز نتوانست به جایگاه منحصر به فرد مسنجر یاهو نزدیك شود.

قاعدتاً، وقتی مایكروسافت در این زمینه توان رقابت با یاهو را نداشت، تكلیف سایر رقبا روشن بود. اما اوضاع بر همین منوال نماند و یك رقیب تازه نفس، در كمال حیرت، توانست در طول مدت كوتاهی در مقابل یاهو قد علم كند و آن چیزی نبود مگر Google! گوگل سادگی و سرعت را به كمال رسانده و به جرات میتوان گفت سریعترین و بهترین موتور جستوجویی است كه تاكنون در فضای اینترنت ظهور كرده است. علاوه بر این چیزی كه گوگل را به سرعت محبوب كرد نه به دلیل جمع آوری مجموعهای از لینكها بود (مثل یاهو) بلكه دقیقاً خلاف آن، یعنی عاری بودن صفحه اصلی آن از هرگونه لینك و یا تبلیغ بود. چیزی كه تا به امروز نیز باقی مانده و هر چند امكانات فراوانی به گوگل اضافه شده، ولی صفحه اول آن همچنان عریان مینماید!

تلنگر

بی شك سرازیر شدن بسیاری از مراجعان یاهو به گوگل، مسئولان این سایت را نگران ساخته و آن را در پی چاره جویی واداشته است. یكی از نمونههای این ادعا، رقابت در افزایش گنجایش میل باكس پستهای الكترونیك رایگان بود كه پس از آنكه گوگل، برای كاربران Gmail (پست الكترونیكی رایگان گوگل منتها با دعوتنامه) یك گیگابایت درنظر گرفت، یاهو نیز سریعاً اعلام كرد كه میل باكس پستهای الكترونیك رایگان خود را افزایش میدهد و در دو مرحله تا ۵۰۰ مگابایت را برای هر كاربر درنظر گرفت، كاربرانی كه قبلاً ۴ یا ۶ مگابایت فضا در اختیار داشتند! در آخرین اقدام یاهو موتور جستوجوی خود را بهسازی اساسی كرده است و امید آن دارد تا بخش دیگری از كاربران را به خود جذب كند. كاربرانی كه گوگل اصلاً قصد رها كردن آنها را ندارد!


محمود فرجامی

منبع: سایت آفتاب

Add comment سپتامبر 7, 2008


Add to Technorati Favorites
Bookmark and Share
Add to Google
Add to My Yahoo!
Mahmoud Kabiry's Facebook profile
Subscribe to me on FriendFeed

اشتراک با ایمیل

بایگانی

 

سپتامبر 2008
ش ی د س چ پ ج
« آگوست   می »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

برترین مطالب

نوشته‌های تازه

لینک

تعداد حاضرین

website counter i

link & logo

Blog Stats

Clicky Web Analytics Clicky

ابر واژه

Uncategorized دباره افراد موفق درباره شرکتهای موفق مقالات بازاریابی مقالات کسب وکار

اطلاعات

my twitt

خطا: تویتر پاسخ نمی دهد. لطفا چند دقیقه منتظر بمانید و سپس این صفحه را بازآوری کنید.